حدیث دربارهمجموعه فضايل امّت اسلامى
الإمام الحسن عليه السلام:جاءَ نَفَرٌ مِنَ اليَهودِ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَسَأَلَهُ أعلَمُهُم عَن أشياءَ، فَكانَ فيما سَأَلَهُ: أخبِرنا عَن سَبعِ خِصالٍ أعطاكَ اللّهُ مِن بَينِ النَّبِيّينَ، وأعطى اُمَّتَكَ مِن بَينِ الاُمَمِ؟
فَقالَ النَبِيُّ صلى الله عليه و آله: أعطانِيَ اللّهُ عز و جل: فاتِحَةَ الكِتابِ، وَالأَذانَ، وَالجَماعَةَ فِي المَسجِدِ، ويَومَ الجُمُعَةِ، وَالصَّلاةَ عَلَى الجَنائِزِ، وَالإِجهارَ في ثَلاثِ صَلَواتٍ، وَالرُّخصَةَ لِاُمَّتي عِندَ الأَمراضِ وَالسَّفَرِ، وَالشَّفاعَةَ لِأَصحابِ الكَبائِرِ مِن اُمَّتي.
قالَ اليَهودِيُّ: صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ، فَما جَزاءُ مَن قَرَأَ فاتِحَةَ الكِتابِ؟
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَن قَرَأَ فاتِحَةَ الكِتابِ أعطاهُ اللّهُ عز و جلبِعَدَدِ كُلِّ آيَةٍ نَزَلَت مِنَ السَّماءِ ثَوابَ تِلاوَتِها. وأَمَّا الأَذانُ فَإِنَّهُ يُحشَرُ المُؤَذِّنونَ مِن اُمَّتي مَعَ النَّبِيّينَ وَالصِّدِّيقينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحينَ. وأمَّا الجَماعَةُ فَإِنَّ صُفوفَ اُمَّتي فِي الأَرضِ كَصُفوفِ المَلائِكَةِ فِي السَّماءِ، وَالرَّكعَةُ فِي جَماعَةٍ أربَعٌ وعِشرونَ رَكعَةً، كُلُّ رَكعَةٍ أحَبُّ إلَى اللّهِ عز و جل مِن عِبادَةِ أربَعينَ سَنَةً. وأمّا يَومُ الجُمُعَةِ فَإِنَّ اللّهَ يَجمَعُ فيهِ الأَوَّلينَ وَالآخرينَ لِلحِسابِ، فَما مِن مُؤمِنٍ مَشى إلَى الجَماعَةِ ۱ إلّا خَفَّفَ اللّهُ عز و جل عَلَيهِ أهوالَ يَومِ القِيامَةِ ثُمَّ يُجازيهِ الجَنَّةَ. وأمَّا الإجهارُ فَإِنَّهُ يَتَباعَدُ مِنهُ لَهَبُ النّارِ بِقَدرِ ما يَبلُغُ صَوتُهُ، ويَجوزُ عَلَى الصِّراطِ، ويُعطَى السُّرورَ حَتّى يَدخُلَ الجَنَّةَ. وأمَّا السّادِسُ فَإِنَّ اللّهَ عز و جل يُخَفِّفُ أهوالَ يَومِ القِيامَةِ لِاُمَّتي كَما ذَكَرَ اللّهُ فِي القُرآنِ، وما مِن مُؤمِنٍ يُصَلّي عَلَى الجنائِزِ إلّا أوجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ إلّا أن يَكونَ منافِقا أو عاقّا. وأمّا شَفاعَتي فَفي أصحابِ الكَبائِرِ ما خَلا أهلِ الشِّركِ وَالظُّلمِ. قالَ: صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ، وأنا أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ، وأنَّكَ رَسولُهُ خاتَمُ النَّبِيّينَ وإمامُ المُتَّقينَ ورَسولُ رَبِّ العالَمينَ.
فَلَمّا أسلَمَ وحَسُنَ إسلامُهُ أخرَجَ رِقّا أبيَضَ فيهِ جَميعُ ما قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله وقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، وَالَّذي بَعَثَكَ بالحَقِّ نِبِيّا مَا استَنسَختُها إلّا مِنَ الأَلواحِ الَّتي كَتَبَ اللّهُ عز و جللِموسَى بنِ عِمرانَ. ۲
امام حسن عليه السلام:جمعى از يهود نزد پيامبر خدا آمدند. عالم ترينِ آنان، سؤالاتى از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد. از جمله پرسيد: آن، كدام هفت چيز است كه خداوند از ميان پيامبران به تو داد و از ميان امّت ها به امّت تو؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند عز و جل به من، فاتحة الكتاب را بخشيد و اذان و [نماز]جماعت در مسجد و روز جمعه و نماز خواندن بر جنازه و خواندن سه نماز با صداى بلند و رخصت به امّتم در اوقات بيمارى و سفر، و شفاعت كردن آن دسته از امّتم كه مرتكب گناه كبيره شده اند».
يهودى گفت: درست گفتى، اى محمّد! ثواب كسى كه فاتحة الكتاب را بخوانَد، چيست؟
پيامبر خدا فرمود: «كسى كه فاتحة الكتاب را بخواند، خداوند عز و جل به شمارِ هر آيه اى كه از آسمان نازل شده است، ثواب تلاوت آن را به او عطا مى فرمايد.
امّا اذان: اذان گويانِ امّت من با پيامبران و راستگويان و شهيدان و درستكاران، محشور مى شوند.
امّا جماعت: صف هاى امّت من، در زمين، همانند صف هاى فرشتگان در آسمان است و هر ركعت نماز با جماعت، [معادلِ] بيست و چهار ركعت است و هر ركعتى نزد خداوند عز و جلمحبوب تر از عبادت چهل سال است.
امّا روز جمعه: خداوند، در اين روز، اوّلين و آخرينِ خلايق را براى حسابرسى گِرد مى آورد. پس، هيچ مؤمنى نيست كه به سوى جماعت ۳ برود، مگر آن كه خداوند عز و جل، وحشت هاى روز قيامت را براى او آسان مى سازد. سپس بهشت را به او پاداش مى دهد.
امّا با صداى بلند خواندن: به هر اندازه اى كه صداى شخص برسد، زبانه آتش از او دور مى گردد و از صراط مى گذرد و شادمانى به او داده مى شود تا آن كه به بهشت در آيد.
امّا ششمين: خداوند عز و جل، چنان كه در قرآن فرموده است، هراس هاى روز قيامت را براى امّتم آسان مى گردانَد. و هيچ مؤمنى نيست كه بر جنازه ها نماز بخواند، جز آن كه خداوند، بهشت را بر او واجب مى سازد، مگر آن كه منافق يا عاقّ والدين باشد.
امّا شفاعتم: براى كسى است كه مرتكب گناهان كبيره شود، به استثناى اهل شرك و ستم».
يهودى گفت: درست گفتى، اى محمّد! من، گواهى مى دهم كه معبودى جز خداوند يكتا نيست و تو پيامبرِ او و خاتمِ پيامبران و پيشواى پرهيزگاران و فرستاده خداوندگار جهانيان هستى.
پس از آن كه اسلام آورد، پوست نازك سفيدى را در آورد كه همه آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله گفته بود، در آن بود و گفت: اى پيامبر خدا! سوگند به آن كه تو را به حق به پيامبرى برانگيخت، من، اين را از الواحى كه خداوند عز و جل براى موسى بن عمران عليه السلام نوشته است، رونويسى كرده ام.