اندرزهاى امام حسين عليه السلام
3 حدیث
الإمامُ الحسينُ عليه السلامـ في مَسيرِهِ إلى كَربلاءَ ـ: إنّ هذهِ الدُّنيا قَد تَغَيَّرَت و تَنَكَّرَت، و أدبَرَ مَعروفُها، فلَم يَبقَ مِنها إلاّ صُبابَةٌ كَصُبابَةِ الإناءِ، و خَسيسُ عَيشٍ كالمَرعى الوَبيلِ. ۱ أ لاَ تَرَونَ أنَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بهِ، و أنَّ الباطِلَ لا يُتَناهى عَنهُ، لِيَرغَبِ المُؤمنُ في لِقاءِ اللّهِ مُحِقّا، فإنّي لا أرَى المَوتَ إلاّ سَعادَةً، و لا الحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَما. ۲
امام حسين عليه السلامـ در مسير خود به كربلا ـفرمود: براستى كه اين دنيا ديگرگونه شده و چهره عوض كرده و خوبى هايش پشت كرده و رفته است و از آن جز ته مانده اى همچون ته مانده آبى در ظرفى و اندك عيشى همانند چراگاهى آفت زده باقى نمانده است. آيا نمى بينيد كه به حق عمل نمى شود و از باطل نهى نمى شود؟ براستى كه مؤمن بايد به [مرگ و]ديدار خدا روى آورد. پس من مرگ را جز سعادت، و زندگى با ستمگران را جز رنج و ملال نمى بينم.
عنه عليه السلام:اُوصِيكُم بتَقوَى اللّهِ، واُحَذِّرُكُم أيّامَهُ، و أرفَعُ لَكُم أعلامَهُ، فكأنَّ المَخُوفَ قَد أفِدَ بِمَهولِ وُرودِهِ، و نَكيرِ حُلولِهِ، و بَشعِ مَذاقِهِ. ۱
امام حسين عليه السلام:شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم و از روزهاى او بر حذرتان مى دارم و پرچم ها و نشانه هايش را برايتان برمى افرازم. گويا آنچه ترسناك است با ورودى هولناك و مَقدَمى ناآشنا و مزه اى تلخ در رسيده است.
۱.بحار الأنوار: 78/120/3.
عنه عليه السلامـ لِرجُلٍ قالَ لَهُ: أنا رجُلٌ عاصٍ و لا أصبِرُ عَنِ المَعصِيَةِ، فَعِظْني بِمَوعِظَةٍ ـ: اِفعَلْ خَمسَةَ أشياءَ و أذنِبْ ما شِئتَ، فأوَّلُ ذلكَ: لا تَأكُلْ رِزقَ اللّهِ و أذنِبْ ما شِئتَ، و الثّانِي: اُخرُجْ مِن وَلايَةِ اللّهِ و أذنِبْ ما شِئتَ، و الثّالِثُ: اُطلُبْ مَوضِعا لا يَراكَ اللّهُ و أذْنِبْ ما شِئتَ، و الرّابِعُ: إذا جاءَ مَلَكُ المَوتِ لِيَقبِضَ رُوحَكَ فادْفَعْهُ عَن نَفسِكَ و أذنِبْ ما شِئتَ، و الخامِسُ: إذا أدخَلَكَ مالِكٌ في النّارٍ فلا تَدخُلْ في النّارِ و أذنِبْ ما شِئتَ! ۱
امام حسين عليه السلامـ به مردى كه عرض كرد: من مردى نا فرمانم و در برابر معصيت شكيبايى ندارم، پس مرا اندرزى فرما ـفرمود: پنج كار بكن و آنگاه هر چه خواستى گناه كن. اوّل اينكه روزى خدا را نخور و هر چه خواهى گناه كن. دوم اينكه از قلمرو خدا بيرون شو و هرچه خواهى گناه كن. سوم اينكه به جايى برو كه خدا تو را نبيند و هرچه خواهى گناه كن. چهارم اينكه هرگاه ملك الموت براى گرفتن جان تو آمد، او را از خودت دور گردان و هرچه خواهى گناه كن. و پنجم اينكه هرگاه مالك (مأمورِ دوزخ) تو را به آتش برد، داخل آن نشو، و [آنگاه]هرچه خواهى گناه كن!
۱.بحار الأنوار: 78/126/7.