حدیث دربارهحكايت اجل و آرزو

رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ الإِنسانِ وَالأَمَلِ وَالأَجَلِ؛ فَمَثَلُ الأَجَلِ إلى جانِبِهِ والأَمَلُ أمامَهُ، فَبَينَما هُوَ يَطلُبُ الأَمَلَ أمامَهُ أتاهُ الأَجَلُ فَاختَلَجهُ ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت انسان و آرزو و اجل، چنان است كه اجل در كنار اوست و آرزو، پيشاپيش او: در حالى كه آرزو را پيش روىِ خود دنبال مى كند، ناگاه، اجل فرا مى رسد و او را در مى رُبايد.
۱.يقال: اخْتَلَجت المَنِيّةُ القَومَ؛ أي اجتَذَبَتهُم (لسان العرب: ج 2 ص 258 «خلج»).
۲.الفردوس: ج 4 ص 144 ح 6444، كنز العمّال: ج 3 ص 494 ح 7574 نقلاً عن ابن أبي الدنيا وكلاهما عن أنس.

احادیث دیگر این موضوع

۸
عارضة الأحوذىـ به نقل از ربيع بن خُثَيم، از عبد اللّه (لفظ از بخارى است) ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله مربّعى رسم كرد و در وسط آن، خطّى كشيد و در چهار طرف آن خط، خطوط كوچكى رسم كرد و آن گاه فرمود: «اين، انسان است و اين هم اجل اوست كه او را در ميان گرفته است و اين خطّى كه بيرون قرار دارد، آرزوى اوست و اين خطوط كوچك، بلايا و حوادث اند. اگر اين يكى [خط]به او نخورَد، اين ديگرى او را مى گزد.». ابن عربى مى گويد: بخارى، اين حديث را به درستى نياورده؛ چرا كه سه معنا برشمرده است: يكى، مربّع؛ دوم، خطّى كه در ميان آن است؛ و سوم، خطوط كوچك. ابن عربى، سپس مى گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله براى هر موردى مثالش را آورده و فرموده است: «اين، انسان است، يك؛ اين، اجل اوست كه او را در ميان گرفته است، دو؛ اين خطّى كه بيرون از مربّع است، سه؛ و اين خطوط كوچك، بلايا و حوادث اند، چهار». صورت درست اين حديث، آن است كه ديگرانى غير از بخارى روايت كرده اند عبداللّه گفته است: پيامبر خدا، براى ما چارگوشى رسم كرد و در وسط چار گوش، خطّى كشيد و در كناره هاى خطّ ميان چارگوش، خطوطى رسم كرد و بيرونِ چار گوش نيز يك خط كشيد. سپس فرمود: «مى دانيد اين چيست؟». گفتند: خدا و پيامبر او داناترند. فرمود: «اين خطِّ ميانى، انسان است؛ خطوطى كه در اطراف آن هستند، بلايا و حوادث اند و اين بلايا و حوادث، از هر سو او را مى گَزَند. اگر اين يكى به هدف نخورد، آن يكى به او مى خورد. چارگوش، اجل است كه اورا در ميان گرفته، و خطّ بيرونى و فاصله دار، آرزوست. تصوير آن، چنين است»: