حدیث دربارهحكايت اجل و آرزو

الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلامـ مِن خُطبَةٍ لَهُ بِالبَصرَةِ ـ: اِعلَموا أنَّكُم في أجَلٍ مَحدودٍ وأمَلٍ مَمدودٍ ونَفَسٍ مَعدودٍ، ولاُبدَّ لِلأَجَلِ أن يَتَناهى، ولِلأَمَلِ أن يُطوى، ولِلنَّفَس أن يُحصى. ثُمَّ دَمَعَت عَيناهُ وقَرَأَ: «وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَـفِظِينَ * كِرَامًا كَـتِبِينَ * يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ» ۱. ۲
امام صادق عليه السلامـ به نقل از پدرانش ـامام على عليه السلام [در سخنرانى اش]در بصره فرمود: «بدانيد كه شما عمرى محدود و آرزويى دامنه دار و نَفَسى معدود داريد. ناگزير، عمر به پايان مى رسد و طومار آرزو، پيچيده مى شود و نفس، به شماره مى افتد». آن گاه، چشمان ايشان اشكبار شد و اين آيات را خواند: « «و قطعاً بر شما نگهبانانى گماشته است؛ بزرگوارانى نويسنده [ى اعمال شما] كه آنچه انجام مى دهيد، مى دانند» ».
۱.الإنفطار: 10 ـ 12.
۲.الأمالي للصدوق: ص 171 ح 169 عن مسعدة بن صدقة، روضة الواعظين: ص 535 عن الإمام الصادق عنه عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 78 ص 70 ح 24؛ شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 281 ح 223.

احادیث دیگر این موضوع

۸
عارضة الأحوذىـ به نقل از ربيع بن خُثَيم، از عبد اللّه (لفظ از بخارى است) ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله مربّعى رسم كرد و در وسط آن، خطّى كشيد و در چهار طرف آن خط، خطوط كوچكى رسم كرد و آن گاه فرمود: «اين، انسان است و اين هم اجل اوست كه او را در ميان گرفته است و اين خطّى كه بيرون قرار دارد، آرزوى اوست و اين خطوط كوچك، بلايا و حوادث اند. اگر اين يكى [خط]به او نخورَد، اين ديگرى او را مى گزد.». ابن عربى مى گويد: بخارى، اين حديث را به درستى نياورده؛ چرا كه سه معنا برشمرده است: يكى، مربّع؛ دوم، خطّى كه در ميان آن است؛ و سوم، خطوط كوچك. ابن عربى، سپس مى گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله براى هر موردى مثالش را آورده و فرموده است: «اين، انسان است، يك؛ اين، اجل اوست كه او را در ميان گرفته است، دو؛ اين خطّى كه بيرون از مربّع است، سه؛ و اين خطوط كوچك، بلايا و حوادث اند، چهار». صورت درست اين حديث، آن است كه ديگرانى غير از بخارى روايت كرده اند عبداللّه گفته است: پيامبر خدا، براى ما چارگوشى رسم كرد و در وسط چار گوش، خطّى كشيد و در كناره هاى خطّ ميان چارگوش، خطوطى رسم كرد و بيرونِ چار گوش نيز يك خط كشيد. سپس فرمود: «مى دانيد اين چيست؟». گفتند: خدا و پيامبر او داناترند. فرمود: «اين خطِّ ميانى، انسان است؛ خطوطى كه در اطراف آن هستند، بلايا و حوادث اند و اين بلايا و حوادث، از هر سو او را مى گَزَند. اگر اين يكى به هدف نخورد، آن يكى به او مى خورد. چارگوش، اجل است كه اورا در ميان گرفته، و خطّ بيرونى و فاصله دار، آرزوست. تصوير آن، چنين است»: