فرمان بردن از پيامبر و اولياى امر(اوصياى پيامبر)

5 حدیث
عنه عليه السلام:دَعاكُم رَبُّكُم سبحانَهُ فَنَفَرتُم و وَلَّيتُم، و دَعاكُمُ الشَّيطانُ فَاستَجَبتُم و أقبَلتُم، دَعاكُمُ اللّهُ سبحانَهُ إلى دارِ البَقاءِ، و قَرارَةِ الخُلُودِ و النَّعماءِ، و مُجاوَرَةِ الأنبياءِ و السُّعَداءِ، فَعَصَيتُم و أعرَضتُم، و دَعَتكُمُ الدُّنيا إلى قَرارَةِ الشَّقاءِ، و مَحَلِّ الفَناءِ، و أنواعِ البَلاءِ و العَناءِ، فَأطَعتُم و بادَرتُم و أسرَعتُم. ۱
امام على عليه السلام:پروردگارتان شما را فراخواند اما شما نپذيرفتيد و پشت كرديد و شيطان شما را فراخواند، دعوتش را پذيرفتيد و به او روى آورديد. خداوند شما را به سراى ماندگار و جايگاه جاويدان و پر نعمت و همسايگى با پيامبران و نيكبختان خواند، امّا شما نافرمانى كرديد و روى گردانديد و دنيا شما را به جايگاه بدبختى و محل فنا و نيستى و انواع بلا و رنج و گرفتارى خواند و شما فرمان برديد و پيشى گرفتيد و شتافتيد.
۱.غرر الحكم: (5157 ـ 5158).
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:إن أطَعتُمُونِي فَإنّي حامِلُكُم إن شاءَ اللّهُ على سبيلِ الجَنَّةِ، و إن كانَ ذا مَشَقَّةٍ شَديدَةٍ و مَذاقَةٍ مَريرَةٍ. ۱
امام على عليه السلام:اگر اطاعتم كنيد، به خواست خدا شما را به راه بهشت مى برم، هرچند راهى پر رنج و پر مرارت باشد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 156.
عنه عليه السلامـ مِن كتابِهِ لِلأشترِ حينَ وَلاّهُ مِصرَ ـ: وَ اردُدْ إلى اللّهِ و رسولِهِ ما يُضلِعُكَ مِن الخُطُوبِ، و يَشتَبِهُ علَيكَ مِن الاُمورِ؛ فقد قالَ اللّهُ تعالى لِقَومٍ أحَبَّ إرشادَهُم: «يا أَيُّها الذينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّهَ و أَطِيعُوا الرَّسولَ و أُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ فإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلى اللّهِ و الرَّسولِ» فالرَّدُّ إلى اللّهِ الأخذُ بِمُحكَمِ كتابِهِ، و الرَّدُّ إلى الرَّسولِ الأخذُ بِسُنَّتِهِ الجامِعَةِ غيرِ المُفَرِّقَةِ. ۱
امام على عليه السلامـ در فرمان ولايت مصر به مالك اشتر ـنوشت: مسائل دشوارى را كه از پس آنها برنمى آيى و امورى را كه در آنها شبهه و ترديد دارى، به خدا و رسول او ارجاع ده؛ چه، خداى متعال به كسانى كه دوست داشته ارشادشان كند، فرموده است: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از خدا فرمان بريد و رسول و اولو الامر خود را اطاعت كنيد و چنانچه درباره چيزى اختلاف كرديد، آن را به خدا و رسول ارجاع دهيد». ارجاع دادن به خداوند، همان عمل كردن به محكمات كتاب اوست و ارجاع دادن به رسول همان عمل كردن به سنّت اوست كه مايه اتحاد و همبستگى است و از پراكندگى و جدايى جلوگيرى مى كند.
۱.نهج البلاغة: الكتاب53.
عنه عليه السلامـ مِن كتابٍ لَهُ إلى أهلِ مصرَ لمّا وَلّى علَيهِمُ الأشتَرَ ـ: أمّا بعدُ، فقد بَعَثتُ إلَيكُم عَبدا مِن عِبادِ اللّهِ، لا يَنامُ أيَّامَ الخَوفِ. فَاسمَعُوا لَهُ و أطِيعُوا أمرَهُ فيما طابَقَ الحَقَّ، فإنّهُ سَيفٌ مِن سُيُوفِ اللّهِ. ۱
امام على عليه السلامـ پس از سپردن ولايت مصر به مالك اشتر، در نامه اى به مردم مصر ـنوشت: اما بعد، من بنده اى از بندگان خدا را سوى شما فرستادم كه به روزگار ترس، نمى خوابد. پس، از او حرف شنوى داشته باشيد و فرمانش را، تا جايى كه با حق سازگار است، اطاعت كنيد؛ زيرا كه او شمشيرى از شمشيرهاى خداست.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 38.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنّ اللّهَ عَزَّ و جلَّ أدَّبَ نَبِيَّهُ على مَحَبَّتِهِ، فقالَ: «و إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ» ۱ ثُمّ فَوَّضَ إلَيهِ فقالَ عَزَّ و جلَّ: «و ما آتاكُمُ الرَّسولُ فَخُذُوهُ و ما نَهاكُمْ عَنهُ فَانْتَهُوا» ۲. ۳
امام صادق عليه السلام:خداوند عزّ و جلّ پيامبرش را بر مهر و محبّت خويش تربيت كرد و سپس فرمود: «راستى كه تو را خويى والا است». آنگاه [كار دين و امّت را]به او وا گذارد و فرمود: «هرچه را پيامبر براى شما آورده بگيريد و از آنچه بازتان داشته است، باز ايستيد».
۱.القلم: 4.
۲.الحشر: 7.
۳.الكافي: 1/265/1.