حدیث دربارهتشويق به يارى ستمديده

عنه عليه السلامـ فيما كَتَبَ إلى النَّجاشيِّ و الي الأهوازِ ـ: زَعَمتَ أنّكَ بُلِيتَ بِوِلايَةِ الأهوازِ فَسَرَّني ذلكَ و ساءَني. فأمّا سُرُورِي بِوِلايَتِكَ، فقلتُ: عَسى أن يُغِيثَ اللّهُ بكَ مَلهوفا خائفا مِن أولياءِ آلِ محمّدٍ صلى الله عليه و آله. و أمّا الذي ساءَني مِن ذلكَ فإنّ أدنى ما أخافُ علَيكَ أن تَعثَرَ بِوَلِيٍّ لَنا فلا تَشَمَّ حَظِيرةَ القُدسِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ به نجاشى، والى اهواز ـنوشت: گفته اى كه گرفتار استاندارى اهواز شده اى. از اين خبر هم خوشحال شدم و هم ناراحت. علّت خوشحالى من از استاندارى تو اين است كه با خودم گفتم: شايد خداوند به وسيله تو يكى از دوستان آل محمد صلى الله عليه و آله را كه در غم و ترس به سر مى برد، يارى كند. و اما علّت ناراحتيم اين است كه كمترين ترس و نگرانيم براى تو اين است كه يك وقت نسبت به دوستى از دوستان ما دچار خطا و لغزشى شوى و در نتيجه بوى بهشت را استشمام نكنى.
۱.بحار الأنوار: 78/271/112.

احادیث دیگر این موضوع

۸