شرك پنهان
10 حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:بَرِئَتِ الذِّمَةُ مِمَّن أقامَ مَع المُشركينَ في دِيارِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هركه در ديار مشركان، با آنان زندگى كند، ديگر در امان و پناه خدا نخواهد بود.
۱.كنز العمّال: 11030.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إيّاكَ و ما يُعتَذَرُ مِنهُ، فإنَّ فيهِ الشِّركَ الخَفِيَّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از كارى كه موجب عذر خواهى مى شود بپرهيز؛ زيرا در آن شرك خفىّ است.
۱.بحار الأنوار: 78/200/28.
كنز العمّال عَن أبي موسى الأشعَري:خَطَبَنا رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ فَقالَ: يا أيُّها الناسُ! اتَّقُوا الشِّركَ؛ فإنّهُ أخفى مِن دَبِيبِ النَّملِ، فقالَ مَن شاءَ أن يقولَ: و كيفَ نَتَّقِيهِ و هُو أخفى مِن دَبِيبِ النَّملِ، يا رسولَ اللّهِ؟! قالَ: قُولُوا: اللّهُمّ إنّا نَعُوذُ بكَ أن نُشرِكَ بكَ و نحنُ نَعلَمُهُ، و نَستَغفِرُكَ لِما لا نَعلَمُهُ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از ابو موسى اشعرى ـ: روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ما فرمود: اى مردم! از شرك دورى كنيد؛ كه آن نا محسوستر از حركت مورچه است. سپس فرمود: شايد كسى بخواهد بپرسد: اى رسول خدا! از شركى كه نا پيداتر از حركت مورچه است چگونه دورى كنيم؟ بگوييد: بار خدايا! از شرك آگاهانه به تو پناه مى بريم و از شرك ناآگاهانه از تو آمرزش مى طلبيم.
۱.كنز العمّال: 8849.
الإمامُ الباقرُ عليه السلامـ في قولِهِ تعالى: «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ» ـ: مِن ذلكَ قَولُ الرَّجُلِ: لا، وَ حَياتِكَ. ۱
امام باقر عليه السلامـ درباره آيه: «و بيشتر آنان به خدا ايمان نياورند مگر آن كه مشرك باشند» ـفرمود: از جمله شرك اين است كه انسان بگويد: نه، به جان تو.
۱.تفسير العيّاشي: 2/199/90.
تفسير العيّاشي عن مالكِ بنِ عَطِيَّة عن الإمامِ الصّادقِ عليه السلامـ أيضا ـ: هُو الرَّجُلُ يقولُ: لَولا فُلانٌ لَهَلَكتُ، و لَو لا فُلانٌ لَأصَبتُ كذا و كذا، و لَو لا فُلانٌ لَضاعَ عِيالي، أ لا تَرى أنّهُ قد جَعَلَ للّهِِ شَريكا في مُلكِهِ يَرزُقُهُ و يَدفَعُ عَنهُ؟! قالَ [الراوي]: قلتُ: فيقولُ: لَولا أنَّ اللّهَ مَنَّ عَليَّ بِفلانٍ لَهَلَكتُ؟ قال: نَعَم، لا بَأسَ بهذا. ۱
تفسير العيّاشىـ به نقل از مالك بن عطيه ـ: امام صادق عليه السلام درباره همين آيه فرمود: مانند اين كه انسان بگويد: اگر فلانى نبود، من از بين مى رفتم و اگر فلانى نبود، چنين و چنان مى شدم و اگر فلانى نبود، خانواده ام نابود مى شد؛ مگر نمى بينى كه او با اين حرفها در مُلك خدا، برايش شريكى قائل شده كه روزيش مى دهد و از او دفاع و دفع گرفتارى مى كند؟ عرض كردم: پس بگويد: اگر خداوند به واسطه فلانى بر من منّت ننهاده بود از بين مى رفتم؟ فرمود: آرى، اشكالى ندارد.
۱.تفسير العيّاشيّ: 2/200/96.
امام صادق عليه السلامـ درباره همين آيه ـ: فرمود ندانسته از شيطان پيروى مى كند و بدين سان مشرك مى شود.
۱.الكافي: 2/397/3.
امام صادق عليه السلامـ درباره همين آيه ـفرمود: منظور شرك در اطاعت است نه شرك در عبادت.
عنه عليه السلام:إنَّ الشِّركَ أخفى مِن دَبِيبِ النَّملِ. و قالَ: مِنهُ تَحويلُ الخاتَمِ لِيَذكُرَ الحاجَةَ و شِبهُ هذا. ۱
امام صادق عليه السلام:همانا شرك نا پيداتر از حركت مورچه است. جا به جا كردن انگشتر براى يادآورى كارى و امثال آن از شمار شرك [خفىّ]است.
۱.معاني الأخبار: 379/1.
عنه عليه السلامـ في قولِ النبيِّ صلى الله عليه و آله: إنَّ الشِّركَ أخفى مِن دَبِيبِ النَّملِ على صَفاةٍ سَوداءَ في لَيلَةٍ ظَلماءَ ـ: كانَ المُؤمنونَ يَسُبُّونَ ما يَعبُدُ المُشركونَ مِن دُونِ اللّهِ، فكانَ المُشرِكونَ يَسُبُّونَ ما يَعبُدُ المؤمنونَ. فَنَهَى اللّهُ المُؤمنينَ عن سَبِّ آلِهَتِهِم لِكَي لا يَسُبَّ الكُفّارُ إلهَ المؤمنينَ، فَيَكُونَ المؤمنونَ قد أشرَكُوا بِاللّهِ مِن حيثُ لا يَعلَمُونَ ۱. ۲
امام صادق عليه السلامـ درباره اين فرموده پيامبر صلى الله عليه و آله كه همانا شرك نا محسوستر از راه رفتن مورچه در يك شب تاريك بر روى تخته سنگى سياه است ـفرمود: مؤمنان، به معبودهاى مشركان ناسزا مى گفتند و مشركان نيز متقابلاً به معبود مسلمانان دشنام مى دادند. از اين رو، براى آن كه مشركان به خداى مؤمنان ناسزا نگويند، خداوند ايشان را از ناسزا گفتن به معبودهاى مشركان نهى فرمود. بنا بر اين، مؤمنان ندانسته به خدا شرك آورده بودند. ۳
عنه عليه السلامـ في قولِهِ تعالى: «و ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ» ـ: كانُوا يَقولونَ: نُمطَرُ بِنَوءِ كذا، و بِنَوءِ كذا، و مِنها أنّهُم كانوا يَأتُونَ الكُهّانَ فَيُصَدِّقُونَهُم بما يَقولونَ. ۱
امام صادق عليه السلامـ درباره آيه: «و بيشتر آنان ايمان نمى آورند مگر آن كه مشرك باشند» ـفرمود: آنها مى گفتند: با [غروب]فلان ستاره و [طلوع] بهمان ستاره باران مى بارد. يا به پيشگوها مراجعه مى كردند و گفته هاى آنان را باور مى داشتند [و همه اينها شرك خفى است].
۱.بحار الأنوار: 58/317/8.