حدیث دربارهكمك گرفتن از مشركان

المصنّف لابن أبي شيبة عن سعيد بن المنذر:خَرَجَ رَسولُ اللّه عليه السلام إلى اُحد، فَلَمّا خَلَفَ ثَنيةَ الوِداعِ فَنَظَرَ خَلْفَهُ فَإذا كَتيبَةٌ خَشناءُ، فَقالَ مَنْ هؤلاء؟ قالُوا: عَبْداللّهِ بنِ أُبَيِ بْنِ سلول ومَواليهِ مِنَ اليَهُودِ قالَ: أقْد أَسلموا؟ قالُوا: لا، بَلْ عَلى دينِهِم، قالَ: مُرُوهم فَلْيَرجِعُوا، فإنّا لا نَستَعِينُ بِالمُشركينَ. ۱
المصنَّف، ابن ابى شيبهـ به نقل از سعيد بن منذر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله عازم اُحُد شد و وقتى ثنية الوداع ۲ را پشت سر گذاشت، پشت سرش را نگاه كرد و ناگهان گروهى را ديد كه حامل سلاح فراوان بودند. پرسيد: «اينان كيان اند؟». گفته شد: عبد اللّه بن اُبَىّ بن سلّول و هم پيمانان يهودىِ اويند. فرمود: «آيا ايمان آورده اند؟». جواب داده شد: خير؛ بلكه همچنان به دين خودشان هستند. فرمود: «فرمان بدهيد برگردند؛ چون ما از مشركان، كمك نمى گيريم».
۱.المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 489 ح 26.
۲.محلّى در بيرون مدينه، كه مسافران در آن مكان، بدرقه مى شدند.

احادیث دیگر این موضوع

۶
شرح نهج البلاغةـ به نقل از واقدى ـ: خُبَيب بن يِساف، مردى دلير بود؛ ولى اسلام نمى آورد. هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى بدر حركت كرد، او و قيس بن محرّث ـ و به قولى، ابن حارث ـ كه بر آيين مردم خود بودند، نيز به راه افتادند و در [وادىِ]عقيق، به پيامبر خدا رسيدند. خبيب، غرق در آهن بود. پيامبر خدا او را از زير كلاهخُود شناخت و به سعد بن مُعاذ كه در كنارش حركت مى كرد، رو كرد و فرمود: «او خبيب بن يساف نيست؟». گفت: چرا. پس خبيب جلو آمد و تنگِ ناقه پيامبر خدا را گرفت. پيامبر صلى الله عليه و آله به او و قيس بن محرّث فرمود: «شما چرا آمده ايد؟». خبيب گفت: تو خواهرزاده ما و همسايه ما (در پناه ما) هستى و ما براى غنيمت آمده ايم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «كسى كه همدين ما نيست، نبايد همراه ما به جنگ بيايد». خبيب گفت: قوم من مى دانند كه من مردى بسيار جنگ آور و سختْ گزند هستم. بنا بر اين، براى غنيمت در كنار تو مى جنگم؛ امّا اسلام نمى آورم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «نه؛ بلكه مسلمان شو و سپس بجنگ!». وى باز در منطقه روحاء نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من به پروردگار جهانيان ايمان آوردم و گواهى مى دهم كه تو فرستاده خدايى. پيامبر صلى الله عليه و آله خوش حال شد و فرمود: «حالا به راهت ادامه بده». او در بدر و جاهاى ديگر، شجاعت بسيارى از خود نشان داد. امّا قيس بن محدّث [در آن زمان] از مسلمان شدن امتناع كرد و به مدينه بر گشت؛ ولى وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله از بدر باز گشت، او هم مسلمان شد و در جنگ اُحُد شركت كرد و كشته شد.