اثبات وجود خدا

5 حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:كُلُّ صانِعِ شَيْءٍ فمِن شَيْءٍ صَنَعَ، و اللّهُ لا مِن شَيْءٍ صَنَعَ ما خَلَقَ. ۱
امام على عليه السلام:هر كس چيزى بسازد، آن را از چيزى [ديگر]ساخته است، اما خداوند آنچه را ساخته از چيزى نيافريده است.
۱.التوحيد: 43/3.
عنه عليه السلام:الحمد للّه. الدّالِّ على قِدَمِهِ بحُدوثِ خَلْقِهِ، و بحُدُوثِ خَلْقِهِ على وُجودِهِ. مُسْتَشْهِدٌ بِحُدُوثِ الأشْياءِ على أزَليّتِهِ، و بما وَسَمَها بهِ مِن العَجْزِ على قُدْرَتِهِ، و بما اضْطَرَّها إلَيهِ مِن الفَناءِ على دَوامِهِ. ۱
امام على عليه السلام:سپاس و ستايش خداوندى را كه. حدوث آفريدگانش را دليل قديم بودن و وجود خود قرار داد. حدوث اشياء را گواه ازلى بودن خود گرفت و با داغ ناتوانى كه بر آنان نهاد، آنها را گواه قدرت خود و فناى حتمى آنها را گواه جاودانگى خويش گرفت.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 185.
عنه عليه السلام:الحَمدُ للّهِ الدّالِّ على وُجودِهِ بخَلْقِهِ، و بمُحْدَثِ خَلْقِهِ على أزَليّتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:ستايش خداوندى را كه آفريدگان خود را دليل بر وجود خويش ساخت و حادث بودن آنها را دليل بر ازليّتش.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 152.
الإمامُ الباقرُ عليه السلامـ و قد سألَهُ رجُلٌ مِن عُلَماءِ أهلِ الشّامِ:. فالشَّيْءُ خَلقَهُ مِن شَيْءٍ أو مِن لا شَيءٍ؟ ـ: خَلقَ الشَّيْءَ لا مِن شَيْءٍ كانَ قَبلَهُ. و لَو خَلقَ الشَّيْءَ مِن شَيْءٍ، إذا لَم يَكُنْ لَهُ انْقِطاعٌ أبدا، و لَم يَزَلِ اللّهُ إذا و مَعهُ شَيْءٌ، و لكنْ كانَ اللّهُ و لا شَيْءَ مَعهُ. ۱
امام باقر عليه السلامـ در پاسخ به يكى از علماى شام كه از ايشان پرسيد:. پس اشياء را از چيز آفريده است يا از هيچ؟ ـفرمود: اشياء را آفريد نه از چيزى كه پيش از آن وجود داشته باشد. اگر شى ء را از شى ء آفريده باشد، هرگز ميان او و اشياء انقطاع نبوده و همواره چيزى با خدا مى باشد. حال آن كه خدا بوده و چيزى با او نبوده است.
۱.التوحيد: 66/20.
بحار الأنوار:-الإمامُ الصّادقُ عليه السلام مِن مُناظَرَتِهِ زِنْديقا، قالَ الزِّنْديقُ: مِن أيِّ شَيْءٍ خَلقَ الأشْياءَ؟ ـ: لا مِن شَيْءٍ، فقالَ: كيفَ يَجيءُ مِن لا شَيْءٍ، شَيْءٌ؟ قالَ عليه السلام: إنّ الأشْياءَ لا تَخْلو أنْ تَكونَ خُلِقَتْ مِن شَيْءٍ أو مِن غَيرِ شَيْءٍ، فإنْ كانتْ خُلِقَتْ مِن شَيْءٍ كانَ مَعهُ فإنّ ذلكَ الشّيْءَ قَديمٌ، و القَديمُ لا يَكونُ حَديثا و لا يَفْنى و لا يَتَغيّرُ، و لا يَخْلو ذلكَ الشَّيْءُ مِن أنْ يَكونَ جَوْهَرا واحِدا و لَوْنا واحِدا، فمِن أينَ جاءتْ هذهِ الألْوانُ المُخْتَلِفَةُ و الجَواهِرُ الكَثيرَةُ المَوجودَةُ في هذا العالَمِ مِن ضُروبٍ شَتّى؟ و مِن أينَ جاءَ المَوْتُ، إنْ كانَ الشَّيْءُ الّذي اُنْشِئَتْ مِنهُ الأشْياءُ حيّا؟ أو مِن أينَ جاءتِ

بحار الأنوار:امام صادق عليه السلام در مناظره با زنديقى كه گفت: خداوند اشياء را از چه آفريده است؟ فرمود: از چيزى نيافريد. عرض كرد: چگونه چيز از هيچ به وجود مى آيد؟ فرمود: اشياء از دو حال خارج نيستند: يا از چيزى آفريده شده اند يا از چيزى آفريده نشده اند؛ اگر از چيزى آفريده شده اند كه آن چيز پيوسته با خدا بوده؛ پس آن چيز، قديم است و قديم، نه حادث مى شود، نه فانى مى گردد و نه تغيير مى پذيرد. حال، آن شى ء، يك جوهر و يك رنگ (عرض) است، در اين صورت اين همه رنگ (اعراض) گوناگون و جواهر فراوان موجود در اين عالم، از كجا آمده است؟ اگر آن چيزى كه اشياء همه از او پديد آمده زنده است، پس مرگ از كجا آمده است؟ و اگر آن چيز، مرده است حيات و زندگى از كجا آمده است؟ ممكن نيست كه از يك مُرده و يك زنده قديمى ازلى

۱.بحار الأنوار: 10/166/2.