حدیث دربارهمعناى سوداگرى آخرت

مكارم الأخلاق:قالَ ابنُ مَسعودٍ [لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله]: بِأَبي أنتَ واُمّي يا رَسولَ اللّهِ، كَيفَ لي بِتِجارَةِ الآخِرَةِ؟ فقالَ صلى الله عليه و آله: لا تُريحَنَّ لِسانَكَ عَن ذِكرِ اللّهِ، وذلِكَ أن تَقولَ: «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ ولا إلهَ إلَا اللّهُ وَاللّهُ أكبَرُ» فَهذِهِ التِّجارَةُ المُربِحَةُ. وقالَ اللّهُ تَعالى: «يَرْجُونَ تِجَـرَةً لَّن تَبُورَ * لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ» ۱. ۲
مكارم الأخلاق:ابن مسعود [به پيامبر خدا] گفت: پدر و مادرم به فدايت، اى پيامبر خدا! چگونه تجارت آخرت كنم؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هرگز زبانت را از ياد خدا رها نساز، يعنى اين كه [پيوسته]بگويى: سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر. اين است تجارت سودآور. خداى متعال مى فرمايد: «به تجارتى اميد بسته اند كه هرگز كساد نمى شود، تا [خداوند] مُزدهاى آنان را به تمام و كمال، به آنان بدهد و از فضل خويش، بر آنان بيفزايد» ».
۱.فاطر: 29 و 30.
۲.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 356 ح 2660 عن عبد اللّه بن مسعود، بحار الأنوار: ج 77 ص 106 ح 1.

احادیث دیگر این موضوع

۳
مسند ابن حنبلـ به نقل از اَنَس ـ: مردى گفت: اى پيامبر خدا! فلانى درخت خرمايى [در باغ من] دارد و من مى خواهم باغم را با آن، ديواربندى كنم. دستور دهيد درختش را به من بدهد تا با آن، باغم را ديواربندى كنم. پيامبر صلى الله عليه و آله به صاحب نخل فرمود: «نخلت را در ازاى نخلى در بهشت، به او بده». امّا آن مرد نپذيرفت. سپس ابو دَحداح به نزد او آمد و گفت: نخلت را به باغ خرمايم بفروش. مرد فروخت. پس ابو دحداح نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: من آن نخل را به [بهاى]باغم خريدم. آن نخل را به آن مرد (صاحب باغ) بدهيد؛ زيرا من آن را به شما [هديه] مى دهم. پيامبر خدا چند بار فرمود: «چه بسيار خُرما بُن هايى كه در بهشت، از آنِ ابو دحداح شد!». آن گاه، ابو دَحداح نزد همسرش [در باغ] رفت و به او گفت: اى امّ دحداح! از اين باغ برو بيرون؛ كه من آن را در برابر نخلى در بهشت، فروختم. همسرش نيز گفت: [اين] معامله سود كرد! يا جمله اى شبيه اين گفت [كه نشان مى داد از معامله همسرش راضى است].