حدیث دربارهاسم اعظم خدا
الكنى و الالقاب عن سعدِ الخَفّافِـ لِزاذانَ أبي عمرةَ ـ: يا زاذانُ، إنَّكَ لَتَقرَأُ القرآنَ فَتُحسِنُ قِراءَتَهُ، فَعَلى مَن قَرَأتَ؟ قال: فَتَبَسَّمَ ثُمّ قالَ: إنَّ أميرَ المؤمنينَ عليه السلام مَرَّ بي و أنا اُنشِدُ الشِّعرَ، و كانَ لي حَلقٌ حَسَنٌ فَأعجَبَهُ صَوتي، فقالَ: يا زاذانُ، فهَلاّ بِالقرآنِ؟! قلتُ: يا أميرَ المؤمنينَ، و كيفَ لي بالقرآنِ؟! فَو اللّهِ ما أقرَأُ مِنهُ إلاّ بِقَدرِ ما اُصَلِّي بهِ. قالَ: فادْنُ مِنّي، فَدَنَوتُ مِنهُ فَتَكَلَّمَ في اُذُني بكلامٍ ما عَرَفتُهُ و لا عَلِمتُ ما يَقولُ، ثُمّ قالَ: افتَحْ فاكَ، فَتَفَلَ في فِيَّ، فو اللّهِ ما زالَت قَدَمي مِن عندِهِ حتّى حَفِظتُ القُرآنَ بِإعرابِهِ و هَمزِهِ، و ما احتَجتُ أن أسألَ عَنهُ أحَدا بَعدَ موقِفِي ذلكَ. قالَ سعدٌ: فَقَصَصتُ قِصَّةَ زاذانَ على أبي جعفرٍ عليه السلام قالَ: صَدَقَ زاذانُ، إنَّ أميرَ المؤمنينَ دَعا لِزاذانَ بِالاسمِ الأعظَمِ الذي لا يُرَدُّ. ۱
الكنى و الألقاب به نقل از سعد خفّاف:به ابو عمره زادان گفتم: اى زادان! تو نيكو قرآن قرائت مى كنى، نزد چه كسى قرائت آموخته اى؟ زادان تبسمى كرد و گفت: روزى در حال خواندن شعرى بودم كه امير المؤمنين عليه السلام بر من گذشت. من صدايى خوش داشتم. حضرت از صداى من خوشش آمد و فرمود: اى زادان! چرا قرآن تلاوت نمى كنى؟ عرض كردم: يا امير المؤمنين! چگونه قرآن بخوانم؟ به خدا سوگند از قرآن چيزى بيش از همان مقدار كه در نماز مى خوانم، نمى دانم. حضرت فرمود: نزديك من آى. من به ايشان نزديك شدم. پس، در گوش من سخنى گفت كه نفهميدم چه بود و چه گفت. سپس فرمود: دهانت را باز كن و آب مبارك دهانش را در دهانم گذاشت. به خدا قسم هنوز از نزد آن حضرت قدمى بر نداشته بودم كه قرآن را با اِعراب و قرائتش از بر بودم و از آن پس هرگز نيازى پيدا نكردم كه از كسى چيزى درباره قرآن بپرسم.
من اين داستان زادان را براى امام باقر عليه السلام بازگو كردم، حضرت فرمود: زادان راست گفته است. امير المؤمنين عليه السلام با نام اعظم براى زادان دعا كرد و چنين دعايى هرگز ردّ نمى شود.
۱.الكنى و الألقاب: 1/128.