خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۱
موضوعات
مظلوميت امام على عليه السلام
1049. از همان زمان كه پيامبر خدا صلى الل…
حدیث درباره
مظلوميت امام على عليه السلام
میزان الحکمه ج ۱، ص ۲۹۲، ح ۱۰۴۹
امام علی علیهالسلام
مظلوميت امام على عليه السلام
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:
ما زِلْتُ مُذ قُبِضَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مظلوما.
۱
امام على عليه السلام:
از همان زمان كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رحلت كرد همواره مظلوم بوده ام.
۱.
خصائص الأئمّة عليهم السلام: 99.
کلیدواژهها
امامت 2 امامت خاصه امام علی علیه السلام
فضایل امام علی علیه السلام از زبان او
مظلومیت امام علی علیه السلام
احادیث دیگر این موضوع
۶
امام على عليه السلام:از آن زمان كه خداوند محمّد صلى الله عليه و آله را به پيامبرى مبعوث كرد، روىِ خوشى و آسايش را نديدم، اما خدا را شكر. به خدا سوگند خردسالى را در بيم و وحشت به سر بردم و بزرگسالى را در جهاد و مبارزه.
امام على عليه السلام:ظلمى كه به من رسيده به احدى از مردم نرسيده است.
امام على عليه السلام:من فكر مى كردم كه والى بر مردم ستم مى كند اما اكنون مى بينم كه مردم بر والى ستم روا مى دارند.
امام على عليه السلامـ در نامه اى به معاويه ـنوشت: و گفتى كه مرا چون شتر مهار شده مى كشيدند تا بيعت كنم؛ به خدا قسم، خواستى نكوهش كنى، امّا ستودى و خواستى مرا رسوا سازى؛ ولى خود رسوا شدى. مظلوم بودن، براى مسلمان عيب و عار نيست، تا آن گاه كه در دين خود، گرفتار شك و ترديد، و در يقين خود، دو دل نباشد.
امام على عليه السلامـ وقتى به وى گفته شد: تو به اين امر (خلافت) حريصى ـفرمود: به خدا قسم كه شما حريص تريد و دورتر (نا لايق تر)، و من سزاوارترم و نزديكتر (لايق تر و شايسته تر يا در خويشاوندى با پيامبر نزديكتر). من، در حقيقت، حقّ خود را طلبيده ام و شما مانع رسيدن من به آن مى شويد. خدايا! من در برابر قريش و ياوران قريش از تو يارى مى طلبم؛ زيرا آنان پيوند خويشاوندى مرا بريدند، منزلت والاى مرا خرد شمردند و براى ستيز با من بر سر امرى (خلافت) كه از آنِ من است، همداستان شدند. ابن ابى الحديد مى نويسد: اخبار اين گونه، به تواتر از آن حضرت عليه السلام رسيده است. از جمله: ـ از زمانى كه خداوند جان پيامبر خود را ستاند، تا روزگار اين مردم، همواره مظلوم بوده ام. ـ بار خدايا! قريش را خوار و ذليل گردان، كه آنان مرا از حقّم محروم كردند و امر (خلافت) مرا غصب نمودند. ـ خدا قريش را كيفرى سخت دهاد كه حقّ مرا پايمال كردند و حكومت فرزند مادرم (پيامبر) را از من غصب كردند. ـ و نيز شنيد كسى فرياد مى زند: من مظلومم! حضرت فرمود: بيا تا با هم فرياد زنيم؛ زيرا من نيز همواره مظلوم بوده ام. ـ و او مى داند كه جايگاه من نسبت به آن (خلافت) همچون محور آسياب است نسبت به سنگ آسياب. ـ ميراث خود را تاراج رفته مى بينم. ـ آن دو، ظرفهاى ما را [براى خود] كج كردند و مردم را بر گرده ما سوار نمودند. ـ ما را حقّى است كه اگر بدهند آن را مى گيريم و اگر ندهند، بر پشت شتر مى نشينيم هر چند سفر شبانه به درازا كشد. ـ همواره حقّ من غصب شده و از آنچه سزاوار و شايسته آن هستم، محروم مانده ام.
امام على عليه السلامـ در نامه اش به عقيل ـنوشت: قريش را بگذار تا در گمراهى بتازند. كه آنان در جنگ با من همداستان شدند، چنان كه پيش از من، در جنگ با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله همداستان گشتند. خدا قريش را كيفر دهاد كه پيوند خويشى مرا بريدند و حكومتى را كه از آن فرزند مادرم منظور، پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله است؛ زيرا فاطمه بنت اسد، مادر حضرت على عليه السلام، به پيامبر صلى الله عليه و آله در كودكى محبت مى كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله او را مادر خود مى خواند (ر. ك: دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام: فصل يكم از بخش دوم «مادر»). بود از من ربودند.
اولین حدیث
موضوع
حدیث 1050