ظاهرسازى
7 حدیث
رسول اللّه صلىاللهعليهوآله: ثَلاثَةٌ لا يَنظُرُ اللّهُ إلَيهِم يَومَ القِيامَةِ و لا يُزَكّيهِم و لَهُم عَذابٌ أليمٌ: المُرخي ذَيلَهُ مِنَ العَظَمَةِ، وَ المُزَكّي سِلعَتَهُ بِالكَذِبِ، و رَجُلٌ اِستَقبَلَكَ بِوُدِّ صَدرِهِ فَيُواري (وقَلبُهُ) مُمتَلِئٌ غِشّا. ۱
رسول خدا صلىاللهعليهوآله: خداوند در روز قيامت، به سه كس نمىنگرد، آنان را پاك نمىسازد و برايشان عذابى دردناك خواهد بود: كسى كه از سر تكبّر، دنباله جامهاش را بلند مىكند [تا بر زمين كشيده شود]؛ كسى كه به دروغ، كالاى خود را پاك و بىعيب معرّفى مىكند؛ و كسى كه دوستانه با تو روياروى مىشود، حال آن كه قلبش لبريز از فريب است.
۱.تفسير العيّاشي: 1 / 179 / 69 عن السكوني عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام، بحار الأنوار: 75 / 211 / 6.
رسول خدا صلىاللهعليهوآله: هرگاه دانشْ آشكار و عملْ بازداشته شود و زبانها با يكديگر سازگار و دلها ناسازگار شوند و پيوندهاى خويشى گسسته گردد، آن جاست كه «خداوند آنان را لعنت نمود. آنان را كر و چشمانشان را كور ساخته است». ۳
عنه صلىاللهعليهوآله: إذا تَعَلَّمَ النّاسُ العِلمَ و تَرَكُوا العَمَلَ، و تَحابّوا بِالأَلسُنِ و تَباغَضوا بِالقُلوبِ، و تَقاطَعوا فِي الأَرحامِ، لَعَنَهُمُ اللّهُ عِندَ ذلِكَ؛ فَأَصَمَّهُم و أعمى أبصارَهُم. ۱
رسول خدا صلىاللهعليهوآله: هرگاه مردم، دانش بياموزند و عمل را واگذارند و به زبان، دوستى كنند و به دل، دشمنى ورزند و پيوندهاى خويشى را بگسلند، آنگاه است كه خداوند، لعنتشان مىكند. پس كرشان ساخته، چشمانشان را كور مىكند.
۱.منية المريد: 334، مشكاة الأنوار: 123، روضة الواعظين: 458 كلاهما نحوه؛ إحياء علوم الدين: 1 / 70، تفسير الدرّ المنثور: 7 / 501 نقلاً عن ابن أبي الدنيا في كتاب العلم عن الحسن.
الإمام الصادق عليهالسلام: إنَّ اللّهَ تَعالى أوحى إلى داودَ عليهالسلام: إنَّ العِبادَ تَحابّوا بِالأَلسُنِ وتَباغَضوا بِالقُلوبِ، و أظهَرُوا العَمَلَ لِلدُّنيا و أبطَنُوا الغِشَّ وَ الدَّغَلَ. ۱
امام صادق عليهالسلام: خداوند متعال به داوود عليهالسلام وحى فرمود: بندگان به زبان، دوستى مىكنند و به دل، دشمنى مىورزند و عمل براى دنيا را آشكار كردهاند و فريب و نيرنگ را نهان ساختهاند.
۱.قصص الأنبياء: 199 / 255 عن يونس بن ظبيان، بحار الأنوار: 14 / 37 / 14.
الإمام عليّ عليهالسلام: رُبَّ مُتَوَدِّدٍ مُتَصَنِّعٍ. ۱
امام على عليهالسلام: چه بسا ابراز كننده دوستى كه ظاهرسازى مىكند.
۱.غرر الحكم: 5277.
عنه عليهالسلام ـ في فِتنَةِ بَني اُمَيَّةَ ـ : كانَ أهلُ ذلِكَ الزَّمانِ ذِئابا، و سَلاطينُهُ سِباعا، وأوساطُهُ اُكّالاً، و فُقَراؤُهُ أمواتا، و غارَ الصِّدقُ، و فاضَ الكَذِبُ، وَ استُعمِلَتِ المَوَدَّةُ بِاللِّسانِ، و تَشاجَرَ النّاسُ بِالقُلوبِ. ۱
امام على عليهالسلام ـ درباره فتنه بنىاميّه ـ : مردم آن روزگار، [همچون]گرگهايند و حاكمانش درندگان، و مردم ميانهحال آن، پرخوران و فقيرانش مردگان. راستى ناپديد مىگردد و دروغ، سرريز مىگردد و دوستىِ زبانى به كار بسته مىشود و مردم، به دل با يكديگر دشمنى مىكنند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 108، غرر الحكم: 6438: وفيه ذيله.
عنه عليهالسلام ـ في فِتنَةِ بَني اُمَيَّةَ ـ : هَدَرَ فَنيقُ الباطِلِ بَعدَ كُظومٍ، و تَواخَى النّاسُ عَلَى الفُجورِ، و تَهاجَروا عَلَى الدّينِ، و تَحابّوا عَلَى الكَذِبِ، و تَباغَضوا عَلَى الصِّدقِ. ۱
امام على عليهالسلام ـ درباره فتنه بنىاميّه ـ : شتر نرِ باطل، پس از خاموشى، بانگ مىزند و مردم در بدكارى با يكديگر برادر مىشوند و در دين، جدايى مىپذيرند؛ بر دروغ با يكديگر دوستى مىكنند و بر راستى با يكديگر دشمنى مىورزند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 108.