حدیث دربارهزنان پرستار در نبردهاى پيامبر

السنن الكبرى للنسائي عن حشرج بن زياد عن جدّته اُمّ أبيه:خَرَجتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غُزاةِ خَيبَرَ وأنَا سادِسَةُ سِتِّ نِسوَةٍ، فَبَلَغَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَّ مَعَهُ نِساءً، فَأَرسَلَ إلَينا فَأَتَيناهُ، فَرَأَينا عَلى وَجهِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله الغَضَبَ. فَقالَ لَنا: ما أخرَجَكُنَّ وبِأَمرِ مَن خَرَجتُنَّ؟ قُلنا: خَرَجنا يا رَسولَ اللّهِ مَعَكَ نُناوِلُ السِّهامَ، ونَسقِي السَّويقَ، ونُداوِي الجَرحى، ونَغزِلُ الشَّعرَ نُعينُ بِهِ في سَبيلِ اللّهِ. قالَ: قُمنَ فَانصَرِفنَ. قالَت: فَلَمّا فَتَحَ اللّهُ لِرَسولِهِ خَيبَرَ أسهَمَ لَنا كَسِهامِ الرِّجالِ. قالَ: فَقُلتُ لَها: يا جَدَّةُ، مَا الَّذي أسهَمَ لَكُنَّ؟ قالَت: الثَّمَرَ. ۱
السنن الكبرى، نسايىـ به نقل از حشرج بن زياد ـ: مادربزرگ [م] (مادر پدر [م]) گفت: در نبرد خيبر شركت كردم، در حالى كه يكى از شش زنِ حضوريافته در آن نبرد بودم. به پيامبر خدا خبر رسيد كه تنى چند از زنان با او همراه شده اند. او در پىِ ما فرستاد و ما نيز به حضورش رسيديم و ديديم چهره پيامبر خدا، خشم آلود است. به ما فرمود: «به چه سبب و به دستور چه كسى روانه شده ايد؟». گفتيم: اى پيامبر خدا! همراهت روانه شده ايم تا تيرى به دست تيراندازان دهيم و سَويقى به شما بخورانيم و مجروحان را درمان كنيم و مو ببافيم و بدين وسيله، به جهاد در راه خدا، يارى برسانيم. فرمود: «برخيزيد و برويد». هنگامى كه خداوند، فتح خيبر را نصيب پيامبرش كرد، ايشان به ما سهمى همانند سهم مردان، اختصاص داد. به او گفتم: مادربزرگ! سهمى كه به شما داد، چه بود؟ گفت: ميوه.
۱.. السنن الكبرى للنسائي: ج 5 ص 277 ح 8879.

احادیث دیگر این موضوع

۸