حدیث دربارهسَرور اذان گويان

الطبقات الكبرى عن محمّد بن إبراهيم بن الحارث التيميّ:لَمّا تُوُفِّيَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أذَّنَ بِلالٌ ورَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَم يُقبَر، فَكانَ إذا قالَ: «أشهَدُ أنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّهِ» انتَحَبَ النّاسُ فِي المَسجِدِ. قالَ: فَلَمّا دُفِنَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ لَهُ أبو بَكرٍ: أذِّن. فَقالَ: إن كنتَ إنَّما أعتَقتَني لِأَن أكونَ مَعَكَ فَسَبيلُ ذلِكَ، وإن كُنتَ أعتَقتَني للّهِِ فَخَلِّني ومَن أعتَقتَني لَهُ. فَقالَ: ما أعتَقتُكَ إلّا للّهِِ. قالَ: فَإِنّي لا اُؤَذِّنُ لِأَحَدٍ بَعدَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. قالَ: فَذاكَ إلَيكَ. قالَ: فَأَقامَ حَتّى خَرَجَت بُعوثُ الشّامِ فَسارَ مَعَهُم حَتَّى انتَهى إلَيها. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از محمّد بن ابراهيم بن حارث تَيمى ـ: چون پيامبر خدا وفات يافت و هنوز به خاك سپرده نشده بود، بلال اذان گفت. به جمله «أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه» كه رسيد، جمعيّت در مسجد، شيون سر دادند. هنگامى كه پيامبر خدا به خاك سپرده شد، ابو بكر به بلال گفت: اذان بگو. بلال گفت: اگر مرا آزاد كردى كه با تو باشم، راه باز است [و مى توانى دوباره مرا برده خود كنى]؛ ولى اگر مرا به خاطر خدا آزاد كردى، پس مرا با همان كسى كه به خاطرش آزادم كردى، تنها بگذار. ابو بكر گفت: من تو را جز به خاطر خدا آزاد نكردم. بلال گفت: پس بعد از پيامبر خدا، براى هيچ كس اذان نمى گويم. ابو بكر گفت: اختيار با توست. بلال [در مدينه] ماند تا آن كه لشكريان به سوى شام، خارج شدند. بلال نيز با آنان همراه شد و به شام رفت.
۱.الطبقات الكبرى: ج 3 ص 236.

احادیث دیگر این موضوع

۸