شعر، جهاد زبانى است

4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئلَ عنِ الشِّعرِ ـ: إنّ المُؤمِنَ مُجاهِدٌ بِسَيفِهِ ولِسانِهِ، والذي نَفسي بيدِهِ لَكأنّما يَنضِحُونَهم بِالنَّبلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به سؤالى درباره شعر ـ: همانا مؤمن، با شمشير و زبان خود، جهاد مى كند. سوگند به آن كه جانم در دست اوست، شاعران [ـِ مؤمن] با شعر خود، گويى به دشمن، تير مى اندازند.
۱.مجمع البيان: ج 7 ص 326 عن عبدالرحمن بن كعب بن مالك.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لمّا سُئلَ عَمّا أنزَلَهُ اللّهُ في الشُّعراءِ ـ: إنّ المؤمِنَ يُجاهِدُ بِسَيفِهِ ولِسانِهِ، والذي نفسِي بيدِهِ لَكَأنَّما بِوَجهِهِم مِثلُ نَضْحِ النَّبلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به سؤالى درباره آيه اى كه خداوند، درباره شاعرانْ نازل كرده است ـ: همانا مؤمن، با شمشير و زبان خود، جهاد مى كند. سوگند به آن كه جانم در دست اوست، آنان، با رويارويى [ـِ زبانىِ] خود، گويى تير [به دشمن]مى زنند.
۱.الدرّ المنثور: ج 6 ص 335 عن كعب بن مالك وفيه «نضج النبل»، و الصحيح ما أثبتناه.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لحَسّانَ بنِ ثابتٍ ـ: اُهجُ المُشركينَ؛ فإنّ جَبرئيلَ مَعَكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به حسّان بن ثابت ـ: مشركان را [در شعرت] هجو كن، كه جبرئيل عليه السلام با توست.
۱.الدرّ المنثور: ج 6 ص 336 عن البراء بن عازب.
الدرّ المنثور عن البراء بن عازب:قيلَ: يا رسولَ اللّهِ، إنّ أبا سُفيانَ بنَ الحرثِ بنِ عبدِ المُطَّلِبِ يَهجُوكَ، فقامَ ابنُ رَواحَةَ فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، اِئذَنْ لي فِيهِ. قالَ: أنتَ الذي تقولُ: ثَبَّتَ اللّهُ؟ قالَ: نَعَم يا رسولَ اللّهِ، قلتُ: ثَبَّتَ اللّهُ ما أعطاكَ مِن حَسَنٍ تَثبِيتَ موسى ونَصرا مِثلَ ما نَصَرا قالَ: وأنتَ يَفعَلُ اللّهُ بكَ مِثلَ ذلكَ. ثُمّ وَثَبَ كَعبٌ فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، ائذَنْ لي فيهِ. فقالَ: أنتَ الذي تقولُ: هَمَّتْ؟ قالَ: نَعَم يا رسولَ اللّهِ، قلتُ: هَمَّت سُخَينةُ أن تُغالِبَ رَبَّها فَلْيَغْلِبَنَّ مُغالِبَ الغلّابِ قالَ: أما إنَّ اللّهَلم يَنسَ لكَ ذلكَ. ۱

الدرّ المنثورـ به نقل از بَراء بن عازِب ـ: به پيامبر صلى الله عليه و آله گفته شد كه ابو سفيان بن حرث بن عبد المطّلب، شما را هجو مى كند. ابن رواحه برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! اجازه بده پاسخ او را بدهم. پيامبر خدا فرمود: «تويى كه قصيده ثبّت اللّه را سروده اى؟». گفت: آرى، اى پيامبر خدا! من، چنين گفته ام: خدا هر نيكويى را كه به تو داده است، استوار گردانَد همچنان كه موسى را استوار داشت، و پيروزت كند، چنان كه او را پيروز كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خدا با تو نيز چنين كند!». سپس كعب بر جَست و گفت: اى پيامبر خدا! به من، رخصت ده تا پاسخ او (ابو سفيان) را بدهم. پيامبر خدا فرمود: «تويى كه قصيده هَمَّتْ را سروده اى؟» گفت: آرى، اى پيامبر خدا! من گفته ام: سُخَينه ۲ كوشيد تا

۱.الدرّ المنثور: ج 6 ص 336.
۲.. لقبى است براى قبيله قريش. م.