حدیث دربارهنهى از جدايى

الكافي عن مرازم بن حكيم: كانَ عِندَ أبي عَبدِاللّه‏ِ عليه‏السلام رَجُلٌ مِن أصحابِنا يُلَقَّبُ شَلقانَ، وكانَ قَد صَيَّرَهُ في نَفَقَتِهِ، وكانَ سَيِّئَ الخُلُقِ، فَهَجَرَهُ. فَقالَ لي يَوما: يا مُرازِمُ، (و) تُكَلِّمُ عيسى؟ فَقُلتُ: نَعَم. فَقالَ: أصَبتَ، لا خَيرَ فِي المُهاجَرَةِ. ۱
الكافى ـ به نقل از مُرازِم بن حكيم ـ : يكى از ياران ما (عيسى بن ابى منصور) كه شَلقان ۲ لقب داشت، نزد امام صادق عليه‏السلاممى‏زيست و كارهاى مالى و تهيه ما يحتاج امام عليه‏السلام را به عهده داشت. او به سبب تندخويى‏اش از امام بريد. پس امام، روزى به من فرمود: «اى مُرازِم! آيا با عيسى سخن خواهى گفت (واسطه صلح خواهى شد)؟». گفتم: آرى. فرمود: «بسيار خوب! خيرى در هجران نيست».
۱.الكافي: 2 / 344 / 4، بحار الأنوار: 75 / 185 / 4.
۲.شَلْقان، شُهرت عيسى بن منصور است و مقصود از نزد ايشان بودن، نه حضور هميشگى در محضر ايشان، بلكه به معناى بر عهده داشتن كارهاى منزل آن حضرت بود (مرآة العقول: 10 / 361).

احادیث دیگر این موضوع

۸