حدیث دربارهمأموريت براى اعلان برائت از مشركان

مسند ابن حنبل عن أنس بن مالك:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَعَثَ بِبَراءَةَ مَعَ أبي بَكرٍ إلى أهلِ مَكَّةَ ـ قالَ: ـ ثُمَّ دَعاهُ فَبَعَثَ بِها عَلِيّا، قالَ: لايُبَلِّغُها إلّا رَجُلٌ مِن أهلي. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از انس بن مالك ـ: پيامبر خدا، ابو بكر را با [آيه هاى]برائت به سوى مردم مكّه فرستاد. سپس او را فرا خواند و على عليه السلام را با آنها فرستاد [و]فرمود: «آنها را جز مردى از خاندانم نمى رسانَد».
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 564 ح 14021، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 506 ح 72 وفيه «أهل بيتي» بدل «أهلي»، تاريخ دمشق: ج 42 ص 344 ح 8917 و 8918.

احادیث دیگر این موضوع

۷
الإرشاد:در ماجراى برائت آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله، آن (آيه هاى برائت) را به ابو بكر داد تا با آن، پيمان با مشركان را به كنار افكند. هنوز دور نشده بود كه جبرئيل عليه السلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و گفت: خداوند بر تو درود مى فرستد و مى گويد: «از جانب تو، جز خودت يا مردى از [خاندان] تو [پيام را]نمى رسانَد». پيامبر خدا، على عليه السلام را خواست و به او فرمود: «بر عَضباء، شتر من، سوار شو و به ابو بكر برس و [آيه هاى]برائت را از دست او بگير و آنها را به مكّه برسان و پيمان مشركان را به پيش خودشان بينداز و ابو بكر را مخيّر كن كه يا در ركاب تو بيايد يا به سوى من بازگردد». امير مؤمنان بر «عَضباء»، شتر پيامبر خدا، سوار شد و رفت تا به ابو بكر رسيد. چون ابو بكر، على عليه السلام را ديد، هراسان شد و به پيشبازش آمد و گفت: اى ابو الحسن! براى چه آمده اى؟ آيا همراه من مى آيى يا به منظور ديگرى آمده اى؟ امير مؤمنان به او فرمود: «پيامبر خدا به من فرمان داده است كه به تو برسم و آيه هاى برائت را از تو بگيرم و با آنها، پيمان مشركان را به پيش خودشان بيفكنم و به من فرمان داده كه تو را مخيّر كنم كه يا با من بيايى و يا به سوى او بازگردى». ابو بكر گفت: به سوى او باز مى گردم. به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشت و چون بر او وارد شد، گفت: اى پيامبر خدا! تو مرا براى كارى شايسته ديدى كه بدان، گردن ها به سويم كشيده شد و چون به سوى آن رو كردم، مرا از آن بازگرداندى. براى چه؟ آيا [آيه اى از] قرآن درباره من نازل شده است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «نه؛ امّا جبرئيل امين از سوى خداوند عز و جل به نزد من آمد و اين گونه گفت: از جانب تو، جز خودت يا مردى از خاندانت [پيام را]نمى رسانَد و على از من است و جز على از جانب من ابلاغ نمى كند».