حدیث دربارهاثبات وجود خدا

الإمامُ الباقرُ عليه السلامـ و قد سألَهُ رجُلٌ مِن عُلَماءِ أهلِ الشّامِ:. فالشَّيْءُ خَلقَهُ مِن شَيْءٍ أو مِن لا شَيءٍ؟ ـ: خَلقَ الشَّيْءَ لا مِن شَيْءٍ كانَ قَبلَهُ. و لَو خَلقَ الشَّيْءَ مِن شَيْءٍ، إذا لَم يَكُنْ لَهُ انْقِطاعٌ أبدا، و لَم يَزَلِ اللّهُ إذا و مَعهُ شَيْءٌ، و لكنْ كانَ اللّهُ و لا شَيْءَ مَعهُ. ۱
امام باقر عليه السلامـ در پاسخ به يكى از علماى شام كه از ايشان پرسيد:. پس اشياء را از چيز آفريده است يا از هيچ؟ ـفرمود: اشياء را آفريد نه از چيزى كه پيش از آن وجود داشته باشد. اگر شى ء را از شى ء آفريده باشد، هرگز ميان او و اشياء انقطاع نبوده و همواره چيزى با خدا مى باشد. حال آن كه خدا بوده و چيزى با او نبوده است.
۱.التوحيد: 66/20.

احادیث دیگر این موضوع

۴
بحار الأنوار:امام صادق عليه السلام در مناظره با زنديقى كه گفت: خداوند اشياء را از چه آفريده است؟ فرمود: از چيزى نيافريد. عرض كرد: چگونه چيز از هيچ به وجود مى آيد؟ فرمود: اشياء از دو حال خارج نيستند: يا از چيزى آفريده شده اند يا از چيزى آفريده نشده اند؛ اگر از چيزى آفريده شده اند كه آن چيز پيوسته با خدا بوده؛ پس آن چيز، قديم است و قديم، نه حادث مى شود، نه فانى مى گردد و نه تغيير مى پذيرد. حال، آن شى ء، يك جوهر و يك رنگ (عرض) است، در اين صورت اين همه رنگ (اعراض) گوناگون و جواهر فراوان موجود در اين عالم، از كجا آمده است؟ اگر آن چيزى كه اشياء همه از او پديد آمده زنده است، پس مرگ از كجا آمده است؟ و اگر آن چيز، مرده است حيات و زندگى از كجا آمده است؟ ممكن نيست كه از يك مُرده و يك زنده قديمى ازلى به وجود آمده باشند. زيرا از زنده ازلى، مُرده پديد نمى آيد. همچنين ممكن نيست كه مُرده ازلى و قديم وجود داشته باشد؛ زيرا موجود مُرده را قدرت و بقايى نيست. [زنديق]گفت: از چه رو گفته اند كه موجودات ازلى اند؟ حضرت فرمود:. چرخش سپهر و هر آنچه در آن است. و حركت زمين و هر آنچه بر آن است و دگرگونى زمانها و اختلاف زمان و حوادثى كه در عالم رخ مى دهد و مرگ و پوسيدگى و نا گزيرى نفس به اقرار به اين كه او را آفريدگار و مدبّر است، همگى نشانگر حدوث اشياء است. مگر نمى بينى كه شيرين، ترش مى شود و خوش مزه، تلخ و نو، فرسوده و هر چيزى به سوى دگرگونى و نابودى مى رود؟