اسم اعظم خدا

5 حدیث
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:إنَّ اسمَ اللّهِ الأعظَمَ على ثلاثةٍ و سَبعينَ حَرفا، و إنّما كانَ عندَ آصَفَ مِنها حَرفٌ واحِدٌ فَتَكَلَّمَ بهِ فَخَسَفَ بِالأرضِ ما بَينَهُ و بينَ سَرِيرِ بِلقِيسَ حتّى تَناوَلَ السَّرِيرَ بِيَدِهِ، ثُمّ عادَتِ الأرضُ كما كانَت أسرَعَ مِن طَرفَةِ العَينِ، و نحنُ عِندَنا مِنَ الاسمِ الأعظَمِ اثنانِ و سَبعونَ حَرفا، و حَرفٌ عِندَ اللّهِ تَبارَكَ و تعالى استَأثَرَ بهِ في عِلمِ الغَيبِ عِندَهُ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ العَلِيِّ العظيمِ. ۱
امام باقر عليه السلام:نام اعظم خدا هفتاد و سه حرف است كه آصف يك حرف آن را مى دانست و آن را به زبان آورد؛ پس، هر آنچه ميان آصف و تخت بلقيس بود در كام زمين فرو رفت و آصف دست دراز كرد و تخت را برداشت و سپس زمين به حال نخست برگشت و اين همه در يك چشم بر هم زدن رخ داد. هفتاد و دو حرف از اسم اعظم نزد ماست و يك حرف نزد خداوند تبارك و تعالى مى باشد و آن را به علم غيب خود ويژه گردانيده است و هيچ قدرت و توانى جز از خداى بلند مرتبه بزرگ نيست.
۱.بحار الأنوار: 14/113/5.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:اسمُ اللّهِ الأعظمُ مُقَطَّعٌ في اُمِّ الكِتابِ. ۱
امام صادق عليه السلام:اسم اعظم خداوند، در اُمّ الكتاب (سوره فاتحه) مندرج است.
۱.. ثواب الأعمال: 130/1.
عنه عليه السلام:إنَّ اللّهَ عَزَّ و جلَّ جَعَلَ اسمَهُ الأعظَمَ على ثلاثَةٍ و سَبعينَ حَرفا، فَأعطى آدَمَ مِنها خَمسةً و عِشرينَ حَرفا، و أعطى نُوحا مِنها خَمسةً و عِشرينَ حَرفا، و أعطى مِنها إبراهيمَ ثمانيةَ أحرُفٍ، و أعطى موسى مِنها أربَعةَ أحرُفٍ، و أعطى عيسى مِنها حَرفَينِ و كانَ يُحيِي بِهِما المَوتى و يُبرِئُ الأكمَهَ و الأبرَصَ، و أعطى محمّدا اثنَينِ و سَبعينَ حَرفا، و احتَجَبَ حَرفا لِئلاّ يُعلَمَ ما في نفسِهِ و يَعلَمُ ما في نَفسِ العِبادِ. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند عزّ و جلّ اسم اعظم خود را بر هفتاد و سه حرف نهاد؛ از آن شمار، بيست و پنج حرف به آدم داد و بيست و پنج حرف به نوح و هشت حرف به ابراهيم و چهار حرف به موسى و دو حرف به عيسى كه به كمك آن دو، مردگان را زنده مى كرد و كوران مادر زاد و مبتلايان به پيسى را شفا مى بخشيد و هفتاد و دو حرف به محمّد داد و يك حرف را دريغ داشت، تا از آنچه در ذات اوست بر كسى معلوم نشود، در حالى كه او از آنچه درون بندگان مى گذرد آگاه است.
۱.بحار الأنوار: 4/211/5.
الإمامُ العسكريُّ عليه السلام:بِسمِ اللّهِ الرحمنِ الرحيمِ أقرَبُ إلى اسمِ اللّهِ الأعظَمِ مِن سَوادِ العَينِ إلى بَياضِها. ۱
امام عسكرى عليه السلام:بسم اللّه الرحمن الرحيم، به نام اعظم خدا، نزديكتر از سياهى چشم به سفيدى آن است.
۱.. بحار الأنوار: 78/371/6.
الكنى و الالقاب عن سعدِ الخَفّافِـ لِزاذانَ أبي عمرةَ ـ: يا زاذانُ، إنَّكَ لَتَقرَأُ القرآنَ فَتُحسِنُ قِراءَتَهُ، فَعَلى مَن قَرَأتَ؟ قال: فَتَبَسَّمَ ثُمّ قالَ: إنَّ أميرَ المؤمنينَ عليه السلام مَرَّ بي و أنا اُنشِدُ الشِّعرَ، و كانَ لي حَلقٌ حَسَنٌ فَأعجَبَهُ صَوتي، فقالَ: يا زاذانُ، فهَلاّ بِالقرآنِ؟! قلتُ: يا أميرَ المؤمنينَ، و كيفَ لي بالقرآنِ؟! فَو اللّهِ ما أقرَأُ مِنهُ إلاّ بِقَدرِ ما اُصَلِّي بهِ. قالَ: فادْنُ مِنّي، فَدَنَوتُ مِنهُ فَتَكَلَّمَ في اُذُني بكلامٍ ما عَرَفتُهُ و لا عَلِمتُ ما يَقولُ، ثُمّ قالَ: افتَحْ فاكَ، فَتَفَلَ في فِيَّ، فو اللّهِ ما زالَت قَدَمي مِن عندِهِ حتّى حَفِظتُ القُرآنَ بِإعرابِهِ و هَمزِهِ، و ما احتَجتُ أن أسألَ عَنهُ أحَدا بَعدَ موقِفِي ذلكَ. قالَ

الكنى و الألقاب به نقل از سعد خفّاف:به ابو عمره زادان گفتم: اى زادان! تو نيكو قرآن قرائت مى كنى، نزد چه كسى قرائت آموخته اى؟ زادان تبسمى كرد و گفت: روزى در حال خواندن شعرى بودم كه امير المؤمنين عليه السلام بر من گذشت. من صدايى خوش داشتم. حضرت از صداى من خوشش آمد و فرمود: اى زادان! چرا قرآن تلاوت نمى كنى؟ عرض كردم: يا امير المؤمنين! چگونه قرآن بخوانم؟ به خدا سوگند از قرآن چيزى بيش از همان مقدار كه در نماز مى خوانم، نمى دانم. حضرت فرمود: نزديك من آى. من به ايشان نزديك شدم. پس، در گوش من سخنى گفت كه نفهميدم چه بود و چه گفت. سپس فرمود: دهانت را باز كن و آب مبارك دهانش را در دهانم گذاشت. به خدا قسم هنوز از نزد آن حضرت قدمى بر نداشته بودم كه قرآن را با اِعراب و قرائتش از بر بودم و از آن پس هرگز

۱.الكنى و الألقاب: 1/128.