حدیث دربارهكنيه ها
صحيح مسلم عن أبي حازم عن سهل بن سعد:اُستُعمِلَ عَلَى المَدينَةِ رَجُلٌ مِن آلِ مَروانَ، قالَ: فَدَعا سَهلَ بنَ سَعدٍ، فَأَمَرَهُ أن يَشتُمَ عَلِيّا، قالَ: فَأَبى سَهلٌ، فَقالَ لَهُ: أمّا إذ أبَيتَ فَقُل: لَعَنَ اللّهُ أبَا التُّرابِ، فَقالَ سَهلٌ: ما كانَ لِعَلِيٍّ اسمٌ أحَبَّ إلَيهِ مِن أبِي التُّرابِ! وإن كانَ لَيَفرَحُ إذا دُعِيَ بِها ۱. ۲
صحيح مسلمـ به نقل از ابوحازم از سهل بن سعد ـ: مردى از آل مروان بر مدينه گمارده شد. سهل بن سعد را فرا خواند و به او فرمان داد تا على عليه السلام را دشنام گويد. سهل، خوددارى ورزيد. به او گفت: حال كه خوددارى مى كنى، پس بگو: خداوند، ابو تراب را لعنت كند!
سهل گفت: نزد على عليه السلام هيچ نامى از ابو تراب، محبوب تر نبود و بى گمان، او هرگاه بدان خوانده مى شد، شادمان مى گشت.