حدیث دربارهمعناى سوداگرى آخرت

عنه صلى الله عليه و آله:لَيسَ شَيءٌ أطيَبَ عِندَ اللّهِ مِن ريحِ فَمِ صائِمٍ تَرَكَ الطَّعامَ وَالشَّرابَ للّهِِ رَبِّ العالَمينَ، وآثَرَ اللّهَ عَلى ما سِواهُ، وَابتاعَ آخِرَتَهُ بِدُنياهُ، فَإِنِ استَطَعتَ أن يَأتِيَكَ المَوتُ وأنتَ جائِعٌ، وكَبِدُكَ ظَمآنُ فَافعَل؛ فَإِنَّكَ تَنالُ بِذلِكَ أشرَفَ المَنازِلِ، وتَحُلُّ مَعَ الأَبرارِ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نزد خداوند، چيزى خوش تر از بوى دهان روزه دارى نيست كه به خاطر خداى پروردگار جهانيان، از خوردن و آشاميدن، خوددارى ورزيده و خدا را بر ماسِواى او برگزيده و آخرتش را به دنيايش خريده است. پس اگر مى توانى كارى كنى كه وقتى مرگْ تو را در مى رسد، گرسنه باشى و جگرت تشنه باشد، چنين كن؛ زيرا با اين كار، به عالى ترين منازل مى رسى و با نيكان و شهيدان و شايستگان، همنشين مى شوى.
۱.التحصين لابن فهد: ص 20 ح 39 عن سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل.

احادیث دیگر این موضوع

۳
مسند ابن حنبلـ به نقل از اَنَس ـ: مردى گفت: اى پيامبر خدا! فلانى درخت خرمايى [در باغ من] دارد و من مى خواهم باغم را با آن، ديواربندى كنم. دستور دهيد درختش را به من بدهد تا با آن، باغم را ديواربندى كنم. پيامبر صلى الله عليه و آله به صاحب نخل فرمود: «نخلت را در ازاى نخلى در بهشت، به او بده». امّا آن مرد نپذيرفت. سپس ابو دَحداح به نزد او آمد و گفت: نخلت را به باغ خرمايم بفروش. مرد فروخت. پس ابو دحداح نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: من آن نخل را به [بهاى]باغم خريدم. آن نخل را به آن مرد (صاحب باغ) بدهيد؛ زيرا من آن را به شما [هديه] مى دهم. پيامبر خدا چند بار فرمود: «چه بسيار خُرما بُن هايى كه در بهشت، از آنِ ابو دحداح شد!». آن گاه، ابو دَحداح نزد همسرش [در باغ] رفت و به او گفت: اى امّ دحداح! از اين باغ برو بيرون؛ كه من آن را در برابر نخلى در بهشت، فروختم. همسرش نيز گفت: [اين] معامله سود كرد! يا جمله اى شبيه اين گفت [كه نشان مى داد از معامله همسرش راضى است].