حدیث دربارهمظلوميت امام على عليه السلام

عنه عليه السلامـ في كتابهِ إلى عقيلٍ ـ: فَدعْ عنكَ قُرَيشا و تَرْكاضَهُم في الضَّلال. فإنَّهُم قد أجْمَعوا على حَرْبي كإجماعِهِم على حَربِ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَبْلي، فَجَزَتْ قُرَيشا عنّي الجَوازي؛ فقد قَطَعوا رَحِمي، و سَلَبوني سُلطانَ ابنِ اُمّي. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه اش به عقيل ـنوشت: قريش را بگذار تا در گمراهى بتازند. كه آنان در جنگ با من همداستان شدند، چنان كه پيش از من، در جنگ با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله همداستان گشتند. خدا قريش را كيفر دهاد كه پيوند خويشى مرا بريدند و حكومتى را كه از آن فرزند مادرم ۲ بود از من ربودند.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 36.
۲.منظور، پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله است؛ زيرا فاطمه بنت اسد، مادر حضرت على عليه السلام، به پيامبر صلى الله عليه و آله در كودكى محبت مى كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله او را مادر خود مى خواند (ر. ك: دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام: فصل يكم از بخش دوم «مادر»).

احادیث دیگر این موضوع

۶
امام على عليه السلامـ وقتى به وى گفته شد: تو به اين امر (خلافت) حريصى ـفرمود: به خدا قسم كه شما حريص تريد و دورتر (نا لايق تر)، و من سزاوارترم و نزديكتر (لايق تر و شايسته تر يا در خويشاوندى با پيامبر نزديكتر). من، در حقيقت، حقّ خود را طلبيده ام و شما مانع رسيدن من به آن مى شويد. خدايا! من در برابر قريش و ياوران قريش از تو يارى مى طلبم؛ زيرا آنان پيوند خويشاوندى مرا بريدند، منزلت والاى مرا خرد شمردند و براى ستيز با من بر سر امرى (خلافت) كه از آنِ من است، همداستان شدند. ابن ابى الحديد مى نويسد: اخبار اين گونه، به تواتر از آن حضرت عليه السلام رسيده است. از جمله: ـ از زمانى كه خداوند جان پيامبر خود را ستاند، تا روزگار اين مردم، همواره مظلوم بوده ام. ـ بار خدايا! قريش را خوار و ذليل گردان، كه آنان مرا از حقّم محروم كردند و امر (خلافت) مرا غصب نمودند. ـ خدا قريش را كيفرى سخت دهاد كه حقّ مرا پايمال كردند و حكومت فرزند مادرم (پيامبر) را از من غصب كردند. ـ و نيز شنيد كسى فرياد مى زند: من مظلومم! حضرت فرمود: بيا تا با هم فرياد زنيم؛ زيرا من نيز همواره مظلوم بوده ام. ـ و او مى داند كه جايگاه من نسبت به آن (خلافت) همچون محور آسياب است نسبت به سنگ آسياب. ـ ميراث خود را تاراج رفته مى بينم. ـ آن دو، ظرفهاى ما را [براى خود] كج كردند و مردم را بر گرده ما سوار نمودند. ـ ما را حقّى است كه اگر بدهند آن را مى گيريم و اگر ندهند، بر پشت شتر مى نشينيم هر چند سفر شبانه به درازا كشد. ـ همواره حقّ من غصب شده و از آنچه سزاوار و شايسته آن هستم، محروم مانده ام.