حدیث دربارهطبقات مردم به لحاظ ايمان

عنه عليه السلام:المُؤمنُ عَلَويٌّ لأنّهُ عَلا في المَعرِفَةِ، و المُؤمنُ هاشِميٌّ لأنّهُ هَشَمَ الضَّلالَةَ، و المُؤمنُ قُرَشيٌّ لأنّهُ أقَرَّ بالشَّيءِ المَأخوذِ عَنّا، و المُؤمنُ عَجَميٌّ لأنّهُ استَعجَمَ علَيهِ أبوابُ الشَّرِّ، و المُؤمنُ عَرَبيٌّ لأنّ نَبيَّهُ صلى الله عليه و آله عَرَبيٌّ و كِتابَهُ المُنزَلُ بلِسانٍ عَرَبيٍّ مُبينٍ، و المُؤمنُ نَبَطيٌّ لأنّهُ استَنبَطَ العِلمَ، و المُؤمنُ مُهاجِريٌّ لأنّهُ هَجَرَ السَّيّئاتِ، و المُؤمنُ أنصاريٌّ لأنّهُ نَصَرَ اللّهَ و رَسولَهُ و أهلَ بَيتِ رَسولِ اللّهِ، و المُؤمنُ مُجاهِدٌ لأنّهُ يُجاهِدُ أعداءَ اللّهِ عَزَّ و جلَّ في دَولَةِ الباطِلِ بالتَّقيَّةِ، و في دَولَةِ الحَقِّ بالسَّيفِ. ۱
امام صادق عليه السلام:مؤمن، علوى است؛ چون در معرفت و شناخت به مقام عالى و بلندى رسيده است. مؤمن، هاشمى (در هم شكننده) است؛ چون گمراهى را درهم شكسته است. مؤمن، قرشى است؛ چون به چيزى كه از ما گرفته شده است اقرار دارد. مؤمن، عجم است؛ چون درهاى شرّ و بدى به روى او بسته نشده است. مؤمن، عرب است؛ چون پيامبر او عرب است و كتاب او به زبان عربى روشن نازل شده است. مؤمن، نبطى است؛ چون علم و دانش را استنباط كرده است. مؤمن، مهاجر است؛ چون از گناهان و بدى ها هجرت و دورى كرده است. مؤمن، انصارى است؛ چون خدا و رسول او و اهل بيت پيامبرش را نصرت داده است و مؤمن، مجاهد است؛ چون با دشمنان خداوند عزّ و جلّ در دولت باطل از طريق تقيّه جهاد مى كند و در دولت حق با شمشير.
۱.بحار الأنوار: 67 / 171 / 3.

احادیث دیگر این موضوع

۸
الكافىـ به نقل از هشام از حمزة بن طيّار ـ: امام صادق عليه السلام به من فرمود: مردم شش دسته اند. عرض كردم: اجازه مى دهيد آن را بنويسم؟ فرمود: آرى. عرض كردم: چه بنويسم؟ فرمود: بنويس: [يكى] اهل وعيد از بهشتيان و دوزخيان «اهل وعيد» يعنى اهل وعد و وعيد و از باب تغليب به ذكر يكى بسنده فرموده است. در برخى نسخه ها كلمه «الوعد» و در برخى ديگر «الوعدين» آمده و اين اظهر است. يعنى كسانى كه وعده ثواب و تهديد به عقاب و كيفر درباره آنان تحقق مى يابد (نقل از حاشيه كافى). و بنويس: «و ديگرانى كه به گناهان خويش اعتراف كردند و كردار خوب را با كردار بد بياميختند». حمزه گويد: عرض كردم: اينها چه كسانى هستند؟ فرمود: وحشى مقصود، وحشى بن حرب است كه در زمان كفر خود حمزه سيد الشهدا را به قتل رساند و در زمانى كه مسلمان بود مسليمه كذّاب را كشت. يكى از اينهاست. فرمود: و بنويس: «و ديگرانى كه [كارشان]موقوف به امر خداست: يا آنان را عذاب مى كند و يا توبه ايشان را مى پذيرد». فرمود: و بنويس: «مگر مردان و زنان و كودكان فرو دستى كه چاره جويى نتوانند و راهى نيابند» نه چاره اى به سوى كفر دارند و نه راهى به سوى ايمان پيدا مى كنند «پس اميد است كه خدا از ايشان درگذرد». فرمود: و بنويس: اعرافيان. حمزه مى گويد: عرض كردم: اعرافيان كيستند؟ فرمود: مردمى كه كارهاى نيك و بد آنها برابر است. پس، اگر خداوند آنها را به دوزخ برد، به سبب گناهانشان است و اگر به بهشتشان برد، از سر رحمت اوست. در خبرى ديگر آمده است: مردم شش گروهند كه در مجموع به سه گروه بر مى گردند: ايمان، كفر و گمراهى و ايشان اهل دو وعده هستند، آنان كه خداوند به ايشان وعده بهشت و دوزخ داده است: مؤمنان، كافران، نا توانان، كسانى كه كارشان به دست خداست يا عذابشان مى كند و يا توبه آنان را مى پذيرد، كسانى كه به گناهان خود اعتراف كرده اند و كردار نيك را با كردار بد به هم آميخته اند و اهل اعراف. يعنى مردم در يك تقسيم اوّليه، بر حسب ايمان و كفر و گمراهى به سه دسته تقسيم مى شوند و سپس گمراهان به چهار دسته تقسيم مى گردند كه مجموعاً شش دسته مى شود. (نقل از حاشيه كافى).