حدیث دربارهنهى از رُهبانيت و از حرام شمردن آنچه خدا حلال كرده است

رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا رَهبانِيَّةَ فِي الإِسلام ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در اسلام، رهبانيت نيست.
۱.هي من رهبنة النصارى. وأصلها من الرهبة: الخوف، كانوا يترهّبون بالتخلّي من أشغال الدنيا وترك ملاذّها والزهد فيها والعزلة عن أهلها وتعمّد مشاقّها، حتى إنّ منهم من كان يخصي نفسه ويضع السلسلة في عُنقه، وغير ذلك من أنواع التعذيب، فنفاها النبيّ صلى الله عليه و آله عن الإسلام ونهى المسلمين عنها. والرهبان: جمع راهب، وقد يقع على الواحد ويجمع على رهابين ورهابنة. والرهبنة فَعلنة أو فعللة، على تقدير أصليّة النون وزيادتها. والرهبانية منسوبة إلى الرهبنة بزيادة الألف (النهاية: ج2، ص280 «رهب»).
۲.النهاية في غريب الحديث: ج 2 ص 280، كشف الخفاء: ج 2 ص 377 ح 3154؛ دعائم الإسلام: ج 2 ص 193 ح 701، بحار الأنوار: ج 68 ص 319.

احادیث دیگر این موضوع

۸
مجمع البيان ـ به نقل از ابن مسعود ـ:من در ترك پيامبر خدا، بر الاغى سوار بودم. ايشان فرمود: «اى پسرِ مادرْ غلام! آيا مى دانى كه چرا بنى اسرائيل، رهبانيت را پديد آوردند؟» گفتم: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: «بعد از عيسى عليه السلام، شاهان بر بنى اسرائيل چيره شدند و گنهكارى پيشه كردند. مؤمنان، به خشم آمدند و با آنان به جنگ برخاستند؛ ولى اهل ايمان، سه بار شكست خوردند، به طورى كه تنها شمارى اندك از ايشان، باقى ماندند. پس گفتند: اگر اينان بر ما چيره آيند، نابودمان مى كنند و ديگر طرفدارى براى دين، باقى نمى ماند كه به آن دعوت كند. بياييد در زمين، پراكنده شويم تا خداوند، پيامبرى را كه عيسى عليه السلام وعده آمدنش را داده است، برانگيزد. مقصودشان محمّد صلى الله عليه و آله بود. پس، در غارهاى كوه ها پراكنده شدند و رهبانيت را پديد آوردند. عدّه اى از ايشان به دين خويش، پايدار ماندند و برخى به كفر گراييدند». سپس اين آيه را تلاوت كرد: « «و ترك دنيايى كه از پيشِ خود درآوردند، ما آن را برايشان مقرّر نكرديم، مگر براى آن كه كسب خشنودى خدا كنند. با اين حال، آن را چنان كه حقّ رعايت آن بود منظور نداشتند» ». سپس فرمود: «اى پسر مادرْ غلام! آيا مى دانى رهبانيّت امّت من چيست؟». گفتم: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: «هجرت، جهاد، نماز، روزه، حجّ و عمره».
مجمع البيان ـ به نقل از ابن مسعود ـ:بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شدم. فرمود: «اى پسر مسعود! كسانى كه پيش از شما بودند، به 72 فرقه تقسيم شدند كه دو فرقه آنان، نجات يافتند و بقيه هلاك شدند. فرقه اى كه براى دفاع از دين عيسى عليه السلام با شاهان جنگيدند و كشته شدند، و فرقه اى كه نه توان مقابله با شاهان را داشتند و نه در ميان ايشان ماندند تا آنان را به دين خداى متعال و آيين عيسى عليه السلام فرا خوانند. از اين رو، به سياحت سياحت: گشتن در زمين براى عبادت (لسان العرب: ج 2، ص 492 «سيح»)، درويشى، دوره گَردى. در آبادى ها پرداختند و رهبانيت پيشه كردند. اينان، همانهايند كه خداوند، درباره آنها فرموده است: «و ترك دنيايى كه از پيشِ خود درآوردند، ما آن را برايشان مقرر نكرديم» . پيامبر صلى الله عليه و آله سپس فرمود: «هركس به من ايمان آورد و تصديقم كرد و از من پيروى نمود، اين رهبانيت را، چنان كه بايد، رعايت كرده است و آنان كه به من ايمان نياوردند، هم ايشان اند هلاك شدگان».