حدیث دربارهمظلوميت امام على عليه السلام

عنه عليه السلام:ما رأيتُ مُنذُ بَعثَ اللّهُ محمّدا صلى الله عليه و آله رَخاءً، فالحمدُ للّهِ. و اللّهِ لقد خِفْتُ صَغيرا و جاهَدتُ كبيرا. ۱
امام على عليه السلام:از آن زمان كه خداوند محمّد صلى الله عليه و آله را به پيامبرى مبعوث كرد، روىِ خوشى و آسايش را نديدم، اما خدا را شكر. به خدا سوگند خردسالى را در بيم و وحشت به سر بردم و بزرگسالى را در جهاد و مبارزه.
۱.الإرشاد: 1 / 284.

احادیث دیگر این موضوع

۶
امام على عليه السلامـ وقتى به وى گفته شد: تو به اين امر (خلافت) حريصى ـفرمود: به خدا قسم كه شما حريص تريد و دورتر (نا لايق تر)، و من سزاوارترم و نزديكتر (لايق تر و شايسته تر يا در خويشاوندى با پيامبر نزديكتر). من، در حقيقت، حقّ خود را طلبيده ام و شما مانع رسيدن من به آن مى شويد. خدايا! من در برابر قريش و ياوران قريش از تو يارى مى طلبم؛ زيرا آنان پيوند خويشاوندى مرا بريدند، منزلت والاى مرا خرد شمردند و براى ستيز با من بر سر امرى (خلافت) كه از آنِ من است، همداستان شدند. ابن ابى الحديد مى نويسد: اخبار اين گونه، به تواتر از آن حضرت عليه السلام رسيده است. از جمله: ـ از زمانى كه خداوند جان پيامبر خود را ستاند، تا روزگار اين مردم، همواره مظلوم بوده ام. ـ بار خدايا! قريش را خوار و ذليل گردان، كه آنان مرا از حقّم محروم كردند و امر (خلافت) مرا غصب نمودند. ـ خدا قريش را كيفرى سخت دهاد كه حقّ مرا پايمال كردند و حكومت فرزند مادرم (پيامبر) را از من غصب كردند. ـ و نيز شنيد كسى فرياد مى زند: من مظلومم! حضرت فرمود: بيا تا با هم فرياد زنيم؛ زيرا من نيز همواره مظلوم بوده ام. ـ و او مى داند كه جايگاه من نسبت به آن (خلافت) همچون محور آسياب است نسبت به سنگ آسياب. ـ ميراث خود را تاراج رفته مى بينم. ـ آن دو، ظرفهاى ما را [براى خود] كج كردند و مردم را بر گرده ما سوار نمودند. ـ ما را حقّى است كه اگر بدهند آن را مى گيريم و اگر ندهند، بر پشت شتر مى نشينيم هر چند سفر شبانه به درازا كشد. ـ همواره حقّ من غصب شده و از آنچه سزاوار و شايسته آن هستم، محروم مانده ام.