حدیث دربارهحكمت هاى جامع حسينى

كتاب من لا يحضره الفقيه بإسناده عن الحسين بن عليّ عليه السلامـ لَمّا قيلَ لَهُ: كَيفَ أصبَحتَ يَابنَ رَسولِ اللّهِ؟ ـ: أصبَحتُ ولي رَبٌّ فَوقي، وَالنّارُ أمامي، وَالمَوتُ يَطلُبُني، وَالحِسابُ مُحدِقٌ بي ۱، وأنَا مُرتَهَنٌ بِعَمَلي، لا أجِدُ ما اُحِبُّ ولا أدفَعُ ما أكرَهُ، وَالاُمورُ بِيَدِ غَيري، فَإِن شاءَ عَذَّبَني، وإن شاءَ عَفا عَنّي، فَأَيُّ فَقيرٍ أفقَرُ مِنّي؟! ۲
كتاب من لا يحضره الفقيهـ به سندش، از امام حسين عليه السلام، هنگامى كه به ايشان گفته شد: اى فرزند پيامبر خدا! چگونه صبح كردى؟ ـ: صبح كردم، در حالى كه پروردگارم بر فراز من و آتش، جلوى من است و مرگ، مرا مى جويد و حساب، مرا احاطه كرده است و من، در گروِ عمل خويشم. نه آنچه دوست دارم، مى يابم و نه مى توانم آنچه را ناخوش دارم، از خود برانم. كارها به دست غيرِ من است. اگر بخواهد، عذابم مى كند و اگر بخواهد، از من درمى گذرد. پس كدام فقير، فقيرتر از من است؟».
۱.أحدق القوم بالبلد: أحاطوا به (المصباح المنير: ص 125 «حدق»).
۲.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 404 ح 5873، الأمالي للصدوق: ص 707 ح 971 كلاهما عن المفضّل بن عمر عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، جامع الأخبار: ص 237 ح 604، روضة الواعظين: ص 537 كلاهما من دون إسنادٍ إلى المعصوم، بحار الأنوار: ج 76 ص 15 ح 2.

احادیث دیگر این موضوع

۶
تحف العقولـ از امام حسين عليه السلام ـ: من، شما را به پرواى الهى سفارش مى كنم و از روزهاى [انتقام] او پرهيز مى دهم و [نشانه ها و] پرچم هاى او را براى شما برمى افرازم. گويى آن [مرگ] هراس انگيز، با آمدنى خوفناك و در رسيدنى ناآشنا و مزه اى ناگوار، در رسيده و بر جانتان و ميان شما و كردارِ نيك، حايل شده است. پس [به مدد نعمت] تن درستى در چند صباحِ عمر خود، چنان در كردار شتاب كنيد كه گويى ناگهان، بر شما شبيخون مى زند و شما را از روى زمين به درونش مى كشاند و از فراز به فرود مى افكند و از اُلفت، به تنهايى درمى اندازد و از فضاى گشاده و روشن به ظلمات مى راند و از فراخنا به تنگنا جاى مى دهد؛ آن جا كه هيچ خويشاوندى ديدار نمى شود و به احوالپرسى بيمارى نمى روند و فريادى را پاسخ نمى گويند. خداوند، ما و شما را بر هراس هاى آن روزِ هولناك يارى دهد و ما و شما را از شكنجه آن برَهاند و پاداش شايان خود را بر ما و شما واجب فرمايد. اى بندگان خدا! اگر حتّى همين [دنيا]، پايانِ ميدانِ مسابقه [ى زندگى] و منزل نهايى شما مى بود، باز سزا بود كه انسان در آن به كار بپردازد تا اندوه او را بزُدايد و او را از دنيا كنار بكشانَد و به كوشش خود در رهايى جويى از جهان بيفزايد، چه رسد به اين كه آدمى پس از اين جهان، در گرو دستاورد خويش است و به حسابرسى بازش مى دارند و نه وزيرى دارد كه او را نگه دارد و نه پشتيبانى كه از او حمايت كند. در اين روز است كه «هيچ كس را كه از پيش، ايمانى نداشته يا با داشتن ايمان، كار خيرى نكرده است، ايمان [جديدش]سودى نمى دهد. بگو در انتظار [عذاب] بمانيد كه ما نيز منتظر [مجازات دادن]هستيم» . شما را به پروا كردن از خدا سفارش مى كنم؛ زيرا خدا ضمانت داده است كه كسى را كه از او پروا كند، از آنچه ناخوشش باشد، بدانچه او را خوش آيد، انتقال دهد و از آن جا كه گمان نمى برد و حساب نمى كند، روزى اش رساند. مبادا تو از كسانى باشى كه به سبب گناهانِ بندگان خدا، بر آنان بيمناك است؛ ولى از سزاى گناه خويش، آسوده خاطر است؛ زيرا خداى ـ تبارك و تعالى ـ درباره بهشتش نيرنگ نمى خورد و آنچه [از نعيم آخرت] نزد اوست، جز با فرمان بُردارى از او به دست نمى آيد، إن شاء اللّه!