انواع دوستان
6 حدیث
الإمام عليّ عليهالسلام: أصدِقاؤُكَ ثَلاثَةٌ، وأعداؤُكَ ثَلاثَةٌ؛ فَأَصدِقاؤُكَ: صَديقُكَ، وصَديقُ صَديقِكَ، وعَدُوُّ عَدُوِّكَ. وأعداؤُكَ عَدُوُّكَ، وعَدُوُّ صَديقِكَ، وصَديقُ عَدُوِّكَ. ۱
امام على عليهالسلام: دوستانت سه گونهاند و دشمنانت [نيز] سه گونه. امّا دوستانت [عبارتاند از]: دوستت، دوستِ دوستت و دشمنِ دشمنت. دشمنانت [نيز عبارتاند از]: دشمنت، دشمنِ دوستت و دوستِ دشمنت.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 295، إرشاد القلوب: 194، بحار الأنوار: 74 / 164 / 28.
تحف العقول: قالَ [الإِمامُ الحُسَينُ] عليهالسلام: الإِخوانُ أربَعَةٌ: فَأَخٌ لَكَ ولَهُ، وأخٌ لَكَ، وأخٌ عَلَيكَ، وأخٌ لا لَكَ ولا لَهُ.
فَسُئِلَ عَن مَعنى ذلِكَ فَقالَ عليهالسلام: الأَخُ الَّذي هُوَ لَكَ ولَهُ: فَهُوَ الأَخُ الَّذي يَطلُبُ بِإِخائِهِ بَقاءَ الإِخاءِ، ولا يَطلُبُ بِإِخائِهِ مَوتَ الإِخاءِ، فَهذا لَكَ ولَهُ؛ لِأَنَّهُ إذا تَمَّ الإِخاءُ طابَت حَياتُهُما جَميعا، وإذا دَخَلَ الإِخاءُ في حالِ التَّناقُضِ بَطَلَ جَميعا.
وَالأَخُ الَّذي هُوَ لَكَ: فَهُوَ الأَخُ الَّذي قَد خَرَجَ بِنَفسِهِ عَن حالِ الطَّمَعِ إلى حالِ الرَّغبَةِ، فَلَم يَطمَع فِي الدُّنيا إذا رَغِبَ فِي الإِخاءِ، فَهذا موفِرٌ عَلَيكَ بِكُلِّيَّتِهِ.
وَالأَخُ الَّذي هُوَ عَلَيكَ: فَهُوَ الأَخُ الَّذي
تحفالعقول: [امام حسين عليهالسلام]فرمود: «برادران، چهار گونهاند: برادرى كه [دوستىاش]به سود تو و اوست؛ و برادرى كه به سود توست؛ و برادرى كه به زيان توست؛ و برادرى كه نه به سود توست و نه به سود خودش».
معناى اين سخن را از ايشان پرسيدند. حضرت فرمود: «برادرى كه به سود تو و خودش است، آن برادرى است كه با برادرى خود، خواستار ماندگارى برادرى است و مقصودش از برادرىِ خود، ميراندن برادرى نيست. اين كس به سود تو و به سود خودش مىكوشد؛ زيرا اگر برادرى كامل شود، زندگىِ هر دو شيرين مىگردد و اگر برادرى كاستى گيرد، [خوشى هر دو]تباه مىگردد.
امّا برادرى كه به سود توست، آن برادرى است كه خود را از حالت طمع به حالت رغبت در آورده است و چون به برادرى راغب است، در [امور]دنيا طمع نمىورزد. پس با همه وجودش
۱.تحف العقول: 247، بحار الأنوار: 78 / 119 / 13.
الإمام الباقر عليهالسلام: قامَ رَجُلٌ بِالبَصرَةِ إلى أميرِ المُؤمِنينَ عليهالسلام فَقالَ: يا أميرَ المُؤمِنينَ، أخبِرنا عَنِ الإِخوانِ؟
فَقالَ: الإِخوانُ صِنفانِ: إخوانُ الثِّقَةِ، وإخوانُ المُكاشَرَةِ. فَأَمّا إخوانُ الثِّقَةِ فَهُمُ الكَفُّ، وَالجَناحُ، وَالأَهلُ، وَالمالُ. فَإِذا كُنتَ مِن أخيكَ عَلى حَدِّ الثِّقَةِ فَابذِل لَهُ مالَكَ وبَدَنَكَ، وصافِ مَن صافاهُ، وعادِ مَن عاداهُ، وَاكتُم سِرَّهُ وعَيبَهُ، وأظهِر مِنهُ الحُسنَ. وَاعلَم أيُّهَا السّائِلُ أنَّهُم أقَلُّ مِنَ الكِبريتِ الأَحمَرِ.
وأمّا إخوانُ المُكاشَرَةِ فَإِنَّكَ تُصيبُ لَذَّتَكَ مِنهُم، فَلا تَقطَعَنَّ ذلِكَ مِنهُم، ولا تَطلُبَنَّ ما وَراءَ ذلِكَ مِن ضَميرِهِم، وَابذِل لَهُم ما بَذَلوا لَكَ مِن طَلاقَةِ الوَجهِ
امام باقر عليهالسلام: در بصره مردى بر پا خاست و گفت: اى امير مؤمنان! ما را از [حال]برادران خبر ده.
حضرت فرمود: «برادران، دو گونهاند: برادرانِ قابل اعتماد و برادرانِ [مفيدِ تنها براى] شوخى و شادمانى. امّا برادران قابل اعتماد، دست و بال و خانواده و دارايى [شخص] هستند. پس اگر نسبت به برادرت اعتماد داشتى، مال و تنت را بدو ببخش و با دوستش دوستى و با دشمنش دشمنى كن و رازش را پنهان دار و خوبىاش را آشكار ساز. اى پرسشگر! بدان كه اين گونه برادران، كميابتر از گوگرد سرخ ۲ هستند.
امّا برادارن شوخى و شادمانى، پس [بدان كه]تو از آنان لذّت خود را مىبرى. پس آن را از آنان مبُر و. بيش از آن، از درونشان مخواه و به همان ميزان كه روى گشاده و زبان شيرين خود را به تو ارزانى مىدارند، تو نيز چنين كن».
۱.الكافي: 2 / 248 / 3، الاختصاص: 251 وفيه «كالكف» بدل «الكف» كلاهما عن أبي مريم الأنصاري، الخصال: 49 / 56 عن جابر، مصادقة الإخوان: 131 / 1 عن يونس بن عبد الرحمن عن أبي جعفر الثاني عليهالسلاموفيه «كالكفّ. سرّه وأعنه» بدل «الكفّ. سرّه وعيبه»، تحف العقول: 204 من دون نقل عن الإمام الباقر عليهالسلام، بحار الأنوار: 67 / 193 / 3 و ج 74 / 281 / 2.
۲.گوگرد سرخ، به غايتْ كمياب است (ر. ك: لغتنامه دهخدا، واژه «كبريت اَحمر»).
الإمام الصادق عليهالسلام: الإِخوانُ ثَلاثَةٌ: فَواحِدٌ كَالغِذاءِ الَّذي يُحتاجُ إلَيهِ كُلَّ وَقتٍ فَهُوَ العاقِلُ، وَالثّاني في مَعنَى الدّاءِ وهُوَ الأَحمَقُ، وَالثّالِثُ في مَعنَى الدَّواءِ فَهُوَ اللَّبيبُ. ۱
امام صادق عليهالسلام: برادران، سه گونهاند: يكى چون غذاست كه در همه وقت به آن نياز است و او شخص عاقل است. دوم به معناىِ درد است، و او شخص احمق است. سوم به معناىِ دَواست و او شخص خردمند است.
۱.تحف العقول: 323، بحار الأنوار: 78 / 238 / 75.
عنه عليهالسلام: الإِخوانُ ثَلاثَةٌ: مُواسٍ بِنَفسِهِ، وآخَرُ مُواسٍ بِمالِهِ ـ وهُمَا الصّادِقانِ فِي الإِخاءِ ـ وآخَرُ يَأخُذُ مِنكَ البُلغَةَ، ويُريدُكَ لِبَعضِ اللَّذَّةِ، فَلا تَعُدَّهُ مِن أهلِ الثِّقَةِ. ۱
امام صادق عليهالسلام: برادران، سه گونهاند: آن كه [در راه دوست] از جان خود مىگذرد. ديگرى آن كه از مال خود مىگذرد و اين دو در برادرى خود صادق هستند. ديگرى آنچه را كه نياز دارد، از تو مىگيرد و تو را براى پارهاى لذّتها [ى خود]مىخواهد. پس او را از افراد قابل اعتماد مشمار.
۱.تحف العقول: 324، بحار الأنوار: 78 / 239 / 86.
عنه عليهالسلام: إنَّ الَّذينَ تَراهُم لَكَ أصدِقاءَ إذا بَلَوتَهُم وَجَدتَهُم عَلى طَبَقاتٍ شَتّى؛ فَمِنهُم كَالأَسَدِ في عِظَمِ الأَكلِ وشِدَّةِ الصَّولَةِ، ومِنهُم كَالذِّئبِ فِي المَضَرَّةِ، ومِنهُم كَالكَلبِ فِي البَصبَصَةِ، ومِنهُم كَالثَّعلَبِ فِي الرَّوَغانِ وَالسَّرِقَةِ، صُوَرُهُم مُختَلِفَةٌ وَالحِرفَةٌ واحِدَةٌ. ما تَصنَعُ غَدا إذا تُرِكتَ فَردا وَحيدا لا أهلَ لَكَ ولا وَلَدَ إلاَّ اللّهَ رَبَّ العالَمينَ؟! ۱
امام صادق عليهالسلام: كسانى را كه دوستان خود مىبينى، اگر آنان را بيازمايى، آنان را گونههاى متفاوتى خواهى يافت: برخى در پرخورى و پرخاشگرى، همچون شير (درنده) هستند. برخى در زيان زدن، چون گرگ هستند. برخى در چاپلوسى چون سگ هستند. برخى در نيرنگبازى و دزدى، چون روباه هستند. چهرههايشان گوناگون است؛ امّا پيشه يكى است. فردا كه تنها و بىخانواده و فرزند، رها خواهى شد و جز پروردگار عالميان را نخواهى داشت، چه خواهى كرد؟
۱.الاختصاص: 252، بحار الأنوار: 74 / 179 / 22.