حدیث دربارهسيما

مقاتل الطالبيّين عن داوود بن عبد الجبّار عن أبي إسحاق:أدخَلَني أبِي المَسجِدَ يَومَ الجُمُعَةِ، فَرَفَعَني فَرَأَيتُ عَلِيّا يَخطُبُ عَلَى المِنبَرِ؛ شَيخا، أصلَعَ، ناتِئَ الجَبهَةِ، عَريضَ ما بَينَ المَنكِبَينِ، لَهُ لِحيَةٌ قَد مَلَأَت صَدرَهُ، في عَينِه اطرِغشاشٌ ـ قالَ داوُدُ: يَعني لينا فِي العَينِ ـ فَقُلتُ لِأَبي: مَن هذا يا أبَةِ؟ فَقالَ: هذا عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ ابنُ عَمِّ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأخو رَسولِ اللّهِ، ووَصِيُّ رَسولِ اللّهِ، وأميرُ المُؤمِنينَ. ۱
مقاتل الطالبيّينـ به نقل از داوود بن عبد الجبّار از ابو اسحاق ـ: پدرم مرا روز جمعه به درون مسجد برد و بلندم كرد. پس على عليه السلام را ديدم كه بر منبر سخنرانى مى كند. سالخورده بود. موهاى جلوى سرش ريخته بود. بلند پيشانى و چهارشانه بود. ريشش سينه اش را پوشانده بود و چشمانش اندكى خمار بود. به پدرم گفتم: پدر! اين كيست؟ گفت: اين، على بن ابى طالب، پسر عموى پيامبر خدا، برادر پيامبر خدا، وصىّ پيامبر خدا و امير مؤمنان است.
۱.مقاتل الطالبيّين: ص 42.

احادیث دیگر این موضوع

۸