وقف
7 حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئلَ عَن أرضٍ مِن ثَمغٍ ـ: اِحبِسْ أصلَها و سَبِّلْ ثَمَرَتَها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به سؤال درباره زمينى از ثَمْغ ۲ ـ:اصل آن را وقف كن و ميوه (حاصل) آن را [براى كسانى كه وقف آنها كرده اى] وا بگذار.
کلیدواژهها وقف
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ في وَصيَّتِهِ بما يُعمَلُ في أموالِهِ، كَتَبَها بَعدَ مُنصَرَفِهِ مِن صِفِّينَ ـ: هذا ما أمرَ بهِ عبدُ اللّهِ عليُّ بنُ أبي طالبٍ أميرُ المؤمنينَ في مالِهِ ابتِغاءَ وَجهِ اللّهِ لِيُولِجَهُ بهِ الجَنَّةَ و يُعطِيَهُ بهِ الأمَنَةَ. فإنّهُ يَقومُ بذلكَ الحَسَنُ بنُ عليٍّ يأكُلُ منهُ بِالمَعروفِ و يُنفِقُ مِنهُ بِالمَعروفِ، فإن حَدَثَ بحَسَنٍ حَدَثٌ و حُسَينٌ حَيٌّ قامَ بالأمرِ بَعدَهُ و أصدَرَهُ مَصدَرَهُ. و إنّ لابنَي فاطِمَةَ مِن صَدَقَةِ عليٍّ مِثلَ الّذي لبَني عليٍّ، و إنّي إنّما جَعَلتُ القِيامَ بذلكَ إلَى ابنَي فاطِمَةَ ابتِغاءَ وَجهِ اللّهِ، و قُربَةً إلى رسولِ اللّهِ، و تَكريما لِحُرمَتِهِ، و تَشريفا لِوُصلَتِهِ.
و يَشتَرطُ علَى الّذي يَجعَلُهُ إلَيهِ أن
امام على عليه السلامـ در وصيّت نامه اى كه در پى بازگشت از صفين درباره نحوه عمل با اموالش نگاشت ـنوشت: اين نوشته اى است كه در آن بنده خدا على بن ابى طالب، امير مؤمنان، براى طلب خشنودى خدا نسبت به نحوه عمل با دارايى اش دستور داده است تا بدين وسيله خداوند او را به بهشت در آورد و به خاطر آن، امان عطايش فرمايد. حسن بن على به اين كار بپردازد و از آن دارايى به نحو شايسته اى مصرف كند و به نحو شايسته اى از آن انفاق نمايد. و اگر براى حسن حادثه اى رخ داد و حسين زنده بود، پس از او حسين به اين فرمان جامه عمل بپوشد و كار او را انجام دهد. و نصيب دو فرزند فاطمه از دارايى على، همانند نصيب ديگر فرزندان على است. و علّت آنكه انجام اين وصيّت را به عهده دو فرزند فاطمه گذاشتم، جلب خشنودى خدا و تقرّب به پيامبر خدا
۱.في بحار الأنوار: 103/184 «و أن لا يبيع من نخيل هذه القرى».
۲.نهج البلاغة: الكتاب 24.
۳.سيد رضى رحمه الله گويد: اين جمله حضرت در اين وصيت كه: «الاّ يبيع من نخلها وَديّه (نهال خرمايى از درختان اين آبادى ها را نفروشد)»، كلمه «وديّه» به معناى نهال خرماست و جمع آن «وَدِّى» مى باشد و جمله «حتى تشكل ارضها غراسا» از شيواترين و فصيح ترين جملات است و مقصود اين است كه در آن آبادى درختان خرما چنان برويد و زياد شود كه وقتى كسى آن را مى بيند، با آنچه قبلاً ديده بود متفاوت باشد به طورى كه تشخيص آن براى او مشكل شود و خيال كند اين زمين غير از آن زمينى است كه قبلاً ديده است.
کلیدواژهها وقف
الكامل للمبرّد:حَدَّثَنا أبو مُحلّمٍ محمّدُ بنُ هِشامٍ في إسنادٍ ذَكرَهُ، آخِرُهُ أبو نَيزَرٍ ـ و كانَ أبو نَيزَرٍ مِن أبناءِ بَعضِ مُلوكِ الأعاجِمِ ـ قالَ: وَ صَحَّ عِندي بَعدُ أنّهُ مِن وُلِد النَّجاشيِّ ـ يعني أبا نَيزَرٍ ـ فرَغِبَ في الإسلامِ صَغيرا، فأتى رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فأسلَمَ و كانَ مَعهُ في بُيوتِهِ، فلَمّا تُوُفِّيَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله صارَ مَعَ فاطِمَةَ و وُلدِها عليهم السلام.
قالَ أبو نَيزَرٍ: جاءني عليُّ بنُ أبي طالبٍ أميرُ المؤمنينَ و أنا أقومُ بِالضَّيعَتَينِ عَينِ أبي نَيزَرٍ و البُغَيبِغةِ. ثُمّ أخَذَ المِعوَلَ و انحَدَرَ في العَينِ، فجَعَلَ يَضرِبُ و أبطأ علَيهِ الماءُ، فخَرَجَ و قَد تَفَضَّجَ جَبينُهُ عليه السلام عَرَقا، فانتَكَفَ العَرَقَ
الكامل للمبرّد:ابو محلّم محمّد بن هشام برايم حديثى نقل كرد كه سلسله سند آن را ذكر نمود و در آخرش ابو نَيزَر قرار داشت و او يكى از شاه زادگان عجم بود، و بعدا برايم معلوم شد كه از فرزندان نجاشى بوده است و در خردسالى به اسلام متمايل شد و نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و مسلمان شد و در خانه هاى آن حضرت با ايشان به سر برد و چون رسول خدا صلى الله عليه و آله در گذشت، پيش فاطمه عليها السلام و فرزندان او رفت.
ابو نيزر مى گويد: من اداره دو مزرعه، يكى عين ابى نيزر و ديگرى بغيبغه را به عهده داشتم. على بن ابى طالب عليه السلام امير المؤمنين نزد من آمد و. سپس كلنگ را برداشت و داخل چاه رفت و شروع به كندن زمين كرد، اما مدتى گذشت و به آب نرسيد. حضرت در حالى كه از پيشانيش عرق مى چكيد بيرون آمد و عرق
۱.الكامل للمبرّد: 3/1127.
کلیدواژهها وقف
الإمامُ الباقرُ عن آبائه عليهم السلام: إنَّ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ برَجُلٍ يَغرِسُ غَرسا في حائطٍ لَهُ.، فقالَ: أ لا أدُلُّكَ على غَرسٍ أثبَتَ أصلاً و أسرَعَ إيناعا و أطيَبَ ثَمَرا و أنقى؟ قالَ: بلى فِداكَ أبي و اُمّي يا رسولَ اللّهِ.
فقال: إذا أصبَحتَ و أمسَيتَ فقُلْ: «سُبحانَ اللّهِ و الحَمدُ للّهِ و لا إلهَ إلاّ اللّهُ و اللّهُ أكبَرُ» فإنّ لكَ بذلكَ إن قُلتَهُ بكُلِّ تَسبيحَةٍ عَشرَ شَجَراتٍ في الجَنَّةِ من أنواعِ الفاكِهَةِ، و هُنَّ مِن الباقِياتِ الصّالِحاتِ.
فقالَ الرّجُلُ: اُشهِدُكَ يا رسولَ اللّهِ أنَّ حائطي هذا صَدَقَةٌ مَقبوضَةٌ على فُقَراءِ المُسلمينَ مِن أهلِ الصُّفَّةِ، فأنزَلَ اللّهُ تباركَ و تعالى: «فأمّا مَنْ أعْطى و اتَّقى * و صَدَّقَ بِالحُسْنى *
امام باقر عليه السلامـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به مردى كه در باغ خود مشغول كاشتن نهالى بود برخورد كرد، به او فرمود: آيا تو را به نهالى راهنمايى نكنم كه ريشه اش محكمتر باشد و زودتر به بار نشيند و ميوه اش خوش مزه تر و پاكيزه تر باشد؟ عرض كرد: چرا، پدر و مادرم فدايت اى رسول خدا.
فرمود: هرگاه صبح و شب خود را آغاز كردى بگو: «سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اكبر»؛ زيرا اگر اين جمله را بگويى براى هر تسبيحى ده درخت از ميوه هاى گوناگون در بهشت خواهى داشت و اينان از باقيات الصالحات هستند.
مرد عرض كرد: اى رسول خدا! شاهد باش كه من اين باغم را وقف مسلمانان تهيدست اهل صُفّه كردم. در اين هنگام خداوند تبارك و تعالى اين آيه را نازل فرمود: «و
۱.بحار الأنوار: 103/182/4.
کلیدواژهها وقف
عنه عليه السلام:إنّ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَرَجَ في جَيشٍ فأدرَكَتهُ القائلَةُ و هُو ما يَلي اليَنبُعَ، فاشتَدَّ علَيهِ حَرُّ النَّهارِ فانتَهَوا إلى سَمُرَةٍ فعَلَّقوا أسلِحَتَهُم علَيها و فَتَحَ اللّهُ علَيهِم، فقَسَّمَ رسولُ اللّهِ مَوضِعَ السُّمَرَةِ لِعليٍّ في نَصيبِهِ. قالَ: فاشتَرى إلَيها بَعدَ ذلكَ، فأمَرَ مَملوكِيهِ أن يَفجُروا لَها عَينا، فخَرَجَ لَها مِثلُ عَينِ الجَزُورِ، فجاءَ البَشيرُ يَسعى إلى عليٍّ يُخبِرُهُ بالّذي كانَ، فجَعَلَها عليٌّ صَدَقَةً فكَتَبها:
«صَدَقَةٌ للّهِ تعالى يَومَ تَبيَضُّ وُجوهٌ و تَسوَدُّ وُجوهٌ، لِيَصرِفَ اللّهُ بها وَجهي عَنِ النّارِ، صَدَقَةٌ بَتَّةٌ بَتْلَةٌ في سَبيلِ اللّهِ تعالى، لِلقَريبِ و البَعيةِ ۱، في السِّلمِ و الحَربِ، و
امام باقر عليه السلام:رسول خدا صلى الله عليه و آله با سپاهى بيرون رفت، نيمروز به نزديك ينبع رسيد. گرماى شديد ظهر آن حضرت را مى آزرد. پس به درخت مغيلانى رسيدند و سلاحهاى خود را به آن آويختند. خداوند [در اين جنگ]فتح و پيروزى نصيب آنان فرمود و رسول خدا صلى الله عليه و آله محلّ آن درخت را سهم على [از غنايم] قرار داد.
على عليه السلام بعدا مقدار ديگرى از آن را زمين خريدارى كرد و به سهم خود افزود و به غلامانش دستور داد براى آن اراضى چاه آبى حفر كردند و آب مانند گردن شتر فوران كرد. يك نفر به طرف على دويد و اين خبر را به آن حضرت مژده داد. على عليه السلام آن را صدقه قرار داد و چنين نوشت:
«اين صدقه اى است براى خداوند متعال به خاطر روزى كه در آن عدّه اى رو سپيد و عدّه اى رو سياه مى شوند، تا خداوند
کلیدواژهها وقف
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:قَسَّمَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الفَيءَ فأصابَ علِيّا أرضٌ، فاحتَفَرَ فيها عَينا فخَرَجَ مِنها ماءٌ يَنبَعُ في السَّماءِ كهَيئَةِ عُنُقِ البَعيرِ فسَمّاها عَينَ يَنبُعَ، فجاءَ البَشيرُ لِيُبَشِّرَهُ فقالَ: بَشِّرِ الوارِثَ! هِيَ صَدَقَةٌ بَتّا بَتْلاً في حَجيجِ بَيتِ اللّهِ و عابِرِ سَبيلِهِ لا تُباعُ و لا تُوهَبُ و لا تُورَثُ، فمَن باعَها أو وَهَبَها فعلَيهِ لَعنَةُ اللّهِ و المَلائكَةِ و النّاسِ أجمَعينَ، لا يَقبَلُ اللّهُ مِنهُ صَرْفا و لا عَدْلاً. ۱
امام صادق عليه السلام:رسول خدا صلى الله عليه و آله غنايم را تقسيم كرد و يك قطعه زمين به على رسيد. على دستور داد در آن زمين چشمه اى حفر كنند و چشمه به آب رسيد و مانند گردن شتر از آن آب به آسمان فوران كرد، لذا حضرت آن را «عين ينبع (چشمه جوشان)» ناميد. كسى آمد كه به آن حضرت مژده دهد. حضرت فرمود: وارث را بشارت ده! اين صدقه اى است قطعى و مسلّم براى حاجيان خانه خدا و مسافران راه آن. نه فروختنى است نه بخشيدنى و نه ارث بردنى. پس هركه آن را بفروشد يا ببخشد لعنت خدا و فرشتگان و مردم همه بر او باد و خداوند از او هيچ توبه و فديه اى نپذيرد.
۱.تهذيب الأحكام: 9/148/609.
کلیدواژهها وقف