فريبكارى

5 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن غَشَّ أخاهُ المُسلِمَ نَزَعَ اللّهُ مِنهُ بَرَكَةَ رِزقِهِ، وأفسَدَ عَلَيهِ مَعيشَتَهُ، ووَكَلَهُ إلى نَفسِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس با برادر مسلمانش فريبكارى كند، خداوند، بركتِ روزى اش را از او مى گيرد و گذران زندگى اش را تباه مى سازد و او را به خود وا مى گذارَد.
۱.. ثواب الأعمال: ص 337 ح 1 عن أبي هريرة وعبد اللّه بن عبّاس، بحار الأنوار: ج 76 ص 365 ح 30.
سنن ابن ماجة عن أبي الحمراء:رَأَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ بِجَنَباتِ رَجُلٍ عِندَهُ طَعامٌ في وِعاءٍ، فَأَدخَلَ يَدَهُ فيهِ، فَقالَ: لَعَلَّكَ غَشَشتَ! مَن غَشَّنا فَلَيسَ مِنّا. ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از ابو حمراء ـ: پيامبر خدا را ديدم كه نزد مردى رفت كه غذايى در ظرفى پيش خود نهاده بود. پس دست خويش را در آن كرد و فرمود: «احتمالاً فريبى به كار برده اى! هر كس با ما فريبكارى كند، از ما نيست».
۱.. سنن ابن ماجة: ج 2 ص 749 ح 2225.
صحيح المسلم عن أبي هريرة:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ عَلى صُبرَةِ طَعامٍ، فَأَدخَلَ يَدَهُ فيها، فَنالَت أصابِعُهُ بَلَلاً، فَقالَ: ما هذا يا صاحِبَ الطَّعامِ؟ قالَ: أصابَتهُ السَّماءُ، يا رَسولَ اللّهِ! قالَ: أفَلا جَعَلتَهُ فَوقَ الطَّعامِ كَي يَراهُ النّاسُ؟! مَن غَشَّ فَلَيسَ مِنّي. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا بر پُشته اى گندم برگذشت. دست در آن فرو برد و انگشتش تَر شد. فرمود: «اى صاحب گندم! اين تَرى چيست؟». گفت: اى پيامبر خدا! آب آسمان بر آن باريده است. فرمود: «پس چرا آن را بالاىِ گندم نگذاشته اى تا مردم آن را ببينند؟ هر كس فريبكارى كند، از من نيست».
۱.. صحيح مسلم: ج 1 ص 99 ح 64؛ الأمالي للسيّد المرتضى: ج 4 ص 75.
سنن أبي داوود عن أبي هريرة:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ بِرَجُلٍ يَبيعُ طَعاما، فَسَأَلَهُ: كَيفَ تَبيعُ؟ فَأَخبَرَهُ، فَاُوحِيَ إلَيهِ أن أدخِل يَدَكَ فيهِ، فَأَدخَلَ يَدَهُ فيهِ، فَإِذا هُوَ مَبلولٌ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لَيسَ مِنّا مَن غَشَّ. ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا بر مردى گذشت كه گندم مى فروخت. از وى پرسيد: «چگونه مى فروشى؟». آن مرد، چگونگى را باز گفت. به پيامبر صلى الله عليه و آله وحى شد كه دستش را در آن گندم فرو بَرَد. دستش را در آن فرو بُرد و ديد كه گندم، خيس است. فرمود: «هر كه فريبكارى كند، از ما نيست».
۱.. سنن أبي داوود: ج 3 ص 272 ح 3452.
كنز العمّال عن مكحول:مَرَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِرَجُلٍ يَبيعُ طَعاما قَد خَلَطَ جَيِّدا بِقَبيحٍ، فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: ما حَمَلَكَ عَلى ما صَنَعتَ؟ فَقالَ: أرَدتُ أن يَنفُقَ، فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: مَيِّز كُلَّ واحِدٍ مِنهُما عَلى حِدَةٍ؛ لَيسَ في دينِنا غِشٌّ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از مكحول ـ: پيامبر خدا به مردى برگذشت كه گندم مى فروخت و خوب و بد را با هم در آميخته بود. پيامبر صلى الله عليه و آله به وى فرمود: «چرا چنين كرده اى؟». گفت: مى خواستم رونق بپذيرد. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «هر يك از آن دو را جدا از هم قرار بده. در دين ما، فريب راه ندارد».
۱.. كنز العمّال: ج 4 ص 159 ح 9974 نقلاً عن عبد الرزّاق في المصنّف.