حدیث دربارهمأموريت براى اعلان برائت از مشركان

خصائص أمير المؤمنين عن زيد بن يثيع عن الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَعَثَ بِبَراءَةَ إلى أهلِ مَكَّةَ مَعَ أبي بَكرٍ، ثُمَّ أتبَعَهُ بِعَلِيٍّ، فَقالَ لَهُ: خُذِ الكِتابَ فَامضِ بِهِ إلى أهلِ مَكَّةَ. قالَ: فَلَحِقتُهُ وأخَذتُ الكِتابَ مِنهُ، فَانصَرَفَ أبو بَكرٍ وهُوَ كَئيبٌ، فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ: أنَزَلَ فِيَّ شَيءٌ؟! قالَ: لا، إلّا أنّي اُمِرتُ أن اُبَلِّغَهُ أنا أو رَجُلٌ مِن أهلِ بَيتي. ۱
خصائص أمير المؤمنينـ به نقل از زيد بن يثيع، درباره امام على عليه السلام ـ: پيامبر خدا، ابو بكر را به همراه [آيه هاى]برائت به سوى مردم مكّه فرستاد. سپس على عليه السلام را در پى او روانه كرد و به او فرمود: «نوشته را بگير و آن را براى مردم مكّه بِبَر». على عليه السلام گفت: به او رسيدم و نوشته را از وى گرفتم. ابو بكر با دل تنگى بازگشت و گفت: اى پيامبر خدا! آيا چيزى درباره من نازل شده است؟ فرمود: «نه، جز آن كه من فرمان يافته ام كه يا خود، آن را ابلاغ كنم يا مردى از خاندانم».
۱.خصائص أمير المؤمنين للنسائي: ص 147 ح 76، أنساب الأشراف: ج 2 ص 384 عن يزيد بن يثيع، تفسير الطبري: ج 6 الجزء 10 ص 64، تفسير ابن كثير: ج 4 ص 49 كلاهما عن زيد بن يشيع وكلّها نحوه من دون إسنادٍ إليه عليه السلام وراجع تاريخ اليعقوبي: ج 2 ص 76.

احادیث دیگر این موضوع

۷
الإرشاد:در ماجراى برائت آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله، آن (آيه هاى برائت) را به ابو بكر داد تا با آن، پيمان با مشركان را به كنار افكند. هنوز دور نشده بود كه جبرئيل عليه السلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و گفت: خداوند بر تو درود مى فرستد و مى گويد: «از جانب تو، جز خودت يا مردى از [خاندان] تو [پيام را]نمى رسانَد». پيامبر خدا، على عليه السلام را خواست و به او فرمود: «بر عَضباء، شتر من، سوار شو و به ابو بكر برس و [آيه هاى]برائت را از دست او بگير و آنها را به مكّه برسان و پيمان مشركان را به پيش خودشان بينداز و ابو بكر را مخيّر كن كه يا در ركاب تو بيايد يا به سوى من بازگردد». امير مؤمنان بر «عَضباء»، شتر پيامبر خدا، سوار شد و رفت تا به ابو بكر رسيد. چون ابو بكر، على عليه السلام را ديد، هراسان شد و به پيشبازش آمد و گفت: اى ابو الحسن! براى چه آمده اى؟ آيا همراه من مى آيى يا به منظور ديگرى آمده اى؟ امير مؤمنان به او فرمود: «پيامبر خدا به من فرمان داده است كه به تو برسم و آيه هاى برائت را از تو بگيرم و با آنها، پيمان مشركان را به پيش خودشان بيفكنم و به من فرمان داده كه تو را مخيّر كنم كه يا با من بيايى و يا به سوى او بازگردى». ابو بكر گفت: به سوى او باز مى گردم. به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشت و چون بر او وارد شد، گفت: اى پيامبر خدا! تو مرا براى كارى شايسته ديدى كه بدان، گردن ها به سويم كشيده شد و چون به سوى آن رو كردم، مرا از آن بازگرداندى. براى چه؟ آيا [آيه اى از] قرآن درباره من نازل شده است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «نه؛ امّا جبرئيل امين از سوى خداوند عز و جل به نزد من آمد و اين گونه گفت: از جانب تو، جز خودت يا مردى از خاندانت [پيام را]نمى رسانَد و على از من است و جز على از جانب من ابلاغ نمى كند».