درمان وسوسه

4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّ لِلوَسواسِ خَطما كخَطمِ الطّائرِ، فإذا غَفَلَ ابنُ آدَمَ وَضَعَ ذلكَ المِنقارَ في اُذُنِ القَلبِ يُوَسوِسُ، فإنِ ابنُ آدمَ ذَكَرَ اللّهَ عز و جل نَكَصَ وخَنَسَ، فذلكَ سُمِّيَ الوَسواسَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:وسواس، منقارى چون منقار پرنده دارد و هر گاه آدمى دچار غفلت شود، آن منقار را در گوش دل او مى گذارد و وسوسه مى كند. در اين هنگام، اگر آدمى خداوند عز و جلرا ياد كند، وسواس منصرف مى شود و كنار مى رود. به همين دليل، شيطان را «وسواس» گفته اند.
۱.كنز العمال: ج 1 ص 251 ح 1267 نقلاً عن ابن شاهين في الترغيب في الذكر عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ إبليسَ لَهُ خُرطُومٌ كخُرطُومِ الكَلبِ واضِعُهُ على قَلبِ ابنِ آدمَ يُذَكِّرُهُ الشَّهَواتِ واللَّذّاتِ، ويأتِيهِ بِالأمانيّ، ويَأتِيهِ بالوَسوَسَةِ على قَلبِهِ ليُشَكِّكَهُ في ربِّهِ، فإذا قالَ العَبدُ: «أعوذُ باللّهِ السَّميعِ العَليمِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ وأعوذُ باللّهِ أن يَحضُرونِ إنّ اللّهَ هُوَ السَّميعُ العَليمُ» خَنَسَ الخُرطُومُ عَنِ القَلبِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شيطان، پوزه اى مانند پوزه سگ دارد كه آن را بر روى دل آدمى مى گذارد و شهوت ها و لذّت ها را به او يادآورى مى كند و آرزوها را به سراغش مى آورد و در دلش وسوسه مى كند تا او را درباره پروردگارش به شك اندازد. در اين هنگام، اگر آدمى بگويد: «أعوذ باللّه السميع العليم مِن الشيطانِ الرجيمِ و أعوذ باللّه اَن يحضرونِ إنّ اللّه هو السميع العليم؛ از شيطانِ رانده شده، به خداى شنواى دانا پناه مى برم، و به خدا پناه مى برم از اين كه [شيطان ها]نزد من حاضر شوند، به راستى كه خداوند، همان شنواى داناست»، پوزه اش را از روى دل كنار مى برد.
۱.كنز العمال: ج 1 ص 251 ح 1266 نقلاً عن الديلمي عن معاذ.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن وَجَدَ مِن هذا الوَسواسِ فلْيَقُلْ: آمَنتُ باللّهِ ورَسولِهِ ثلاثا، فإنّ ذلكَ يَذهَبُ عَنهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس از اين وسوسه چيزى در خود ديد، سه مرتبه بگويد: «آمنتُ باللّهِ و رسوله؛ به خدا و پيامبرش ايمان آوردم»، وسوسه اش از بين مى رود.
۱.كنز العمال: ج 1 ص 247 ح 1245 نقلاً عن ابن السنّي عن عائشة.
الإمام الصادق عليه السلام:أتى النبيَّ صلى الله عليه و آله رجلٌ فقالَ: لقد لَقيتُ مِن وسوَسَةِ صدري شِدَّةً وأنا رجلٌ مُعيلٌ مَدينٌ مَحُوجٌ فقالَ لهُ: كرِّرْ هذهِ الكلِماتِ «تَوَكّلتُ علَى الحَيِّ الذي لايَموتُ، والحَمدُ للّهِ الّذي لَم يَتَّخِذْ صاحِبَةً ولا وَلَدا، ولَم يَكُن لَهُ شَريكٌ في المُلكِ، ولَم يَكُن لَهُ وَليٌّ مِن الذُّلِّ وكَبِّرْهُ تَكبيرا» فلَم يَلبَثِ الرّجُلُ أن عادَ إلَيهِ، فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، أذهَبَ اللّهُ عَنّي وَسوَسَةَ صَدري، وقَضى دَيني ووَسَّعَ رِزقي. ۱
امام صادق عليه السلام:مردى خدمت پيامبر خدا آمد و گفت: در دلم وسوسه شديدى افتاده، در حالى كه من مردى عيالوار و بدهكار و نيازمند هستم. پيامبر خدا فرمود: «اين جملات را تكرار كن: توكّلتُ علَى الحَىِّ الذى لايموتُ و الحمدُ للّهِِ الذى لم يتّخذْ صاحبةً ولا ولداً، ولم يكن له شريك فى المُلك و لم يكن له ولىٌّ من الذُّلِّ، و كبّره تكبيراً؛ توكّل مى كنم بر زنده اى كه نمى ميرد و ستايش، براى خداوندى است كه همراه و فرزندى اختيار نكرده است و در جهاندارى، شريكى ندارد و يارى از سرِ ذلّت نگرفته است، و او را بسيار بزرگ بشمار». ديرى نگذشت كه آن مرد، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله باز گشت و گفت: اى پيامبر خدا! خداوند، وسوسه سينه ام را از بين برد و بدهىِ مرا ادا كرد و روزى ام را وسعت بخشيد.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 338 ح 986 عن أبي حمزة الثمالي.