حدیث دربارهكمك گرفتن از مشركان

شرح نهج البلاغةـ عن الواقدي في ذِكِر غَزوةِ اُحُدٍ ـ: فلَمّا انتَهى إلى رَأسِ الثَّنِيَّةِ، التَفَتَ فَنَظَرَ إلى كَتِيبَةٍ خَشناءَ لَها زَجَلٌ خَلفَهُ، فقالَ: ما هذهِ؟ قالَ: هذِهِ حُلَفاءُ ابنِ اُبيٍّ مِن اليَهُودِ، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا نَستَنصِرُ بِأهلِ الشِّركِ على أهلِ الشِّركِ. ۱
شرح نهج البلاغةـ به نقل از واقدى، درباره غزوه اُحُد ـ: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به رأس الثنيّه رسيد، بر گشت و پشت سرش را نگاه كرد. چشمش به يك گردان مسلّحِ نيزه دار افتاد. پرسيد: «اينها كيستند؟». گفتند: يهوديانِ هم پيمان [عبد اللّه]بن اُبَى هستند. پيامبر خدا فرمود: «ما در برابر مشركان، از مشركان يارى نمى گيريم».
۱.شرح نهج البلاغة: ج 14 ص 227.

احادیث دیگر این موضوع

۶
شرح نهج البلاغةـ به نقل از واقدى ـ: خُبَيب بن يِساف، مردى دلير بود؛ ولى اسلام نمى آورد. هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى بدر حركت كرد، او و قيس بن محرّث ـ و به قولى، ابن حارث ـ كه بر آيين مردم خود بودند، نيز به راه افتادند و در [وادىِ]عقيق، به پيامبر خدا رسيدند. خبيب، غرق در آهن بود. پيامبر خدا او را از زير كلاهخُود شناخت و به سعد بن مُعاذ كه در كنارش حركت مى كرد، رو كرد و فرمود: «او خبيب بن يساف نيست؟». گفت: چرا. پس خبيب جلو آمد و تنگِ ناقه پيامبر خدا را گرفت. پيامبر صلى الله عليه و آله به او و قيس بن محرّث فرمود: «شما چرا آمده ايد؟». خبيب گفت: تو خواهرزاده ما و همسايه ما (در پناه ما) هستى و ما براى غنيمت آمده ايم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «كسى كه همدين ما نيست، نبايد همراه ما به جنگ بيايد». خبيب گفت: قوم من مى دانند كه من مردى بسيار جنگ آور و سختْ گزند هستم. بنا بر اين، براى غنيمت در كنار تو مى جنگم؛ امّا اسلام نمى آورم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «نه؛ بلكه مسلمان شو و سپس بجنگ!». وى باز در منطقه روحاء نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من به پروردگار جهانيان ايمان آوردم و گواهى مى دهم كه تو فرستاده خدايى. پيامبر صلى الله عليه و آله خوش حال شد و فرمود: «حالا به راهت ادامه بده». او در بدر و جاهاى ديگر، شجاعت بسيارى از خود نشان داد. امّا قيس بن محدّث [در آن زمان] از مسلمان شدن امتناع كرد و به مدينه بر گشت؛ ولى وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله از بدر باز گشت، او هم مسلمان شد و در جنگ اُحُد شركت كرد و كشته شد.