خدا بى آغاز و انجام است

13 حدیث
الإمامُ الرِّضا عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «يَومَ يُكشَفُ عَن ساقٍ و يُدعَونَ إلَى السُّجُودِ» ۱ ـ: حِجابٌ مِن نورٍ يُكشَفُ فيَقَعُ المُؤمِنونَ سُجَّدا. ۲
امام رضا عليه السلامـ درباره آيه «روزى كه آن واقعه عظيم پديدار شود و آنها را به سجود فراخوانند» ـفرمود: پرده اى از نور كنار زده مى شود و مؤمنان به سجده مى افتند.
۱.القلم: 42.
۲.عيون أخبار الرضا: 1/121/14.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لَيسَ لِأوَّلِيَّتِهِ ابتِداءٌ، وَ لا لِأزَلِيَّتِهِ انقِضاءٌ، هُوَ الأوَّلُ و لَم يَزَلْ، و الباقي بِلا أجَلٍ. لا يُقالُ لَهُ: «مَتى؟» و لا يُضرَبُ لَهُ أمَدٌ بِـ «حتّى». قَبلَ كُلِّ غايَةٍ و مُدَّةٍ، و كُلِّ إحصاءٍ و عِدَّةٍ. ۱
امام على عليه السلام:نه اوّليّت او را آغازى است و نه ابديّتش را پايانى. او نخستين است و پيوسته بوده و ماناست و سرآمدى ندارد. درباره او نمى توان گفت: «از كى بوده؟» و نمى توان ضرب الاجلى با لفظ «تا» برايش تعيين كرد. پيش از هر پايان و مدتى و هر شمارش و شمارى بوده است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 163.
عنه عليه السلام:الحَمدُ للّهِِ الأوَّلِ فلا شَيءَ قَبلَهُ، و الآخِرِ فَلا شَيءَ بَعدَهُ. ۱
امام على عليه السلام:سپاس و ستايش خداى را كه نخستين است و هيچ چيز پيش از او نبوده و آخرين است و چيزى بعد از او نيست.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 96.
عنه عليه السلام:الأوّلُ الّذي لا غايَةَ لَهُ فيَنتَهِيَ، و لا آخِرَ لَهُ فيَنقَضِيَ. ۱
امام على عليه السلام:اوّلى است كه پايانى ندارد، تا به نهايت رسد و او را آخرى نيست كه پايان پذيرد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 94.
عنه عليه السلام:الحَمدُ للّهِِ الّذي لَم تَسبِقْ لَهُ حالٌ حالاً، فيَكونَ أوّلاً قَبلَ أن يَكونَ آخِرا. ۱
امام على عليه السلام:سپاس و ستايش خدا را سزد كه حالى از او بر حال ديگرش پيشى نگرفته است، تا اوّل باشد پيش از آن كه آخر باشد.
۱.. نهج البلاغة: الخطبة 65.
عنه عليه السلام:الحَمدُ للّهِِ الأوَّلِ قَبلَ كُلِّ أوَّلٍ، و الآخِرِ بَعدَ كُلِّ آخِرٍ، و بِأوَّلِيَّتِهِ وَجَبَ أن لا أوَّلَ لَهُ، و بآخِرِيَّتِهِ وَجَبَ أن لا آخِرَ لَهُ. ۱
امام على عليه السلام:سپاس و ستايش خداى را كه اول است پيش از هر اوّلى و آخر است بعد از هر آخرى و به سبب اول بودنش لازم است كه او را آغازى نباشد و به سبب آخر بودنش واجب است كه او را پايان و آخرى نباشد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 101.
عنه عليه السلام:لا يَزولُ أبَدا و لَم يَزَلْ، أوَّلٌ قَبلَ الأشياءِ بِلا أوَّلِيَّةٍ، و آخِرٌ بَعدَ الأشياءِ بِلا نِهايَةٍ. ۱
امام على عليه السلام:هيچ گاه زوال نپذيرد و همواره بوده است؛ پيش از همه چيز بوده بى آن كه او را آغازى باشد و پس از همه چيز هست بى آن كه نهايت و پايانى داشته باشد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 31.
عنه عليه السلامـ و قَد سَألَهُ رَجُلٌ يَهودِيٌّ: مَتى كانَ رَبُّنا عَزَّ و جلَّ؟ ـ: يا يَهودِيُّ، (ما كانَ) لَم يَكُنْ رَبُّنا فكانَ، و إنَّما يُقالُ: «مَتى كانَ» لِشَيءٍ لَم يَكُنْ فكانَ، هُوَ كائنٌ بِلا كَينونَةِ كائنٍ لَم يَزَلْ لَيسَ لَهُ قَبلٌ، هُوَ قَبلَ القَبلِ، و قَبلَ الغايَةِ، انقَطَعَتْ عَنهُ الغاياتُ، فهُوَ غايَةُ كُلِّ غايَةٍ. ۱
امام على عليه السلامـ در پاسخ به مردى يهودى كه پرسيد: پروردگار عزّ و جلّ ما از كى بوده است؟ ـفرمود: اى يهودى! چنين نبوده كه پروردگار ما نبوده و سپس بود شده باشد. سؤال «از كى بوده؟» تنها درباره موجودى به كار مى رود كه نبوده و سپس بود شده است. خدا موجود است بى آن كه حادث باشد. همواره بوده و قبل و نقطه آغازى ندارد. پيش از پيش است و پيش از نقطه نهايت [در جانب ازل]. غايت و نقطه پايان به او ختم مى شود، او پايان هر پايانى است.
۱.. بحار الأنوار: 77/331/18.
عنه عليه السلام:لَم يَتَقَدَّمْهُ وَقتٌ و لا زَمانٌ. ۱
امام على عليه السلام:بر او پيشى نگرفت هيچ وقت و زمانى.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 182.
عنه عليه السلام:لا تَصحَبُهُ الأوقاتُ، و لا تَرفِدُهُ الأدَواتُ، سَبَقَ الأوقاتَ كَونُهُ، و العَدَمَ وُجودُهُ، و الابتِداءَ أزَلُهُ. مَنَعَتْها «مُنذُ» القِدمَةَ، و حَمَتْها «قَد» الأزلِيَّةَ. ۱
امام على عليه السلام:زمانها با او همراه نيستند و ابزارها كمك و ياريش نمى رسانند. بودنش بر زمانها پيشى دارد و هستيش بر نيستى و ازلى بودنش بر آغاز داشتن. ادوات و ابزارها با كلمه «از چه وقت» از مُلك بى آغازى و قِدَم خارج مى شوند و با كلمه «قد» [كه نشانگر ماضى قريب است]از ازلى بودن محروم مى گردند.
۱.نهج البلاغة: 186.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عَن تَفسيرِ «الآخِرِ» في قَولِهِ تَعالى: «هُوَ الأوَّلُ و الآخِرُ» ۱ ـ: إنَّهُ لَيسَ شَيءٌ إلاّ يَبيدُ، أو يَتغَيّرُ، أو يَدخُلُهُ الغِيَرُ و الزَّوالُ، أو يَنتَقِلُ مِن لَونٍ إلى لَونٍ، و مِن هَيئَةٍ إلى هَيئَةٍ، و من صِفَةٍ إلى صِفَةٍ، و مِن زِيادَةٍ إلى نُقصانٍ، و مِن نُقصانٍ إلى زِيادَةٍ، إلاّ رَبَّ العالَمينَ؛ فإنَّهُ لَم يَزَلْ و لا يَزالُ واحِدا، هُوَ الأوَّلُ قَبلَ كُلِّ شَيءٍ، و هُوَ الآخِرُ عَلى ما لَم يَزَلْ. ۲
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از «آخر» در آيه «اوست اوّل و آخر» ـفرمود: هيچ چيز نيست مگر اين كه نابود مى شود يا دگرگون مى گردد يا تغيير و زوال [از خارج] به او راه مى يابد يا از رنگى به رنگى و از شكلى به شكلى و از صفتى به صفتى ديگر در مى آيد و از فزونى به كاستى مى گرايد و از كاستى به فزونى، مگر پروردگار جهانيان كه هميشه بر يك حالت بوده و خواهد بود. او اوّل است و پيش از هر چيز بوده و آخر است به همان گونه كه در ازل بوده است.
۱.الحديد: 3.
۲.التوحيد: 314/2.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام:ابتِداؤهُ إيّاهُم دَليلُهُم عَلى أن لا ابتِداءَ لَهُ، لِعَجزِ كُلِّ مُبتَدَأٍ عَنِ ابتِداءِ غَيرِهِ. ۱
امام رضا عليه السلام:همين كه خداوند آفرينش خلايق را آغاز كرده دليل بر اين است كه خود او را آغازى نيست؛ زيرا هيچ آغاز شده اى [به وسيله ديگرى]نمى تواند آغازگر غير خود باشد.
۱.التوحيد: 36/2.
بحار الأنوارـ في الدُّعاءِ ـ: أوَّلِيَّتُكَ مِثلُ آخِرِيَّتِكَ، و آخِرِيَّتُكَ مِثلُ أوَّلِيَّتِكَ. ۱
بحار الأنوارـ در دعا آمده است ـ: اوّل بودن تو همانند آخر بودنت مى باشد و آخر بودنت مانند اوّل بودنت.
۱.بحار الأنوار: 95/357/13.