حدیث دربارهبررسى و تحليل
تاريخ الطبري عن أبي إسحاق عن البراء بن عازب:بَعَثَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله خالِدَ بنَ الوَليدِ إلى أهلِ اليَمَنِ؛ يَدعوهُم إلى الإِسلامِ. فَكُنتُ فيمَن سارَ مَعَهُ، فَأَقامَ عَلَيهِ سِتَّةَ أشهُرٍ لا يُجيبونَهُ إلى شَيءٍ، فَبَعَثَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ، وأمَرَهُ أن يُقفِلَ خالِدا ومَن مَعَهُ، فَإِن أرادَ أحَدٌ مِمَّن كانَ مَعَ خالِدِ بنِ الوَليدِ أن يُعَقِّبَ مَعَهُ تَرَكَهُ.
قالَ البَراءُ: فَكُنتُ فيمَن عَقَّبَ مَعَهُ، فَلَمَّا انتَهَينا إلى أوائِلِ اليَمَنِ بَلَغَ القَومَ الخَبَرُ، فَجَمَعوا لَهُ، فَصَلّى بِنا عَلِيٌّ الفَجرَ، فَلَمّا فَرَغَ صَفَّنا صَفّا واحِدا، ثُمَّ تَقَدَّمَ بَينَ أيدينا فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قَرَأَ عَلَيهِم كِتابَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَأَسلَمَت هَمدانُ كُلُّها في يومٍ واحِدٍ. وكَتَبَ بِذلِكَ إلى رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَلَمّا قَرَأَ كِتابَهُ خَرَّ ساجِدا، ثُمَّ جَلَسَ فَقالَ: السَّلامُ عَلى هَمدانَ، السَّلامُ عَلى هَمدانَ! ثُمَّ تَتَابَعَ أهلُ اليَمَنِ عَلَى الإِسلامِ. ۱
تاريخ الطبرىـ به نقل از ابو اسحاق از بَراء بن عازب ـ: پيامبر خدا، خالد بن وليد را به سوى مردم يمن فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت كند و من در ميان كسانى بودم كه با او رفتيم. او شش ماه ماند و مردم به دعوت او پاسخ ندادند. سپس پيامبر صلى الله عليه و آله، على بن ابى طالب عليه السلام را فرستاد و به او فرمان داد تا خالد و همراهانش را بازگرداند و اگر كسى از همراهان خالد بن وليد خواست با او بيايد، اجازه دهد.
من از كسانى بودم كه به دنبال على عليه السلام رفتيم. چون به اوايل يمن رسيديم، به آنان خبر رسيد و همه جمع شدند. على عليه السلام، برايمان نماز صبح را خواند و چون از نماز، فارغ شد، ما را در يك صف قرار داد و در جلوى ما ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى، نامه پيامبر خدا را بر ايشان خواند. پس قبيله هَمْدان، همگى در يك روز مسلمان شدند.
على عليه السلام، گزارش اين واقعه را به پيامبر خدا نوشت و چون ايشان نامه او را خواند، به سجده افتاد و سپس نشست و فرمود: «درود بر هَمْدان، درود بر هَمْدان!».
سپس اهل يمن، پى در پى مسلمان شدند.
۱.تاريخ الطبري: ج 3 ص 131، تاريخ الإسلام للذهبي: ج 2 ص 690 نحوه.