حدیث دربارهمهدور الدّم

عنه صلى الله عليه و آلهـ قالَ للمسلِمينَ و هُم مُجْتَمِعونَ حَولَهُ ـ: أيُّها النّاسُ، إنّه لا نَبيَّ بَعدي، و لا سُنّةَ بعدَ سُنّتي، فمَنِ ادّعى ذلكَ فدَعْواهُ و بِدْعَتُهُ في النّارِ، و مَنِ ادّعى ذلكَ فاقْتُلوهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به مسلمانانى كه گِردش را گرفته بودند ـفرمود: اى مردم! پس از من ديگر پيامبرى نخواهد آمد و بعد از سنّت من نيز سنّتى وجود نخواهد داشت. پس، هر كس چنين ادعايى كند، ادعا و بدعت او هر دو در دوزخند، و هر كس ادعاى پيامبرى كرد، بكشيدش.
۱.الأمالي للمفيد: 53/15.
کلیدواژه‌ها حدودمهدور الدم

احادیث دیگر این موضوع

۳
صحيح مسلم ـ به نقل از عمرو:از جابر شنيدم كه مى گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: چه كسى كار كعب بن اشرف را مى سازد؟ زيرا كه او خدا و پيامبرش را آزرده است. محمّد بن مسلمه گفت: اى پيامبر خدا! مى خواهى او را بكشم؟ فرمود: آرى. عرض كرد: اجازه فرما چيزهايى را [كه لازم است] بگويم. فرمود: بگو. پس محمّد بن مسلمه نزد كعب رفت و با او سخنانى گفت و از گذشته خود با وى سخن گفت و اظهار داشت: اين مرد (پيامبر صلى الله عليه و آله) خواسته خوبى كند اما ما را به رنج و زحمت انداخته است. وقتى كعب سخنان محمّد بن مسلمه را شنيد گفت: به خدا قسم كه تو نيز از او (پيامبر) دلگيرى. محمّد بن مسلمه با كعب وعده گذاشت كه با حارث و ابى عبس بن جبر و عبّاد بن بشر نزد وى بيايند. آنها نزد كعب آمدند و شب او را دعوت كردند و كعب نزد آنان رفت. محمّد به آن سه نفر گفت: وقتى آمد، من دستم را به طرف سر او دراز مى كنم، وقتى سرش را محكم گرفتم شما حمله كنيد. كعب حمايلْ بسته، نزد آنان آمد. آنها گفتند: بوى عطر از تو به مشاممان مى رسد! كعب گفت: آرى، فلانى را به همسرى دارم كه معطرترين زن عرب است. محمّد گفت: اجازه مى دهى از اين عطر ببويم.كعب گفت: بله، بو كن، محمّد بدن او را بو كرد. سپس گفت: اجازه مى دهى باز هم ببويم؟ در اين هنگام محمّد، سر كعب را گرفت و گفت: حمله كنيد. و او را كشتند.