خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
حکمتنامه پیامبر اعظم(ص) ج ۱۲
موضوعات
جنگ هاى اُحُد و حَمراءُ الأسد
9151. خشم خدا سخت است بر مردمى كه چهره پ…
حدیث درباره
جنگ هاى اُحُد و حَمراءُ الأسد
حکمتنامه پیامبر اعظم(ص) ج ۱۲، ص ۱۵، ح ۹۱۵۱
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
جنگ هاى اُحُد و حَمراءُ الأسد
عنه صلى الله عليه و آله:
اِشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ على قَومٍ كَلَمُوا وَجهَ رسولِ اللّهِ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
خشم خدا سخت است بر مردمى كه چهره پيامبر خدا را مجروح كردند!
۱.
كنز العمّال: ج 10 ص 380 ح 29888 عن سهل بن سعد.
کلیدواژهها
بهشت
نام های بهشت
کلیدهای بهشت
جهاد
+2 مورد دیگر
احادیث دیگر این موضوع
۷
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خشم خدا سخت است بر مردى كه پيامبر خدا او را بكُشد؛ خشم خدا سخت است بر مردى كه خود را شاهِ شاهان مى نامد، حال آن كه پادشاهى جز خدا نيست!
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بار خدايا! قوم مرا ببخشا؛ زيرا آنان، مردمى نادان اند.
الدرّ المنثورـ به نقل از ابن مسعود ـ: در جنگ اُحد، زنان در پشت جبهه مسلمانان بودند و مجروحان را مداوا مى كردند. ابو سفيان آمد و شعار «پيروز باد هبل!» را سر داد. پيامبر خدا به مسلمانان فرمود: «شما بگوييد: خدا برتر و بزرگ تر است و مسلمانان، اين شعار را سر دادند. ابو سفيان، شعار داد: «ما عُزّا را داريم و شما عزّايى نداريد». پيامبر خدا به مسلمانان فرمود: «شما هم بگوييد: خدا مولاى ماست و كافران، مولايى ندارند».
صحيح مسلمـ به نقل از اَنَس ـ: در جنگ اُحد، دندان پيشين پيامبر خدا شكست و سر ايشان، شكاف برداشت. در حالى كه از فرقش خون جارى بود، مى فرمود: «چگونه رستگار مى شوند مردمى كه فرق پيامبر خود را كه آنان را به خدا دعوت مى كند، شكافتند و دندان پيشينش را شكستند؟». پس خداوند عز و جل اين آيه را فرو فرستاد: «تو را در اين كارها دستى نيست. [خدا] يا بر آنان مى بخشايد، يا عذابشان مى كند؛ زيرا آنان ستمكارند» .
تفسير القمّىـ در بيان ماجراى بعد از جنگ اُحد ـ: چون پيامبر صلى الله عليه و آله از جنگ اُحد برگشت و وارد مدينه شد، جبرئيل عليه السلام بر ايشان فرود آمد و گفت: اى محمّد! خداوند به تو فرمان مى دهد كه اين قوم (مشركان) را تعقيب كنى و كسى جز افراد مجروح، همراه تو نيايد! پس پيامبر خدا به منادى فرمود تا ندا دهد: «اى گروه مهاجران و انصار! هر كس جراحتى دارد، بيرون بيايد و هر كس مجروح نيست، بماند». آنان، شروع به مرهم نهادن بر زخم هاى خود و مداواى آنها كردند و خداوند، اين آيه را بر پيامبرش نازل فرمود: «و در دست يافتن به آن قوم، سستى مكنيد. اگر شما درد مى كشيد، آنها نيز چون شما درد مى كشند؛ ولى شما از خدا چيزى را اميد داريد كه آنان، اميد ندارند» و خداوند عز و جل پس، مسلمانان با وجود درد و جراحتى كه داشتند، [براى تعقيب مشركان] بيرون رفتند.
كنز العمّالـ به نقل از ابو سعيد ـ: در جنگ اُحد، چهره پيامبر خدا شكاف برداشت و دندان پيشين او شكست. در آن روز، پيامبر خدا ايستاد و دست هاى خود را به سوى آسمان بلند كرد و گفت: «خداوند بر يهود كه گفتند: عُزَير، پسر خداست، سخت خشم گرفت و بر نصارا كه گفتند: مسيح، پسر خداست، سخت خشم گرفت. خشم خدا سخت است بر كسى كه خون مرا ريخت و با آزردن خاندانم، مرا آزرد!».
كنز العمّالـ به نقل از ابو حميد ساعدى ـ: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از مدينه به قصد اُحد بيرون آمد، در عبور از ثَنيَّةُ الوداع با يك گردان سراپا مسلّح برخورد كرد. پرسيد: «اينها كيستند؟». گفتند: عبد اللّه بن اُبى است با ششصد تن از هم پيمانان خود از يهوديان بنى قَينُقاع. فرمود: «آيا اسلام آورده اند؟» گفتند: نه، اى پيامبر خدا! فرمود: «بگوييد برگردند؛ زيرا ما در برابر مشركان، از مشركان كمك نمى گيريم».
حدیث 9150
موضوع
حدیث 9152