جنگ حُدَيبيّه
4 حدیث
كنز العمّال عن إياس بن سَلمة عن أبيهِ:خَرَجنا مَع رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غَزوَةِ الحُدَيبيَةِ، فَنَحَرَ مِئةَ بَدَنَةٍ ونحنُ سَبعَ عشرَةَ مِئةً ومَعَهُم عِدَّةُ السِّلاحِ والرِّجالِ والخَيلِ، وكانَ في بُدنِهِ جَمَلُ أبِي جَهلٍ، فَنَزَلَ الحُدَيبيَةَ فَصالَحَتهُ قُرَيشٌ على أنَّ هذا الهَديَ مَحِلُّهُ حيثُ حَبَسناهُ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از اِياس بن سلمه، از پدرش ـ: در جنگ حديبيّه با پيامبر خدا بيرون آمديم. ايشان، صد شتر قربانى كرد و تعداد ما هزار و هفتصد نفر بود و با آنان (قريش)، جنگ افزار و پيادگان و سواران بودند. در ميان شتران قربانى پيامبر صلى الله عليه و آله شتر ابو جهل نيز بود. ايشان در حديبيّه فرود آمد و قريش با ايشان با اين شرط صلح كردند كه قربانگاه اين شتران، همان جايى باشد كه ما متوقّفشان كرده ايم [و وارد مكّه نشويم].
۱.كنز العمّال: ج 10 ص 478 ح 30148.
كنز العمّال عن إياس بن سَلمة عن أبيهِ:بَعَثَت قُرَيشٌ سُهَيلَ بنَ عَمرٍو وحُوَيطِبَ بنَ عَبدِ العُزّى ومكرزَ بنَ حَفصٍ إلى رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِيُصالِحُوهُ، فلَمّا رَآهُم رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فيهِم سُهَيلٌ قالَ: قد سَهَّلَ مِن أمرِكُمُ القَومُ يَأتُونَ إليكُم بِأرحامِكُم وسائلُوكُم الصُّلحَ؛ فَابعَثُوا الهَديَ وأظهِرُوا بالتَّلبِيَةِ لَعَلَّ ذلك يُلِينُ قُلُوبَهُم، فَلَبَّوا مِن نَواحِيالعَسكَرِ حتّى ارتَجَّت أصواتُهُم بالتَّلبِيَةِ، فَجاؤوهُ فَسَألُوهُ الصُّلحَ.
فَبَينَما الناسُ قد تَوادَعُوا وفيالمُسلِمينَ ناسٌ مِن المُشركينَ وفي المُشركينَ ناسٌ مِن المُسلمينَ، فَفَتَكَ أبو سُفيانَ فإذا الوادِي يَسِيلُ بالرِّجالِ والسِّلاحِ، قالَ سَلمةُ: فَجِئتُ بسِتَّةٍ مِن
كنز العمّالـ به نقل از اِياس بن سلمه، از پدرش ـ: قريش، سهيل بن عمرو و حُوَيطب بن عبد العزّى و مكرز بن حفص را براى عقد قرارداد صلح، پيش پيامبر صلى الله عليه و آله فرستادند. هنگامى كه پيامبر خدا چشمش به آنها افتاد و سهيل را در ميان آن افراد ديد، فرمود: «اين قوم، كار شما را سهل كردند. خويشاوندان شما را نزدتان فرستاده اند و خواهان صلح هستند. پس قربانى ها را [به طرف آنها]حركت دهيد و لبيّك گوييد، شايد اين كار، دل هاى آنان را نرم كند».
صداى «لبّيك» از گوشه و كنار اردوگاه برخاست و بانگ لبيّك، همه جا پيچيد. آن سه نفر آمدند و تقاضاى صلح كردند.
در حالى كه مردم با يكديگر صلح كرده بودند و در ميان مسلمانان، تعدادى از [اسراى] مشركان بودند و در ميان مشركان، تعدادى از [اسراى]مسلمانان، ابو سفيان ناگاه
كنز العمّال عن عبد اللّهِ بن أبي أوفى:كُنّا يومَ الشَّجرَةِ ألفا وأربَعَمِائةٍ أو ألفا وثلاثَمِائةٍ، وكانَت أسلَمُ يومَئذٍ ثُمنُ المُهاجِرينَ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از عبد اللّه بن ابى اَوفى ـ: در روز بيعت رضوان، تعداد ما هزار و چهار صد يا هزار و سيصد نفر بود و قبيله اَسلَم در آن روز، يكْ هشتمِ مهاجران بودند.
۱.كنز العمّال: ج 10 ص 480 ص 30150.
كنز العمّال عن أنس:إنَّ قُرَيشا صالَحُوا النبيَّ صلى الله عليه و آله مِنهُم سُهَيلُ بنُ عَمرٍو، فقالَ النبيُّ صلى الله عليه و آله لِعَليٍّ: اُكتُبْ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، فقالَ سُهَيلٌ: أمّا بسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ فلا نَدرِي ما بسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، ولكنِ اكتُبْ بما نَعرِفُ: بِاسمِكَ اللَّهُمَّ، فقالَ: اكتُبْ مِن مُحمَّدٍ رسولِ اللّهِ، قالوا: لو عَلِمنا أنّك رَسولُ اللّهِ لاتَّبَعناكَ، ولكنِ اكتُبْ اسمَكَ واسمَ أبِيكَ، فقالَ النبيُّ صلى الله عليه و آله: اكتُبْ مِن محمّدِ بنِ عبدِ اللّهِ، فَاشتَرَطُوا علَى النبيِّ صلى الله عليه و آله أنَّ مَن جاءَ مِنكُم لَم نَرُدَّهُ علَيكُم، ومَن جاءَ مِنّا رَدَدتُمُوهُ علَينا، فقالوا: يا رسولَ اللّهِ، أنَكتُبُ هذا؟ قالَ:
كنز العمّالـ به نقل از اَنَس ـ: قريش با پيامبر صلى الله عليه و آله قرارداد صلح امضا كردند و يكى از آنان، سهيل بن عمرو بود. پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: «بنويس: بسم اللّه الرحمن الرحيم».
سهيل گفت: ما نمى دانيم بسم اللّه الرحمن الرحيم چيست؛ بلكه چيزى را بنويس كه برايمان آشناست. بنويس: «باسمك الّلهم».
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بنويس: از محمّد، پيامبر خدا».
نمايندگان قريش گفتند: اگر معتقد بوديم كه تو پيامبر خدا هستى، از تو پيروى مى كرديم. به جاى آن، نام خودت و نام پدرت را بنويس.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بنويس: از محمّد پسر عبد اللّه».
يكى از شروط آنان با پيامبر صلى الله عليه و آله اين بود كه اگر كسى از مسلمانان پيش مشركان رفت، او را
۱.كنز العمّال: ج 10 ص 480 ح 30151.