حدیث دربارهتشويق به مواسات

الفضائل عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري:كُنّا جُلوسا عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذ وَرَدَ عَلَينا أعرابِيٌّ أشعَثَ ۱ الحالِ، عَلَيهِ ثِيابٌ رَثَّةٌ، الفَقرُ ظاهِرٌ بَينَ عَينَيهِ. وجَعَلَ يَقولُ شِعرا. فَلَمّا سَمِعَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله كَلامَهُ بَكى بُكاءً شَديدا، ثُمَّ قالَ لِأَصحابِهِ:. فَمَن مِنكُم يُواسي هذَا الفَقيرَ؟ قالَ: فَلَم يُجِبهُ أحَدٌ. وكانَ في ناحِيَةِ المَسجِدِ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام يُصَلّي رَكَعاتٍ تَطَوُّعا وكانَ قائِما، فَأَومَأَ بِيَدِهِ إلَى الأَعرابِيِّ، فَدَنا مِنهُ، فَدَفَعَ الخاتَمَ مِن يَدِهِ إلَيهِ وهُوَ في صَلاتِهِ. ۲
الفضائلـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: نزد پيامبر خدا نشسته بوديم كه باديه نشينى با سر و وضع آشفته و جامه هايى كهنه و پاره، به طورى كه فقر در چهره اش كاملاً نمايان بود، بر ما وارد شد. و داشت شعر مى گفت. پيامبر صلى الله عليه و آله با شنيدن سخنان او، به شدّت گريست و به اصحابش فرمود: «كدام يك از شما نسبت به اين فقير، مواسات مى كند؟». هيچ كس جوابى نداد. در گوشه مسجد، على بن ابى طالب عليه السلام نماز مستحبّى مى خواند و در حال قيام بود. به آن باديه نشين اشاره كرد. باديه نشين، نزديك رفت و على عليه السلام در همان حال كه مشغول نماز بود، انگشتر را از دست خويش در آورد و به او داد.
۱.الأشعَث: المُغبَرّ الرأس، المُنتَتِف الشَّعَر، الحافِّ الذي لم يَدَّهِن (تاج العروس: ج 3 ص 225 «شعث»).
۲.الفضائل: ص 125، بحارالأنوار: ج 35 ص 192 ح 14.

احادیث دیگر این موضوع

۶