وسوسه در اعتقادات

5 حدیث
كنز العمّال عن ابن مسعودٍ:سَأَلنا رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عنِ الرّجُلِ يَجِدُ الشّيءَ لَو خَرَّ مِن السّماءِ فتَخطَفُهُ الطَّيرُ كانَ أحَبَّ إلَيهِ مِن أن يَتَكلَّمَ بهِ، قالَ: ذاكَ مَحضُ الإيمانِ، أو صَريحُ الإيمانِ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: از پيامبر خدا سؤال كرديم كه گاهى اوقات چيزهايى از ذهن انسان مى گذرد كه اگر از آسمان سقوط كند و در وسط آسمان، پرنده او را برُبايد، برايش خوش تر است تا اين كه آن خطورات ذهنى را به زبانش آورَد. پيامبر خدا فرمود: «اين، ايمان محض است، يا ايمان ناب است».
۱.كنز العمال: ج 1 ص 398 ح 1709 نقلاً عن ابن عساكر.
كنز العمّال عن الزهريّ:إنّ اُناسا من أصحابِ رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله أتَوا رسولَ اللّهِ فَقالوا لرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أرأيتَ شيئا نَجِدُها في صُدورِنا وَسوَسَةَ الشَّيطانِ، لَأن يَقعَ أحَدُنا مِن الثُّرَيّا أحَبُّ إلَيهِ مِن أن يَتَكلَّمَ بِها! فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أقَد وَجَدتُم ذلكَ؟ قالوا: نَعَم، قالَ: ذلكَ صَريحُ الإيمانِ. إنَّ الشَّيطانَ يُريدُ العَبدَ فيما دُونَ ذلكَ، فإذا عُصِمَ العَبدُ مِنهُ وقَعَ فيما هُنالِكَ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از زُهرى ـ: عدّه اى از اصحاب، خدمت پيامبر خدا آمدند و گفتند: [گاهى اوقات]در سينه هاى خود، وسوسه شيطان را مى يابيم كه اگر هريك از ما از ستاره ثريّا سقوط كند، برايش خوش تر از آن است كه آن وسوسه ذهنى را به زبان آورَد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آيا به راستى، چنين احساسى (ترس از اظهار آن) مى يابيد؟». گفتند: آرى. فرمود: «اين، ايمان ناب است. شيطان در پايين تر از اين چيزها، قصد [منحرف ساختن]بنده را مى كند و هر گاه بنده از [خطر]او مصون ماند، با اين گونه وسوسه ها به سراغ او مى آيد».
۱.كنز العمال: ج 1 ص 400 ح 1715 نقلاً عن محمّد بن عثمان الآذرعي في كتاب الوسوسة.
الإمامُ الجواد عليه السلامـ وقد كَتبَ إلى رجُلٍ يَشكو إلَيهِ لَمَما يَخطِرُ على بالِهِ ـ: إنَّ اللّهَ عز و جلإن شاءَ ثَبّتَكَ فلا يَجعَلُ لإبليسَ علَيكَ طَريقا، قد شَكا قَومٌ إلَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله لَمَما يَعرِضُ لَهُم لَأن تَهوي بِهِمُ الرِّيحُ ۱ أي عصفت به حتى هوت به في المطارح البعيدة (مجمع البحرين: ج 3 ص 1889). أو يُقَطَّعوا أحَبُّ إلَيهِم مِن أن يَتَكلَّموا بهِ، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أتَجِدونَ ذلكَ؟ قالوا: نَعَم، فقالَ: والّذي نَفسي بِيَدِهِ إنَّ ذلكَ لَصَريحُ الإيمانِ، فإذا وَجَدتُموهُ فقُولوا: آمَنّا باللّهِ ورسولِهِ ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا باللّهِ. ۲
امام جواد عليه السلامـ در پاسخ به نامه مردى كه به ايشان نوشته بود و در آن، از وسوسه هايى كه به ذهنش خطور مى كند، شكايت كرده بود ـ: اگر خداوند عز و جل بخواهد، تو را ثبات [ـِ عقيده] مى بخشد و راه نفوذ شيطان را در تو مى بندد. به پيامبر صلى الله عليه و آله نيز عدّه اى، از وسوسه هاى ذهنىِ خود شكايت كردند؛ وسوسه هايى كه دوست داشتند باد، آنان را به جاهاى دوردست پرتاب كند و يا قطعه قطعه شوند، امّا آنها را به زبان نياورند؛ امّا پيامبر خدا به ايشان فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، اين همان ايمان ناب است. هر گاه با اين وسوسه ها رو به رو شديد، بگوييد: آمنّا باللّه و رسوله ولا حول ولاقوّة الا باللّه؛ به خدا و پيامبرش ايمان آورده ايم و هيچ نيرو و توانى نيست، مگر به خدا».
۱.هَوَى: أي هلك، وأصله أن يسقط من جبل، وقوله تعالى: «أو تهوي به الريح»
۲.الكافي: ج 2 ص 425 ح 4 عن علي بن مهزيار.
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ رجُلاً أتى رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فقالَ: يا رسولَ اللّهِ إنّني نافَقتُ، فقال: واللّهِ، ما نافَقتَ ولو نافَقتَ ما أتَيتَني تُعلِمُني، ما الّذي رابَكَ؟ أظُنُّ العَدُوَّ الحاضِرَ ۱ أتاكَ فقالَ لَكَ: مَن خَلَقَكَ؟ فقُلتَ: اللّهُ خَلَقَني، فقالَ لَكَ: مَن خَلَقَ اللّهَ؟ قالَ: إي والّذي بَعَثَكَ بالحَقِّ لَكانَ كَذا. فقالَ: إنّ الشَّيطانَ أتاكُم مِن قِبَلِ الأعمالِ فلَم يَقوَ علَيكُم، فأتاكُم مِن هذا الوَجهِ لِكَي يَستَزِلَّكُم، فإذا كانَ كذلكَ فلْيَذكُرْ أحَدُكُم اللّهَ وَحدَهُ. ۲

امام باقر عليه السلام:مردى خدمت پيامبر خدا آمد و گفت: من دچار نفاق شده ام. پيامبر خدا فرمود: «به خدا سوگند، تو منافق نشده اى. اگر منافق بودى، نزد من نمى آمدى تا مرا از آن آگاه كنى. چه چيز تو را به ترديد افكنده است؟ گمان مى كنم آن دشمن حاضر [در همه جا، شيطان] به سراغت آمده و به تو گفته است: چه كسى تو را آفريده است؟ و تو گفته اى: خدا مرا خلق كرده است، و او به تو گفته است: چه كسى خدا را آفريده است؟». مرد گفت: آرى، سوگند به آن كه تو را به حق برانگيخت، همين گونه است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «شيطان از طريق اعمال و كردارهايتان نزد شما آمد و نتوانست بر شما چيره شود. اكنون از اين راه (عقايد) به سراغتان آمده است تا شما را بلغزاند. هر گاه چنين چيزى براى يكى از شما پيش آمد، خدا را به

۱.في بعض النسخ: «الخاطر». (كما في هامش المصدر).
۲.الكافي: ج 2 ص 425 ح 5 عن حمران.
الكافي عن ابن أبي عميرٍ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصّادق عليه السلام:جاءَ رجُلٌ إلَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، هَلَكتُ! فقالَ لَهُ صلى الله عليه و آله: أتاكَ الخَبيثُ فقالَ لَكَ: مَن خَلَقَكَ؟ فقُلتَ: اللّهُ، فقالَ لَكَ: اللّهُ مَن خَلَقَهُ؟ فقالَ: إي والّذي بَعَثَكَ بالحَقِّ لَكانَ كَذا، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ذاكَ واللّهِ مَحضُ الإيمانِ. قالَ ابنُ أبي عُمَيرٍ: فحَدَّثتُ بذلكَ عَبدَ الرّحمنِ بنَ الحَجّاجِ فقالَ: حَدَّثَني أبي عن أبي عبدِاللّهِ عليه السلام أنّ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله إنّما عَنى بقولِهِ: «هذا واللّهِ مَحضُ الإيمانِ» خَوفَهُ أن يَكونَ قَد هَلَكَ حَيثُ عَرَضَ لَهُ ذلكَ في قَلبِهِ. ۱

الكافىـ به نقل از ابن ابى عمير، از محمّد بن مسلم، از امام صادق عليه السلام ـ: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! هلاك شدم. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «آن خبيث (شيطان) به سراغ تو آمد و گفت: چه كسى تو را آفريده است؟ و تو گفتى: خدا، و او گفت: خدا را چه كسى آفريده است؟». مرد گفت: آرى، سوگند به آن كه تو را به حق برانگيخت، مطلب همين گونه است [كه مى فرمايى]. پيامبر خدا فرمود: «به خدا سوگند كه اين، ايمان محض است». ابن ابى عمير مى گويد: من اين حديث را براى عبد الرحمان بن حجّاج گفتم. او گفت: پدرم از امام صادق عليه السلام برايم حديث كرد كه فرمود: مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله از اين كه فرمود: «به خدا سوگند كه اين، ايمان محض است»، همان ترس او از اين

۱.الكافي: ج 2 ص 425 ح 3، بحارالأنوار: ج 55 ص 324.