سلمان
2 حدیث
عيون أخبار الرضا ـ به نقل از ابو عبّاد:ـ امام رضا عليه السلام در تابستان، روى حصير و در زمستان، روى پلاس مى نشست، و جامه درشت مى پوشيد، و وقتى در برابر مردم ظاهر مى شد، آراسته مى گشت.
عدّة الداعي:تَحَسَّرَ سَلمانُ الفارِسِي ـ رِضوانُ اللّهِ عَلَيهِ ـ عِندَ مَوتِهِ، فَقيلَ لَهُ: عَلامَ تَأَسُّفُكَ يا أبا عَبدِ اللّه؟ قالَ: لَيسَ تَأَسُّفي عَلَى الدُّنيا، ولكِنَّ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله عَهِدَ إلَينا وقالَ: «لِتَكُن بُلغَةُ أحَدِكُم كَزادِ الرّاكِبِ»، وأخافُ أن نَكونَ قَد جاوَزنا أمرَهُ وحَولي هذِهِ الأَساوِدُ ـ وأشارَ إلى ما في بَيتِهِ، إذا هُوَ دَستٌ ۱ وسَيفٌ وجَفنَةٌ ـ! ۲
عدّة الداعى:سلمان فارسى ـ كه خداوند از او خشنود باد ـ در هنگام مرگ، اظهار تأسّف كرد.
پرسيدند: اى ابو عبد اللّه! تأسّفت براى چيست؟
گفت: «تأسّفم براى دنيا نيست ـ كه پيامبر خدا به ما توصيه كرد و فرمود: بايد توشه شما مانند توشه مسافر باشد ـ و مى ترسم كه با اين افعى هايى كه پيرامونم هستند، از دستور ايشان تخطّى كرده باشم» و به آنچه در اتاقش بود، اشاره كرد. ديدم يك دست [پشتى] و يك شمشير و يك قابلمه است!