حدیث دربارهفلسفه حج
الرَّبيعُ بنُ خَيثَم:شَهِدتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام وهُوَ يُطافُ بِهِ حَولَ الكَعبَةِ فِي مَحمِلٍ وهُوَ شَديدُ المَرَضِ، فَكانَ كُلَّما بَلَغَ الرُّكنَ اليَمانِيَّ أمَرَهُم فَوَضَعوهُ بِالأَرضِ، فَأَخرَجَ يَدَهُ مِن كَوَّةِ المَحمِلِ حَتّى يَجُرَّها عَلَى الأَرضِ، ثُمَّ يَقولُ: اِرفَعوني. فَلَمّا فَعَلَ ذلِكَ مِرارًا في كُلِّ شَوطٍ قُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ يَابنَ رَسولِ اللّهِ، إنَّ هذا يَشُقُّ عَلَيكَ!
فَقالَ: إنّي سَمِعتُ اللّهَ عَزَّوجَلَّ يَقولُ: «لِيَشهَدوا مَنافِعَ لَهُم» .
فَقُلتُ: مَنافِعُ الدُّنيا أو مَنافِعُ الآخِرَةِ؟
فَقالَ: الكُلُّ ۱.
ربيع بن خيثم:امام صادق عليه السلام را در حالى ديدم كه بشدّت بيمار بود و داخل تخت روان او را دور كعبه طواف مى دادند. پس هرگاه به ركن يمانى مى رسيد، دستور مى داد تا او را بر زمين بگذارند، پس دستش را از دريچه آن تخت روان بيرون مى آورد و بر زمين مى كشيد. سپس مى فرمود: بلندم كنيد. چون اين كار را چند بار، در هردور انجام داد، به آن حضرت عرض كردم: فدايت شوم اى پسر پيامبر! اين كار برايتان دشوار است.
فرمود: از خداوند شنيده ام كه م ى فرمايد: «ليشهدوا منافع لهم؛ (تا شاهد منافعى براى خودشان باشند)» پرسيدم: منافع دنيا يا منافع آخرت؟ فرمود: همه.
۱.الكافي: 4 / 422 / 1.