حدیث دربارهحكمت هاى جامع حسينى

كفاية الأثر عن يحيى بن يعمن ۱: كُنتُ عِندَ الحُسَينِ عليه السلام:كفاية الأثر عن يحيى بن يعمن ۲: كُنتُ عِندَ الحُسَينِ عليه السلام: إذ دَخَلَ عَلَيهِ رَجُلٌ مِنَ العَرَبِ مُتَلَثِّما، أسمَرُ شَديدُ السُّمرَةِ، فَسَلَّمَ ورَدَّ الحُسَينُ عَلَيهِ السَّلامَ، فَقالَ: يَابنَ رَسولِ اللّهِ مَسأَلَةٌ! قالَ: هاتِ. قالَ: فَما أقبَحُ شَيءٍ؟ قالَ: الفِسقُ فِي الشَّيخِ قَبيحٌ، وَالحِدَّةُ ۳ فِي السُّلطانِ قَبيحَةٌ، وَالكَذِبُ في ذِي الحَسَبِ قَبيحٌ، وَالبُخلُ في ذِي الغِنى، وَالحِرصُ فِي العالِمِ. ۴۵
كفاية الأثرـ به نقل از يحيى بن يعمن (نعمان) ـ: نزد امام حسين عليه السلام بودم كه عربى به شدّت گندمگون و نقابدار بر او در آمد و سلام كرد. امام حسين عليه السلام پاسخ داد. [مرد عرب]گفت: اى فرزند پيامبر خدا! سؤالى دارم. فرمود: «بگو.». گفت: زشت ترين چيز، چيست؟ فرمود: «فسق و فُجورِ در پيرمرد، خشم در سلطان، دروغ در انسانِ بزرگ، بخل در توانگر و حرص در دانشمند».
۱.في بحار الأنوار: «يحيى بن نعمان».
۲.في بحار الأنوار: «يحيى بن نعمان».
۳.الحِدَّةُ: الغَضَبُ (النهاية: ج 1 ص 353 «حدد»).
۴.كفاية الأثر: ص 232، بحار الأنوار: ج 36 ص 384 ح 5.
۵.في بحار الأنوار: «يحيى بن نعمان».

احادیث دیگر این موضوع

۶
تحف العقولـ از امام حسين عليه السلام ـ: من، شما را به پرواى الهى سفارش مى كنم و از روزهاى [انتقام] او پرهيز مى دهم و [نشانه ها و] پرچم هاى او را براى شما برمى افرازم. گويى آن [مرگ] هراس انگيز، با آمدنى خوفناك و در رسيدنى ناآشنا و مزه اى ناگوار، در رسيده و بر جانتان و ميان شما و كردارِ نيك، حايل شده است. پس [به مدد نعمت] تن درستى در چند صباحِ عمر خود، چنان در كردار شتاب كنيد كه گويى ناگهان، بر شما شبيخون مى زند و شما را از روى زمين به درونش مى كشاند و از فراز به فرود مى افكند و از اُلفت، به تنهايى درمى اندازد و از فضاى گشاده و روشن به ظلمات مى راند و از فراخنا به تنگنا جاى مى دهد؛ آن جا كه هيچ خويشاوندى ديدار نمى شود و به احوالپرسى بيمارى نمى روند و فريادى را پاسخ نمى گويند. خداوند، ما و شما را بر هراس هاى آن روزِ هولناك يارى دهد و ما و شما را از شكنجه آن برَهاند و پاداش شايان خود را بر ما و شما واجب فرمايد. اى بندگان خدا! اگر حتّى همين [دنيا]، پايانِ ميدانِ مسابقه [ى زندگى] و منزل نهايى شما مى بود، باز سزا بود كه انسان در آن به كار بپردازد تا اندوه او را بزُدايد و او را از دنيا كنار بكشانَد و به كوشش خود در رهايى جويى از جهان بيفزايد، چه رسد به اين كه آدمى پس از اين جهان، در گرو دستاورد خويش است و به حسابرسى بازش مى دارند و نه وزيرى دارد كه او را نگه دارد و نه پشتيبانى كه از او حمايت كند. در اين روز است كه «هيچ كس را كه از پيش، ايمانى نداشته يا با داشتن ايمان، كار خيرى نكرده است، ايمان [جديدش]سودى نمى دهد. بگو در انتظار [عذاب] بمانيد كه ما نيز منتظر [مجازات دادن]هستيم» . شما را به پروا كردن از خدا سفارش مى كنم؛ زيرا خدا ضمانت داده است كه كسى را كه از او پروا كند، از آنچه ناخوشش باشد، بدانچه او را خوش آيد، انتقال دهد و از آن جا كه گمان نمى برد و حساب نمى كند، روزى اش رساند. مبادا تو از كسانى باشى كه به سبب گناهانِ بندگان خدا، بر آنان بيمناك است؛ ولى از سزاى گناه خويش، آسوده خاطر است؛ زيرا خداى ـ تبارك و تعالى ـ درباره بهشتش نيرنگ نمى خورد و آنچه [از نعيم آخرت] نزد اوست، جز با فرمان بُردارى از او به دست نمى آيد، إن شاء اللّه!