حكمت خداوند
3 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ العَبدَ لَيُشرِفُ عَلى حاجَةٍ مِن حَوائِجِ الدُّنيا، فَيَذكُرُهُ اللّهُ مِن فَوقِ سَبعِ سَماواتٍ، فَيَقولُ: مَلائِكَتي إنَّ عَبدي هذا قَد أشرَفَ عَلى حاجَةٍ مِن حَوائِجِ الدُّنيا؛ فَإِن فَتَحتُها لَهُ فَتَحتُ بابا إلَى النّارِ، ولكِنِ ازووها عَنهُ.
فَيُصبِحُ العَبدُ عاضّا عَلى أنامِلِهِ، يَقولُ: مَن سَبَقَني؟ مَن دَهاني؟ وما هِيَ إلّا رَحمَةٌ رَحِمَهُ اللّهُ بِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا بنده در آستانه رسيدن به حاجتى از حاجت هاى دنيا قرار مى گيرد؛ امّا خداوند از فراز هفت آسمان، ياد او مى كند و مى فرمايد: «فرشتگان من! اين بنده ام به حاجتى از حاجت هاى دنيا نزديك شده است. اگر آن را برايش بگشايم، درى به سوى آتش گشوده ام. پس، آن را از او دور كنيد».
بنده، انگشت حسرت مى گزد و مى گويد: چه كسى بر من [در رسيدن به آن حاجت]پيشى گرفت؟ چه كسى به من نيرنگ زد؟ در صورتى كه اين، جز لطفى نيست كه خداوند در حقّ او نموده است.
۱.حلية الأولياء: ج 7 ص 208 و ج 3 ص 305 وفيه «ازودها» بدل «ازووها» و «سبقني» بدل «سعى بي» وكلاهما عن ابن عبّاس وراجع: التمحيص: ص 56 ح 113 وبحار الأنوار: ج 67 ص 243 ح 81.
المستدرك على الصحيحين عن جابر بن عبد اللّه عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَدعُو اللّهُ بِالمُؤمِنِ يَومَ القِيامَةِ حَتّى يوقِفَهُ بَينَ يَدَيهِ، فَيَقولُ: عَبدي، إنّي أمَرتُكَ أن تَدعُوَني ووَعَدتُكَ أنِ استَجَبتُ لَكَ، فَهَل كُنتَ تَدعوني؟ فَيَقولُ: نَعَم يا رَبِّ.
فَيَقولُ: أما إنَّكَ لَم تَدعُني بِدَعوَةٍ إلَا استُجيبَ لَكَ، فَهَل لَيسَ دَعَوتَني يَومَ كَذا وكَذا لِغَمٍّ نَزَلَ بِكَ أن اُفَرِّجَ عَنكَ فَفَرَّجتُ عَنكَ؟ فَيَقولُ: نَعَم يا رَبِّ.
فَيَقولُ: فَإِنّي عَجَّلتُها لَكَ فِي الدُّنيا، ودَعَوتَني يَومَ كَذا وكَذا لِغَمٍّ نَزَلَ بِكَ أن اُفَرِّجَ عَنكَ فَلَم تَرَ فَرَجا؟ قالَ: نَعَم يا رَبِّ، فَيَقولُ: إنِّي ادَّخَرتُ لَكَ بِها فِي الجَنَّةِ كَذا وكَذا.
قالَ رَسولُ اللّهِ
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر خدا فرمود: «روز قيامت، خداوند، مؤمن را صدا مى زند و او را در برابر خود، نگه مى دارد و مى فرمايد: بنده ام! من به تو دستور دادم كه مرا بخوانى و وعده ات دادم كه پاسخت دهم. آيا مرا مى خواندى؟.
بنده مى گويد: آرى، اى پروردگار من!
خداوند مى فرمايد: هر دعايى به درگاهم كردى، برايت مستجاب شد. آيا فلان و بهمان روز براى اندوهى كه به تو رسيده بود، دعا نكردى تا اندوهت را بزُدايم و من آن را از تو زُدودم؟.
مى گويد: چرا، اى پروردگار من!
خداوند مى فرمايد: پس، آن را در همان دنيا برايت برآوردم. آيا فلان و بهمان روز براى اندوهى كه به تو رسيده بود، دعا نكردى تا اندوهت را بزُدايم و گشايشى نديدى؟.
مى گويد: چرا، اى پروردگار من!
خداوند مى
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 671 ح 1819.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آدمى حاجتى را مى طلبد؛ امّا خداوند، به خاطر خير و مصلحتش، آن را از او دور مى گردانَد و نمى دهد. پس به ناحق، مردم را متّهم مى كند و مى گويد: چه كسى مرا بى نياز، جلوه داد؟ ۳
۱.يعني من تزيّن بالباطل وعارضني فيما سألته من الأمير ـ مثلاً ـ ليغيظني بذلك ويُدخل الأذى والضرر عليّ بمعارضته. وفي اللسان: المتشبّع: المتزيّن بأكثر ممّا عنده، يتكثّر بذلك ويتزيّن بالباطل، كالمرأة تكون للرجل ولها ضرائر فتتشبّع بما تدّعي من الحظوة عند زوجها بأكثر ممّا عنده لها، تريد بذلك غيظ جاراتها (فيض القدير: ج 2 ص 429، وراجع: لسان العرب: ج 8 ص 172 «شبع»).
۲.المعجم الكبير: ج 11 ص 284 ح 12011 عن ابن عبّاس.
۳.يعنى حقّ مرا با باطل در هم آميخت و از موقعيت من، كاست و من نتوانستم به خواسته ام برسم. در نتيجه، به من ضرر زد.