حدیث دربارهدينى كه اعمال، جز با اعتقاد به آن پذيرفته نمى شود

رجال الكشّي عن الحسنِ بنِ زيادٍ العطّار عن أبي عبدِ اللّهِ عليه السلام:قلتُ: إنّي اُريدُ أن أعرِضَ علَيكَ دِينِي، و إن كُنتُ في حِسْباني مِمّن قد فَرَغَ مِن هذا. قالَ: فآتهِ، قلتُ: فإنّي أشهَدُ أن لا إلهَ إلاّ اللّهُ، و أنّ محمّداً عَبدُهُ و رَسولُهُ و اُقرُّ بما جاءَ مِن عندِ اللّهِ، فقالَ لي مِثلَ ما قُلتُ، و أنّ عليّاً إمامٌ فَرَضَ اللّهُ طاعَتَهُ، من عَرَفَهُ كانَ مُؤمناً و مَن جَهِلَهُ كانَ ضالاًّ، و مَن رَدَّ علَيهِ كانَ كافِراً. ۱
رجال الكشّىـ به نقل از حسن بن زياد عطّار ـ: به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم: مى خواهم دينم (اصول اعتقادات دينى خود) را بر شما عرضه بدارم، گر چه، به گمان خود در اين باره از كسانى هستم كه مشكلى ندارند. فرمود: بگو. عرض كردم: شهادت مى دهم كه معبودى جز خداى يگانه بى انباز نيست و محمّد بنده و فرستاده اوست و به آنچه او از جانب خداوند آورده است اقرار مى كنم ـ حضرت نظير آنچه را من گفتم فرمود ـ و على امام من است و خداوند اطاعت از او را واجب فرموده و هر كه او را [به امامت]بشناسد، مؤمن است و هركه [به امامت]نشناسدش، گمراه است و هر كه با او مخالفت ورزد، كافر است.
۱.رجال الكشّي: 2/722/798.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتدینخرد +4 مورد دیگر

احادیث دیگر این موضوع

۶
بحار الأنوارـ به نقل از عمرو بن حُريث ـ: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: قربانت گردم، آيا اجازه مى دهى دين خود را، كه به وسيله آن خدا را مى پرستم، برايتان باز گويم؟ فرمود: بگو. عرض كردم: من خدا را اين گونه پرستش مى كنم كه گواهى مى دهم معبودى جز خدا نيست و محمّد بنده و فرستاده اوست و قيامت بدون شك آمدنى است و خداوند مردگان را از گورهايشان بر مى انگيزد و [گواهى مى دهم كه] بر پا داشتن نماز، پرداخت زكات، روزه ماه رمضان و زيارت خانه خدا، براى كسى كه توانايى داشته باشد، واجب است. بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله ولايت (امامت) از آنِ على بن ابى طالب است و سپس از حسن و حسين و على بن حسين و بعد از او از آنِ محمّد بن على است، و شما امامان من هستيد، بر اين عقيده زندگى مى كنم و بر اين مى ميرم و بر اين آيين، خدا را مى پرستم. حضرت فرمود: اى عمرو! به خدا سوگند، كه اين همان دين من و دين پدران من است كه با آن خدا را در نهان و آشكار پرستش مى كنيم و بدان پايبنديم.