خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
حکمتنامه پیامبر اعظم(ص) ج ۸
موضوعات
كمك گرفتن از مشركان
6290. ما در برابر مشركان، از مشركان [ـِ …
حدیث درباره
كمك گرفتن از مشركان
حکمتنامه پیامبر اعظم(ص) ج ۸، ص ۴۰۳، ح ۶۲۹۰
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
كمك گرفتن از مشركان
عنه صلى الله عليه و آله:
إنّا لا نَستَعِينُ بِالمُشركينَ عَلى المُشركينَ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
ما در برابر مشركان، از مشركان [ـِ ديگر] يارى نمى جوييم.
۱.
كنز العمّال: ج 4 ص 358 ح 10888 عن خبيب بن يساف.
کلیدواژهها
شرک
فهرست موضوعات عربی
کمک گرفتن از مشرکان
احادیث دیگر این موضوع
۶
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما از مشرك، كمك نمى گيريم.
المصنَّف، ابن ابى شيبهـ به نقل از سعيد بن منذر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله عازم اُحُد شد و وقتى ثنية الوداع محلّى در بيرون مدينه، كه مسافران در آن مكان، بدرقه مى شدند. را پشت سر گذاشت، پشت سرش را نگاه كرد و ناگهان گروهى را ديد كه حامل سلاح فراوان بودند. پرسيد: «اينان كيان اند؟». گفته شد: عبد اللّه بن اُبَىّ بن سلّول و هم پيمانان يهودىِ اويند. فرمود: «آيا ايمان آورده اند؟». جواب داده شد: خير؛ بلكه همچنان به دين خودشان هستند. فرمود: «فرمان بدهيد برگردند؛ چون ما از مشركان، كمك نمى گيريم».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بر گرد؛ چون من هرگز از مشرك، مدد نمى گيرم.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از آتش مشركان، روشنايى مخواهيد.
شرح نهج البلاغةـ به نقل از واقدى ـ: خُبَيب بن يِساف، مردى دلير بود؛ ولى اسلام نمى آورد. هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى بدر حركت كرد، او و قيس بن محرّث ـ و به قولى، ابن حارث ـ كه بر آيين مردم خود بودند، نيز به راه افتادند و در [وادىِ]عقيق، به پيامبر خدا رسيدند. خبيب، غرق در آهن بود. پيامبر خدا او را از زير كلاهخُود شناخت و به سعد بن مُعاذ كه در كنارش حركت مى كرد، رو كرد و فرمود: «او خبيب بن يساف نيست؟». گفت: چرا. پس خبيب جلو آمد و تنگِ ناقه پيامبر خدا را گرفت. پيامبر صلى الله عليه و آله به او و قيس بن محرّث فرمود: «شما چرا آمده ايد؟». خبيب گفت: تو خواهرزاده ما و همسايه ما (در پناه ما) هستى و ما براى غنيمت آمده ايم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «كسى كه همدين ما نيست، نبايد همراه ما به جنگ بيايد». خبيب گفت: قوم من مى دانند كه من مردى بسيار جنگ آور و سختْ گزند هستم. بنا بر اين، براى غنيمت در كنار تو مى جنگم؛ امّا اسلام نمى آورم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «نه؛ بلكه مسلمان شو و سپس بجنگ!». وى باز در منطقه روحاء نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من به پروردگار جهانيان ايمان آوردم و گواهى مى دهم كه تو فرستاده خدايى. پيامبر صلى الله عليه و آله خوش حال شد و فرمود: «حالا به راهت ادامه بده». او در بدر و جاهاى ديگر، شجاعت بسيارى از خود نشان داد. امّا قيس بن محدّث [در آن زمان] از مسلمان شدن امتناع كرد و به مدينه بر گشت؛ ولى وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله از بدر باز گشت، او هم مسلمان شد و در جنگ اُحُد شركت كرد و كشته شد.
شرح نهج البلاغةـ به نقل از واقدى، درباره غزوه اُحُد ـ: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به رأس الثنيّه رسيد، بر گشت و پشت سرش را نگاه كرد. چشمش به يك گردان مسلّحِ نيزه دار افتاد. پرسيد: «اينها كيستند؟». گفتند: يهوديانِ هم پيمان [عبد اللّه]بن اُبَى هستند. پيامبر خدا فرمود: «ما در برابر مشركان، از مشركان يارى نمى گيريم».
حدیث 6289
موضوع
حدیث 6291