تشويق به مواسات

7 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:سَيِّدُ الأَعمالِ ثَلاثُ خِصالٍ: إنصافُكَ النّاسَ مِن نَفسِكَ، ومُواساةُ الأَخِ فِي اللّهِ عز و جل، وذِكرُ اللّهِ تَبارَكَ وتَعالى عَلى كُلِّ حالٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سرآمد كارها، سه چيز است: دادخواهى مردم از خود، مُواسات در راه خداوند عز و جل نسبت به برادر [ـِ دينى]، و هماره به ياد خداوند متعال بودن.
۱.الخصال: ص 125 ح 121 عن يونس بن عبد الرحمن يرفعه إلى الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 74 ص 392 ح 9.
عنه صلى الله عليه و آله:لِلمُؤمِنِ عَلَى المُؤمِنِ سَبعَةُ حُقوقٍ واجِبَةٍ مِنَ اللّهِ عز و جل عَلَيهِ: الإِجلالُ لَهُ في عَينِهِ، وَالوُدُّ لَهُ في صَدرِهِ، وَالمُواساةُ لَهُ في مالِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مؤمن را بر مؤمن، هفت حق است كه از جانب خداوند عز و جل بر او واجب گشته اند: او را در چشم خويش بزرگ بدارد؛ در سينه خود، دوستش بدارد؛ در مال خود، شريكش بگرداند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 398 ح 5850، بحارالأنوار: ج 74 ص 222 ح 3.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن كانَ لَهُ قَميصانِ فَليَلبَس أحَدَهُما، وَليَكُنِ الآخَرُ لِأَخيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه دو پيراهن دارد، يكى از آن دو را بپوشد و ديگرى را به برادرش بدهد.
۱.الأمالي للطوسي: ص 538 ح 1162 عن أبي ذرّ، بحارالأنوار: ج 77 ص 90 ح 3.
مصادقة الإخوان عن خلّاد السندي رفعه:أبطَأَ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَجُلٌ، فَقالَ: ما أبطَأَ بِكَ؟ فَقالَ: العُريُ يا رَسولَ اللّهِ. فَقالَ: أما كانَ لَكَ جارٌ لَهُ ثَوبانِ يُعيرُكَ أحَدَهُما؟ فَقالَ: بَلى يا رَسولَ اللّهِ. فَقالَ صلى الله عليه و آله: ما هذا لَكَ بِأَخٍ. ۱
مصادقة الإخوانـ به نقل از خلّاد سِندى، در حديثى كه سَندش را به اهل بيت عليهم السلام مى رساند ـ: مردى ديرتر [از ديگر اصحاب] به نزد پيامبر خدا آمد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «چرا دير كردى؟». گفت: برهنگى باعث شد، اى پيامبر خدا! فرمود: «آيا همسايه اى نداشتى كه دو جامه داشته باشد و يكى را به تو عاريه دهد؟». گفت: چرا، اى پيامبر خدا! فرمود: «او برادر تو نيست».
۱.مصادقة الإخوان: ص 139 ح 4.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن واسَى الفَقيرَ مِن مالِهِ، وأنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ، فَذلِكَ المُؤمِنُ حَقّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس فقير را در مال خود شريك گرداند و با مردم به انصاف رفتار كند، او مؤمن حقيقى است.
۱.الكافي: ج 2 ص 147 ح 17 عن جعفر بن إبراهيم الجعفري عن الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 75 ص 25 ح 5.
عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي الدُّعاءِ ـ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ. وَارزُقني مُواساةَ مَن قَتَّرتَ عَلَيهِ مِن رِزقِكَ مِمّا وَسَّعتَ عَلَيَّ مِن فَضلِكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا ـ: بار خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست. و مرا اين عطا فرما كه از آنچه به فضل خود بر من گشايش داده اى، نسبت به كسى كه روزى را بر او تنگ كرده اى، مواسات كنم.
۱.فلاح السائل: ص 258 ح 154 عن فاطمة بنت الإمام الحسن عن أبيها عليه السلام، بحارالأنوار: ج 87 ص 68 ح 19.
الفضائل عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري:كُنّا جُلوسا عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذ وَرَدَ عَلَينا أعرابِيٌّ أشعَثَ ۱ الحالِ، عَلَيهِ ثِيابٌ رَثَّةٌ، الفَقرُ ظاهِرٌ بَينَ عَينَيهِ. وجَعَلَ يَقولُ شِعرا. فَلَمّا سَمِعَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله كَلامَهُ بَكى بُكاءً شَديدا، ثُمَّ قالَ لِأَصحابِهِ:. فَمَن مِنكُم يُواسي هذَا الفَقيرَ؟ قالَ: فَلَم يُجِبهُ أحَدٌ. وكانَ في ناحِيَةِ المَسجِدِ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام يُصَلّي رَكَعاتٍ تَطَوُّعا وكانَ قائِما، فَأَومَأَ بِيَدِهِ إلَى الأَعرابِيِّ، فَدَنا مِنهُ، فَدَفَعَ الخاتَمَ مِن يَدِهِ إلَيهِ وهُوَ في صَلاتِهِ. ۲
الفضائلـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: نزد پيامبر خدا نشسته بوديم كه باديه نشينى با سر و وضع آشفته و جامه هايى كهنه و پاره، به طورى كه فقر در چهره اش كاملاً نمايان بود، بر ما وارد شد. و داشت شعر مى گفت. پيامبر صلى الله عليه و آله با شنيدن سخنان او، به شدّت گريست و به اصحابش فرمود: «كدام يك از شما نسبت به اين فقير، مواسات مى كند؟». هيچ كس جوابى نداد. در گوشه مسجد، على بن ابى طالب عليه السلام نماز مستحبّى مى خواند و در حال قيام بود. به آن باديه نشين اشاره كرد. باديه نشين، نزديك رفت و على عليه السلام در همان حال كه مشغول نماز بود، انگشتر را از دست خويش در آورد و به او داد.
۱.الأشعَث: المُغبَرّ الرأس، المُنتَتِف الشَّعَر، الحافِّ الذي لم يَدَّهِن (تاج العروس: ج 3 ص 225 «شعث»).
۲.الفضائل: ص 125، بحارالأنوار: ج 35 ص 192 ح 14.