حدیث دربارهجنگ هاى اُحُد و حَمراءُ الأسد
تفسيرُ القمّيـ في ذِكر ما جَرى بَعدَ وَقعَةِ اُحُدٍ ـ: لَمّا دَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله المَدينَةَ نَزَلَ علَيهِ جَبرَئيلُ عليه السلام فقالَ: يا محمّدُ، إنَّ اللّهَ يَأمُرُكَ أن تَخرُجَ في أثَرِ القَومِ ولا يَخرُجَ معكَ إلّا مَن به جِراحَةٌ! فَأمَرَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُنادِيا يُنادِي: يا مَعشَرَ المهاجِرينَ والأنصارِ! مَن كانَت بهِ جِراحَةٌ فَلْيَخرُجْ، ومَن لَم يَكُن بهِ جِراحَةٌ فَلْيُقِمْ، فَأقبَلُوا يُضَمِّدُونَ جِراحاتِهِم ويُداوُونَها، فأنزَلَ اللّهُ على نَبِيِّهِ: «ولا تَهِنُوا في ابتِغاءِ القَومِ إنْ تَكُونوا تَألَمُونَ فإنّهُمْ يَألَمُونَ كما تَألَمُونَ وتَرجُونَ مِن اللّهِ ما لا يَرْجُونَ» ۱. قالَ عَزَّوجلَّ: «إنْ يَمسَسكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ القَومَ قَرْحٌ مِثْلُهُ.» ۲ فَخَرَجُوا على ما بِهِم مِن الألَمِ والجِراحِ. ۳
تفسير القمّىـ در بيان ماجراى بعد از جنگ اُحد ـ: چون پيامبر صلى الله عليه و آله از جنگ اُحد برگشت و وارد مدينه شد، جبرئيل عليه السلام بر ايشان فرود آمد و گفت: اى محمّد! خداوند به تو فرمان مى دهد كه اين قوم (مشركان) را تعقيب كنى و كسى جز افراد مجروح، همراه تو نيايد!
پس پيامبر خدا به منادى فرمود تا ندا دهد: «اى گروه مهاجران و انصار! هر كس جراحتى دارد، بيرون بيايد و هر كس مجروح نيست، بماند».
آنان، شروع به مرهم نهادن بر زخم هاى خود و مداواى آنها كردند و خداوند، اين آيه را بر پيامبرش نازل فرمود: «و در دست يافتن به آن قوم، سستى مكنيد. اگر شما درد مى كشيد، آنها نيز چون شما درد مى كشند؛ ولى شما از خدا چيزى را اميد داريد كه آنان، اميد ندارند» و خداوند عز و جل پس، مسلمانان با وجود درد و جراحتى كه داشتند، [براى تعقيب مشركان] بيرون رفتند.