حدیث دربارهادب طواف

بَكرُ بنُ مُحَمَّد:خَرَجتُ أطوفُ وأنَا إلى جَنبِ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام حَتّى فَرَغَ مِن طَوافِهِ، ثُمَّ مالَ فَصَلّى رَكعَتَينِ مَعَ رُكنِ البَيتِ والحَجَرِ، فَسَمِعتُهُ يَقولُ ساجِدًا: «سَجَدَ وَجهي لَكَ تَعَبُّدًا ورِقًّا، ولا إلهَ إلاّ أنتَ حَقًّا حَقًّا، الأَوَّلُ قَبلَ كُلِّ شَيءٍ، والآخِرُ بَعدَ كُلِّ شَيءٍ، وها أنَا ذا بَينَ يَدَيكَ، ناصِيَتي بِيَدِكَ، فَاغفِر لي إنَّهُ لا يَغفِرُ الذَّنبَ العَظيمَ غَيرُكَ، فَاغفِر لي فَإِنّي مُقِرٌّ بِذُنوبي عَلى نَفسي، ولا يَدفَعُ الذَّنبَ العَظيمَ غَيرُكَ». ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ ووَجهُهُ مِنَ البُكاءِ كَأَنَّما غُمِسَ فِي الماءِ ۱.
بكر بن محمد:بيرون آمدم و در كنار امام صادق عليه السلام به طواف مشغول بودم، تا آن كه از طوافش فارغ شد. سپس كنار آمد و دو ركعت نماز خواند، با ركنِ كعبه و حجرالأسود و شنيدم كه در سجده مى گفت: «چهره ام از روى عبوديت و بردگى براى تو سجود مى كند، و جز تو معبودى نيست، حقّا و براستى! پيش از هرچيز، نخستين و پس از هر چيز، آخرينى، اينك اين منم در پيشگاهت. (هستى ام در قبضه قدرت توست)، مرا بيامرز، كه جز تو، گناه بزرگ را نمى بخشايد. مرا ببخشاى، كه به گناهانم بر خويش اقرار مى كنم و گناه بزرگ را جز تو كسى دفع نمى كند». سپس سربلند كرد، از گريه صورتش چنان بود كه گويا در آب فرو برده شده است.
۱.قرب الإسناد: 39 / 127، وراجع التهذيب: 3 / 94 / 254.

احادیث دیگر این موضوع

۷
سعدان بن مسلم:امام كاظم عليه السلام را ديدم كه دست بر حجر الأسود كشيد، سپس طواف كرد، دور هفتم كه تمام شد به وسط خانه خدا آمد و «ملتزم» را كه اصحاب ما براى دعا به آن مى چسبند، رها كرد. دستش را بر كعبه گشود و مقدارى درنگ كرد، سپس كنار حجر الأسود رفت و بر آن دست كشيد و پشت مقام ابراهيم عليه السلام نماز خواند. دوباره بازگشت و حجر الأسود را لمس كرد، سپس رفت تا در دور هفتمِ طواف به «ملتزم» رسيد، به وسط خانه خدا آمد و دست خود را گشود، باز حجر الأسود را لمس كرد و پشت مقام ابراهيم عليه السلام دو ركعت نماز خواند. سپس حجر الأسود را لمس كرد و به طواف پرداخت، آخر دور هفتم به وسط خانه خدا آمد، باز دست بر حجر الأسود كشيد، سپس دو ركعت نماز، پشت مقام ابراهيم عليه السلام گزارد. باز نزد حجر الأسود آمد و ميان حجر الأسود و درِ كعبه را دست كشيد، سپس مدتى مكث كرد، كنار حجر الأسود آمد، هشت ركعت نماز خواند، آخرين ديدارش با كعبه، زير ناودان بود. دست خود را گشود و دعا كرد. سپس مدتى توقّف كرد، آنگاه از در حنّاطان بيرون رفت.